○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🪴
☀️۱۸شهریور ۱۴۰۳
🌙۴ ربیع الاول ۱۴۴۶
🌲۸ سپتامبر ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴---------
-----------------------------
قلب زندگی تپنده به عشق و
دوستی و راستی
--------------🌻---------🌻------
قدم هایتان در مسیری سبز و شاد
🍃🌻🍃
نگاه حضرت دوست بدرقه ی
لحظه لحظه های حضورتان 🌻
-------------------------
دستی که نان قسمت می کند ،
دستی که پُر کند سبوی آب را
دستی که زخم ها را شفا میدهد ،
دستی که بگیرد و ایمنی بخشد ،
دستیِ لبریزِ نوازش
دستهایت لازمه ی زندگی اند...
✍#مارگوت_بیکل
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. ☀️🪴
☀️۱۸شهریور ۱۴۰۳
🌙۴ ربیع الاول ۱۴۴۶
🌲۸ سپتامبر ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴---------
-----------------------------
قلب زندگی تپنده به عشق و
دوستی و راستی
--------------🌻---------🌻------
قدم هایتان در مسیری سبز و شاد
🍃🌻🍃
نگاه حضرت دوست بدرقه ی
لحظه لحظه های حضورتان 🌻
-------------------------
دستی که نان قسمت می کند ،
دستی که پُر کند سبوی آب را
دستی که زخم ها را شفا میدهد ،
دستی که بگیرد و ایمنی بخشد ،
دستیِ لبریزِ نوازش
دستهایت لازمه ی زندگی اند...
✍#مارگوت_بیکل
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
الهی!
مگذار در غربتِ کج فهمی؛
در هزار تویِ کفر و ایمان
و در آیینه یِ
هزار تکه یِ
باورهایِ ناباور
رها شویم ...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی!
مگذار در غربتِ کج فهمی؛
در هزار تویِ کفر و ایمان
و در آیینه یِ
هزار تکه یِ
باورهایِ ناباور
رها شویم ...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
○
آیا این خواست توست
که خیال رویت
پلک های سنگین مرا
در شبهای طولانی و کسالت بار
از هم باز نگاه دارد؟
آیا خواست توست که رؤیایت
مدام در نظرم جلوه گر شود
و مرا
که خواب شیرین را وداع گفته ام
به تمسخر گیرد؟
آیا این روح توست
که از فاصله ای چونان دور
به سویم روان داشته ای
تا شرمم را
و گذران لحظه های بی ثمرم را
در من نظاره گر باشد؟
آیا این عشق توست
که اینچنین بر من سایه افکنده؟
نه… اینچنین نیست
بلکه این عشق من است
که دیدگانم را بیدار نگاه داشته
عشق حقیقی من است
که آرامش را از من ربوده
و از دیدگانم
نگاهبانانی همیشه بیدار برایت ساخته است
تو، آری… در بیداری خویش
از من بسیار دور، و به دیگران بسیار نزدیکی
و چشمان من اینجا
در بیداری خویش
تو را به انتظار نشسته اند
✍#ویلیام_شکسپیر
🍏🍎🍃
آیا این خواست توست
که خیال رویت
پلک های سنگین مرا
در شبهای طولانی و کسالت بار
از هم باز نگاه دارد؟
آیا خواست توست که رؤیایت
مدام در نظرم جلوه گر شود
و مرا
که خواب شیرین را وداع گفته ام
به تمسخر گیرد؟
آیا این روح توست
که از فاصله ای چونان دور
به سویم روان داشته ای
تا شرمم را
و گذران لحظه های بی ثمرم را
در من نظاره گر باشد؟
آیا این عشق توست
که اینچنین بر من سایه افکنده؟
نه… اینچنین نیست
بلکه این عشق من است
که دیدگانم را بیدار نگاه داشته
عشق حقیقی من است
که آرامش را از من ربوده
و از دیدگانم
نگاهبانانی همیشه بیدار برایت ساخته است
تو، آری… در بیداری خویش
از من بسیار دور، و به دیگران بسیار نزدیکی
و چشمان من اینجا
در بیداری خویش
تو را به انتظار نشسته اند
✍#ویلیام_شکسپیر
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
- یه چیزی هست،
درون تو که اونا نمیتونن
بهش برسن، یا لمسش کنن،
اون مال توئه...
+ درباره چی صحبت میکنی؟
- درباره ی امید .....
#دیالوگ
فیلم: رستگاری در شاوشنگ
---------------------------------
در درازنایِ
کبودِ شب هایِ تار
امید؛ کِرمِ کوچکِ شب تابی ست؛
بر تارکِ بُهتِ باورها؛
و تابنده، در ظلماتِ دلواپسی ها
که جنگلِ پیر را ؛
نویدِ صبحی روشن می دهد
و خورشید را
میهمان دل هایِ خسته
و آغوش سبزِ پنجره هایِ
تا به تای ِ باز و بسته می کند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
- یه چیزی هست،
درون تو که اونا نمیتونن
بهش برسن، یا لمسش کنن،
اون مال توئه...
+ درباره چی صحبت میکنی؟
- درباره ی امید .....
#دیالوگ
فیلم: رستگاری در شاوشنگ
---------------------------------
در درازنایِ
کبودِ شب هایِ تار
امید؛ کِرمِ کوچکِ شب تابی ست؛
بر تارکِ بُهتِ باورها؛
و تابنده، در ظلماتِ دلواپسی ها
که جنگلِ پیر را ؛
نویدِ صبحی روشن می دهد
و خورشید را
میهمان دل هایِ خسته
و آغوش سبزِ پنجره هایِ
تا به تای ِ باز و بسته می کند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌3
○
درودی به مهر دوستانم یکشنبه تان
به.طلوع صبحی روشن 🌻🌷🌻
روزتان لبالب از جام خوش زندگی
شاد، سلامت و پویا باشید
نیک تاک لحظه هایتان به ضرباهنگ
عشق و امید و لبخند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درودی به مهر دوستانم یکشنبه تان
به.طلوع صبحی روشن 🌻🌷🌻
روزتان لبالب از جام خوش زندگی
شاد، سلامت و پویا باشید
نیک تاک لحظه هایتان به ضرباهنگ
عشق و امید و لبخند ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3
مستانه میگریزی
علیرضا قربانی
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
🎼مستانه می گریزی
----------------------------
نسیم صبح را گفتم؛
تو با او
جانبی داری،
کز آن...
جانب که او باشد
صبا عنبر فشان آید ...
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_قربانی
🎼مستانه می گریزی
----------------------------
نسیم صبح را گفتم؛
تو با او
جانبی داری،
کز آن...
جانب که او باشد
صبا عنبر فشان آید ...
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
دل روشنی دارم ای عشق!
صدایم کن از هر کجا میتوانی..
صدا کن مرا
از صدفهای سرشارِ باران..
صدا کن مرا از گلوگاهِ سبزِ شکفتن..
صدایم کن از خلوتِ خاطراتِ پرستو!
بگو پشتِ پروازِ مرغانِ عاشق
چه رازیست؟
بگو با کدامین نفس
میتوان تا کبوتر سفر کرد؟
بگو با کدامین افق
میتوان تا شقایق خطر کرد؟
✍#محمدرضا_عبدالملکیان
🍏🍎🍃
دل روشنی دارم ای عشق!
صدایم کن از هر کجا میتوانی..
صدا کن مرا
از صدفهای سرشارِ باران..
صدا کن مرا از گلوگاهِ سبزِ شکفتن..
صدایم کن از خلوتِ خاطراتِ پرستو!
بگو پشتِ پروازِ مرغانِ عاشق
چه رازیست؟
بگو با کدامین نفس
میتوان تا کبوتر سفر کرد؟
بگو با کدامین افق
میتوان تا شقایق خطر کرد؟
✍#محمدرضا_عبدالملکیان
🍏🍎🍃
❤3
Дамирбек Олимов - Дилором / Damirbek Olimov - Dilorom (2019)
Tamoshow
🎼❤️🎼
🗣دمیربیک_عالموف
🎼 دل_آرامم
-------------------------------
وقتی تو نیستی
دنیا چیزی کم دارد
مثل کم داشتن یک وزیدن،
یک واژه، یک ماه!
من فکر میکنم در غیاب تو
همه خانههای جهان خالیست
همه پنجرهها بسته است
وقتی تو نیستی
من هم تنهاترین اتفاق
بیدلیل زمینام! ...
#سيدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
🗣دمیربیک_عالموف
🎼 دل_آرامم
-------------------------------
وقتی تو نیستی
دنیا چیزی کم دارد
مثل کم داشتن یک وزیدن،
یک واژه، یک ماه!
من فکر میکنم در غیاب تو
همه خانههای جهان خالیست
همه پنجرهها بسته است
وقتی تو نیستی
من هم تنهاترین اتفاق
بیدلیل زمینام! ...
#سيدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
❤3
📕
➖ من معتقدم که همه ى ادیان_ کاتولیک، پروتستان و یهود_جلوى دیدنِ حقایقِ اصلىِ دین را مى گیرند. من آرزو مى کنم که روزى جهان خالى از دین شود، جهانى با یک دینِ جهانى که در آن همه ى اشخاص براى تجربه و ستایش خداوند از عقلشان استفاده مى کنند!
✍#اروین_یالوم
📕 "مسئله_اسپینوزا"
-------------------------------
__کاش می آموختیم
که فقط؛ انسان باشیم و
کاش بیاد می آوردیم که
رسالتِ مان؛
بر رویِ این کره خاکی
جز عشق و شادی و مهربانی نیست!
و باور به این آگاهی که؛
خدایِ همه یِ ما یکی ست
و دینِ همه ی ما هم...
ما همگی؛
از یک روح آفریده شده ایم
همه انسان ایم
و دینِ همه یِ ما انسانیت؛
و میراث مان؛
شرافتِ انسانیِ انسان .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
➖ من معتقدم که همه ى ادیان_ کاتولیک، پروتستان و یهود_جلوى دیدنِ حقایقِ اصلىِ دین را مى گیرند. من آرزو مى کنم که روزى جهان خالى از دین شود، جهانى با یک دینِ جهانى که در آن همه ى اشخاص براى تجربه و ستایش خداوند از عقلشان استفاده مى کنند!
✍#اروین_یالوم
📕 "مسئله_اسپینوزا"
-------------------------------
__کاش می آموختیم
که فقط؛ انسان باشیم و
کاش بیاد می آوردیم که
رسالتِ مان؛
بر رویِ این کره خاکی
جز عشق و شادی و مهربانی نیست!
و باور به این آگاهی که؛
خدایِ همه یِ ما یکی ست
و دینِ همه ی ما هم...
ما همگی؛
از یک روح آفریده شده ایم
همه انسان ایم
و دینِ همه یِ ما انسانیت؛
و میراث مان؛
شرافتِ انسانیِ انسان .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
○
هیچوقت نباید به دنبال خوشبختی کامل بود. غیر ممکن است بتوان کسی را در این دنیا پیدا کرد که صد در صد خوشبخت باشد. باید به زیباییهای کوچک زندگی بسنده کرده و آنها را در کنار هم چید، درست مثل یک جاده. در آن صورت است که وقتی برگردی و پشت سرت را نگاه کنی، میبینی چه مسیر طولانیای را به سمت خوشبختی طی کردهای.
✍ #انیس_لودیگ
🍏🍎🍃
هیچوقت نباید به دنبال خوشبختی کامل بود. غیر ممکن است بتوان کسی را در این دنیا پیدا کرد که صد در صد خوشبخت باشد. باید به زیباییهای کوچک زندگی بسنده کرده و آنها را در کنار هم چید، درست مثل یک جاده. در آن صورت است که وقتی برگردی و پشت سرت را نگاه کنی، میبینی چه مسیر طولانیای را به سمت خوشبختی طی کردهای.
✍ #انیس_لودیگ
🍏🍎🍃
👌2
●
📕 #دفتر_خاطرات
✍ #نیکولاس_اسپارکس
📝 #طاهره_صدیقیان
🎙 #مهدیه_منصورخانی
رمانی عاشقانه که براساس داستانی واقعی نوشته شده و به ۲۳ زبان ترجمه شده است است
نوآ و الی تابستان خوبی را سپری میکنند اما خانواده الی مانع رسیدن آنها بهم می شوند و آنها را از هم جدا می کنند.نوآ در آخرین نامه اش به عشق جاودان اعتراف می کند و به شمال سفر می کند تا شغل مناسب پیدا کند و یاد و خاطره الی را از یاد ببرد و عاقبت به جنگ می رود ولی...
🍏🍎🍃
📕 #دفتر_خاطرات
✍ #نیکولاس_اسپارکس
📝 #طاهره_صدیقیان
🎙 #مهدیه_منصورخانی
رمانی عاشقانه که براساس داستانی واقعی نوشته شده و به ۲۳ زبان ترجمه شده است است
نوآ و الی تابستان خوبی را سپری میکنند اما خانواده الی مانع رسیدن آنها بهم می شوند و آنها را از هم جدا می کنند.نوآ در آخرین نامه اش به عشق جاودان اعتراف می کند و به شمال سفر می کند تا شغل مناسب پیدا کند و یاد و خاطره الی را از یاد ببرد و عاقبت به جنگ می رود ولی...
🍏🍎🍃