○
غم، هرگز عقب نمینشیند مگر آن که به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آن که بگریزانی اش، آرام نمیگیرد مگر آن که بیرحمانه سر کوبش کنی...
✍🏼 #نادر_ابراهیمی
📕چهل نامه کوتاه به همسرم
🍏🍎🍃
غم، هرگز عقب نمینشیند مگر آن که به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آن که بگریزانی اش، آرام نمیگیرد مگر آن که بیرحمانه سر کوبش کنی...
✍🏼 #نادر_ابراهیمی
📕چهل نامه کوتاه به همسرم
🍏🍎🍃
👍1🙏1👌1
Derakht
ebi
🎼❤️🎼
تو قامت بلند تمنايي اي درخت !
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالايي اي درخت
دستت پر از ستاره و چشمت پر از بهار
زيبايي اي درخت !
✍#سیاوش_کسرایی
🍏🍎🍃
تو قامت بلند تمنايي اي درخت !
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالايي اي درخت
دستت پر از ستاره و چشمت پر از بهار
زيبايي اي درخت !
✍#سیاوش_کسرایی
🍏🍎🍃
❤1👍1🙏1
○
چه دوست باشد، که میتواند به یک سخن، دوست خود را از رنج خلاص کند، و این یک کلمه را دریغ دارد؟
👤#شمس_تبریزی
🍏🍎🍃
چه دوست باشد، که میتواند به یک سخن، دوست خود را از رنج خلاص کند، و این یک کلمه را دریغ دارد؟
👤#شمس_تبریزی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
دریغا! مردم در بند آن نیستند که چیزی بدانند، بلکه در بند آنند که خلق در ایشان اعتقاد کنند که عالِماند.
نامهی صد و بیست و دوم
👤#عینالقضات همدانی
🍏🍎🍃
دریغا! مردم در بند آن نیستند که چیزی بدانند، بلکه در بند آنند که خلق در ایشان اعتقاد کنند که عالِماند.
نامهی صد و بیست و دوم
👤#عینالقضات همدانی
🍏🍎🍃
🙏1👌1
○
هیچ کدامتان جرات نداشتید همرنگ جماعت نشوید ! برای گذراندن یک روز چقدر زوال روح لازم داشتید، چقدر دروغ، دولا راست شدن، زبان ریزی و نوکر مَآبی !
✍#ویرجینیا_وولف
📕# موجها
🍏🍎🍃
هیچ کدامتان جرات نداشتید همرنگ جماعت نشوید ! برای گذراندن یک روز چقدر زوال روح لازم داشتید، چقدر دروغ، دولا راست شدن، زبان ریزی و نوکر مَآبی !
✍#ویرجینیا_وولف
📕# موجها
🍏🍎🍃
🙏1👌1
Sefid Feat. Ali Daryayi (Dear Humans Remix)
Rasi Z
🎼❤️🎼
آن نقطه که آخر عشق است، آتش است. پروانه که عاشق آتش است، از آتش قوت خود خوردن گیرد، بلازحمت اغیار. وجود پروانه همه غیریّت است، تا دانی...
عینالقضات_همدانی
🍏🍎🍃
آن نقطه که آخر عشق است، آتش است. پروانه که عاشق آتش است، از آتش قوت خود خوردن گیرد، بلازحمت اغیار. وجود پروانه همه غیریّت است، تا دانی...
عینالقضات_همدانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
▪️ساعت دروغ میگوید! زمان دور یک دایره نمیچرخد!
▫️زمان بر روی خطی مستقیم میدود و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد. ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است!
▪️ ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو نشان میدهد که دانهای که افتاد دیگر باز نمیگردد. و به یادمان میآورد که زمان «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر باز نمیگردد. نه افسوس، نه اصرار، بر اين خط بیانتها تاثيری ندارد...
▫️تفسيرش بماند برای اهلش...
همين!
فریبی که ما را خرسند میکند بیش از صد حقیقت برای ما ارزش دارد...
📕تمشک تیغدار
✍🏾#آنتون_چخوف
🍏🍎🍃
▪️ساعت دروغ میگوید! زمان دور یک دایره نمیچرخد!
▫️زمان بر روی خطی مستقیم میدود و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد. ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است!
▪️ ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو نشان میدهد که دانهای که افتاد دیگر باز نمیگردد. و به یادمان میآورد که زمان «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر باز نمیگردد. نه افسوس، نه اصرار، بر اين خط بیانتها تاثيری ندارد...
▫️تفسيرش بماند برای اهلش...
همين!
فریبی که ما را خرسند میکند بیش از صد حقیقت برای ما ارزش دارد...
📕تمشک تیغدار
✍🏾#آنتون_چخوف
🍏🍎🍃
❤🔥1🙏1👌1
○
با یادی از #عمرانصلاحی
شاعر،نویسنده،مترجم وطنزپرداز
«با دلِ خونین، لبِ خندان بیاور"
شوخطبعیهای عمران صلاحی مهرِ تأییدی است بر این نظریهٔ برخی از ادبای قدیم: «مضمون در کوچه و خیابان ریخته، هنر در فرم بخشیدنِ به آنها است». صلاحی از دمِدستترین اتفاقها سوژه میسازد. جایی خواندم مدتی در انتخابِ عنوانِ اثری مردّد بود، ناگهان کنارِ خیابان نوشتهٔ تابلویی را مناسبدید: «عملیاتِ عمرانی»! پیشازانقلاب مراکزی برای سرگرمی و قمار و «شُربِ مُدام» وجودداشت با نام «تفریحات سالمِ اجتماعی»؛ و عنوان یکی از آثارِ عمران صلاحی «تفریحاتِ سالم» است! در مصاحبهای نیز از او پرسیدند بچهٔ کجایید؟ پاسخداد: «چهارراه گمرگِ امیریه؛ البته نه وسطِ چهارراه!». طنز حتی در شناسنامهٔ آثارِ صلاحی نیز حضوردارد. جایی بهجای «تنظیمکنندگانِ کتاب» آورده: «طنزیمکنندگان!»
صلاحی جز طنز، اشعارِ جدّی، در قالبهای گوناگون و در فرمهای سنتی و نوین نیز فراوان سروده، اما هنرش در خلقِ حکایتوارهها، روایتگونههای شوخطبعانه و اشعارِ طنزآمیز، جلوهٔ بیشتریدارد. شعر بلند و طنزآمیزِ «من بچهٔ جوادیهامِ» (۱۳۵۱) او در برخی گزینههای شعرِ امروز آمدهاست.
صلاحی به تمهیدات زبانی و آرایههای ادبی وقوفدارد و بهگونهای سهلِ ممتنع از آنها بهرهمیبرد. گمانمیکنم او بخشی از این هنرش را مرهونِ دوستیِ دیرینهاش با پرویز شاپور و کندوکاو در زوایای ادبیِ کاریکلماتورهای طنازانهٔ اوست. صلاحی از آغازِ جوانیاش، تا واپسین روزهای زندگیِ شاپور، از نزدیکترین کساناش بود. او بر برخی از دفترهای شاپور مقدمه نوشت، نامههای فروغ به شاپور را («اولین تپشهای عاشقانهٔ قلبم») باهمکاریِ کامیار (فرزند شاپور و فروغ) سروسامان داد و در قطعاتی نیز از شوخطبعیهای شاپور یادکرده:
« مستی و راستی»
«شاپورخان میگوید:
وقتی که مستِ مستم
تازه
یک آدمِ معمولی هستم».
این شعر کوتاهِ صلاحی نیز کاریکلماتورگونه است:
«فریاد نمیزنم
نزدیکتر میآیم
تا صدایم را بشنوی»
یا این عبارتِ او، که با بهکارگیریِ آرایهٔ «اِستثنای مُنقطع» طنزی بینظیر ساخته، درحقیقت کاریکلماتور است:
«تنها درآمدِ امسال، پدرمان بود!».
این رباعی را نیز احتمالاً شنیدهاید یا خواندهاید:
هشدار که با درفش نازتنکنند
تولیدگرِ برقِ سهفازت نکنند
اوضاعِ جهان دِیمی و هرکیهرکی است
کوتاه بیا تا که درازتنکنند!
#دکتر_احمد_رضا_بهرامی
🍏🍎🍃
با یادی از #عمرانصلاحی
شاعر،نویسنده،مترجم وطنزپرداز
«با دلِ خونین، لبِ خندان بیاور"
شوخطبعیهای عمران صلاحی مهرِ تأییدی است بر این نظریهٔ برخی از ادبای قدیم: «مضمون در کوچه و خیابان ریخته، هنر در فرم بخشیدنِ به آنها است». صلاحی از دمِدستترین اتفاقها سوژه میسازد. جایی خواندم مدتی در انتخابِ عنوانِ اثری مردّد بود، ناگهان کنارِ خیابان نوشتهٔ تابلویی را مناسبدید: «عملیاتِ عمرانی»! پیشازانقلاب مراکزی برای سرگرمی و قمار و «شُربِ مُدام» وجودداشت با نام «تفریحات سالمِ اجتماعی»؛ و عنوان یکی از آثارِ عمران صلاحی «تفریحاتِ سالم» است! در مصاحبهای نیز از او پرسیدند بچهٔ کجایید؟ پاسخداد: «چهارراه گمرگِ امیریه؛ البته نه وسطِ چهارراه!». طنز حتی در شناسنامهٔ آثارِ صلاحی نیز حضوردارد. جایی بهجای «تنظیمکنندگانِ کتاب» آورده: «طنزیمکنندگان!»
صلاحی جز طنز، اشعارِ جدّی، در قالبهای گوناگون و در فرمهای سنتی و نوین نیز فراوان سروده، اما هنرش در خلقِ حکایتوارهها، روایتگونههای شوخطبعانه و اشعارِ طنزآمیز، جلوهٔ بیشتریدارد. شعر بلند و طنزآمیزِ «من بچهٔ جوادیهامِ» (۱۳۵۱) او در برخی گزینههای شعرِ امروز آمدهاست.
صلاحی به تمهیدات زبانی و آرایههای ادبی وقوفدارد و بهگونهای سهلِ ممتنع از آنها بهرهمیبرد. گمانمیکنم او بخشی از این هنرش را مرهونِ دوستیِ دیرینهاش با پرویز شاپور و کندوکاو در زوایای ادبیِ کاریکلماتورهای طنازانهٔ اوست. صلاحی از آغازِ جوانیاش، تا واپسین روزهای زندگیِ شاپور، از نزدیکترین کساناش بود. او بر برخی از دفترهای شاپور مقدمه نوشت، نامههای فروغ به شاپور را («اولین تپشهای عاشقانهٔ قلبم») باهمکاریِ کامیار (فرزند شاپور و فروغ) سروسامان داد و در قطعاتی نیز از شوخطبعیهای شاپور یادکرده:
« مستی و راستی»
«شاپورخان میگوید:
وقتی که مستِ مستم
تازه
یک آدمِ معمولی هستم».
این شعر کوتاهِ صلاحی نیز کاریکلماتورگونه است:
«فریاد نمیزنم
نزدیکتر میآیم
تا صدایم را بشنوی»
یا این عبارتِ او، که با بهکارگیریِ آرایهٔ «اِستثنای مُنقطع» طنزی بینظیر ساخته، درحقیقت کاریکلماتور است:
«تنها درآمدِ امسال، پدرمان بود!».
این رباعی را نیز احتمالاً شنیدهاید یا خواندهاید:
هشدار که با درفش نازتنکنند
تولیدگرِ برقِ سهفازت نکنند
اوضاعِ جهان دِیمی و هرکیهرکی است
کوتاه بیا تا که درازتنکنند!
#دکتر_احمد_رضا_بهرامی
🍏🍎🍃
👌2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
●
عشق؛
بازتابِ تلالوءِ هستی است؛
انعکاسِ پرشکوه آب و آیینه است
عشق؛
آتش سوزنده یِ نیستان است!
گونه هایِ تب آلوده یِ خاک؛
بوسه های تردِ باران است ...
عشق؛
چشمه هایِ چشم های سبزِ خداست
عشق؛ سکوت ِ آبیِ پیله است!
بال پروازِ شاپرک است ...
عشق؛ نگاهِ پرصلابتِ خورشید
چشم هایِ خیسِ بی تاب است
گونه های زردِ مهتاب است ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
-------------------------------
I Wanna Know What Love Is
میخواهم بدانم عشق چیست!
"موسیقی سفر عشق"
Music Travel Love & Friends (at Dhafeer Fort )
#Elisa_Astrid
#Junior_Brown
🍏🍎🍃
عشق؛
بازتابِ تلالوءِ هستی است؛
انعکاسِ پرشکوه آب و آیینه است
عشق؛
آتش سوزنده یِ نیستان است!
گونه هایِ تب آلوده یِ خاک؛
بوسه های تردِ باران است ...
عشق؛
چشمه هایِ چشم های سبزِ خداست
عشق؛ سکوت ِ آبیِ پیله است!
بال پروازِ شاپرک است ...
عشق؛ نگاهِ پرصلابتِ خورشید
چشم هایِ خیسِ بی تاب است
گونه های زردِ مهتاب است ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
-------------------------------
I Wanna Know What Love Is
میخواهم بدانم عشق چیست!
"موسیقی سفر عشق"
Music Travel Love & Friends (at Dhafeer Fort )
#Elisa_Astrid
#Junior_Brown
🍏🍎🍃
❤1🙏1