Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
شرح کوتاهی از زندگی و آثار
#صمد_بهرنگی
صمد!
اینجا هنوز کودکان گرسنهاند
اینجا هنوز کودکان کار میکنند...
🍏🍎🍃
شرح کوتاهی از زندگی و آثار
#صمد_بهرنگی
صمد!
اینجا هنوز کودکان گرسنهاند
اینجا هنوز کودکان کار میکنند...
🍏🍎🍃
👌2
Vocal:Yarane Academy
Arrangment:Mehdi Salehi
نام دکلمه:جمعه
🎙 با صدای:یاران آکادمی نبض احساس
( مهدی صالحی _ علی برزگر _ اهورا آذر _ اهورا یوسفی _ مرتضی شمالی _ یاشار دقیق _ فرح صفدری _ مریم قاسمی )
🖋 شاعر:؟؟؟
🎛 تنظیم،میکس و مستر:
آکادمی نبض احساس (مهدی صالحی)
🔖 پی نوشت:میکس بر روی ترانه جمعه با شعری از استاد شهیار قنبری با صدای زنده یاد فرهاد مهراد و آهنگ استاد اسفندیار منفردزاده
Tel Id: @Mehdi_Salehi_1984
🍏🍎🍃
🎙 با صدای:یاران آکادمی نبض احساس
( مهدی صالحی _ علی برزگر _ اهورا آذر _ اهورا یوسفی _ مرتضی شمالی _ یاشار دقیق _ فرح صفدری _ مریم قاسمی )
🖋 شاعر:؟؟؟
🎛 تنظیم،میکس و مستر:
آکادمی نبض احساس (مهدی صالحی)
🔖 پی نوشت:میکس بر روی ترانه جمعه با شعری از استاد شهیار قنبری با صدای زنده یاد فرهاد مهراد و آهنگ استاد اسفندیار منفردزاده
Tel Id: @Mehdi_Salehi_1984
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
کاش بودی؛
و می دیدی،
ماهی سیاهِ کوچولو
هنوز هم هر شب؛
در چشمانِ بی خوابِ مهتاب
خواب دریا را می بیند؛
فوج .. فوج ...
ماهیانِ سیاهِ کوچولو
راه افتادند؛
از مرغ سقا نترسیدند
با بالِ آبیِ پرواز پریدند؛
و راهیِ دریا شدند
تا رویایِ آفتاب؛ تعبیر شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
کاش بودی؛
و می دیدی،
ماهی سیاهِ کوچولو
هنوز هم هر شب؛
در چشمانِ بی خوابِ مهتاب
خواب دریا را می بیند؛
فوج .. فوج ...
ماهیانِ سیاهِ کوچولو
راه افتادند؛
از مرغ سقا نترسیدند
با بالِ آبیِ پرواز پریدند؛
و راهیِ دریا شدند
تا رویایِ آفتاب؛ تعبیر شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
👌2🕊1
Mahe Mo
Erfan Tahmasbi
🎼❤️🎼
🗣#عرفان_طهماسبی
🎼#ماه_منی
-----------------------------
توی زندگی؛
هیچ چیزی نمیخواهم
جز یک نفر که حالم را بفهمد...
#گابریل_گارسیا_مارکز
🍏🍎🍃
🗣#عرفان_طهماسبی
🎼#ماه_منی
-----------------------------
توی زندگی؛
هیچ چیزی نمیخواهم
جز یک نفر که حالم را بفهمد...
#گابریل_گارسیا_مارکز
🍏🍎🍃
🥰1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
اصطلاح
«سه قفله کردن در»
از کجا اومده؟
ویدئو از صفحه گردشگری یزد
🍏🍎🍃
اصطلاح
«سه قفله کردن در»
از کجا اومده؟
ویدئو از صفحه گردشگری یزد
🍏🍎🍃
🥰1👌1
●
کرم شب تاب گفت:
رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
اولدوز و عروسک سخنگو
#صمد_بهرنگی
تاثیر عشق
شمس تبریزی در مقالات، سخنی در باب عشق دارد که به نظر من یکی از عمیقترین جملاتی است که در طول تاریخ بشری گفته شده است و آن این که «اگر معشوقی یافتی که یافتی، اگر نیافتی چوبی بتراش و معشوق خود کن.» و به تعبیر بودا، «بت بتراشید و هر که بت میتراشد اخلاقی زندگی میکند.»
منتها بتتراشی نه به معنای شرک، بلکه بدین معنا که محور عالم را از خودت به بیرون منتقل کن و این نفیِ خودمحوری، آغاز اخلاقی زیستن است. بنابراین مهم نیست که چه کسی معشوق باشد، مهم این است که تمام توجهات معطوف به خودت نباشد. از این رو، از زمان بودا تا زمان ما بسیاری از کسانی که در روانشناسی اخلاق کار کردهاند، عشق را کمککار اخلاق دانستهاند و گفتهاند.
#استاد_ملکیان
🍏🍎🍃
کرم شب تاب گفت:
رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
اولدوز و عروسک سخنگو
#صمد_بهرنگی
تاثیر عشق
شمس تبریزی در مقالات، سخنی در باب عشق دارد که به نظر من یکی از عمیقترین جملاتی است که در طول تاریخ بشری گفته شده است و آن این که «اگر معشوقی یافتی که یافتی، اگر نیافتی چوبی بتراش و معشوق خود کن.» و به تعبیر بودا، «بت بتراشید و هر که بت میتراشد اخلاقی زندگی میکند.»
منتها بتتراشی نه به معنای شرک، بلکه بدین معنا که محور عالم را از خودت به بیرون منتقل کن و این نفیِ خودمحوری، آغاز اخلاقی زیستن است. بنابراین مهم نیست که چه کسی معشوق باشد، مهم این است که تمام توجهات معطوف به خودت نباشد. از این رو، از زمان بودا تا زمان ما بسیاری از کسانی که در روانشناسی اخلاق کار کردهاند، عشق را کمککار اخلاق دانستهاند و گفتهاند.
#استاد_ملکیان
🍏🍎🍃
👌2👍1
●
دیدار خاموش با بهرنگ
من او را دوبار دیده بودم و به یاد دارم. یک بار در یک کتابفروشی بود و کتابفروشی گفت : آقای بهرنگ .
من بی آنکه به نام او گوش بدهم، سرتکان دادم. خوب نگاهش کردم. سبیل هایش، موهای کوتاه و ساده اش، شانه های کمی خمیده و حجبی که در تمام وجود او ملاحظه می شد...
یک لحظه، سکوت کتابفروش را پر کرد و من نمیدانستم چه باید بگویم. چون، پیش از آن، هرگز نام بهرنگ را نشنیده و او را ندیده بودم . از هم جدا شدیم .
به نظر من، بعد از تماشای پشت جلد کتاب. خداحافظی کردم و - دریغا که - رفتم .
اما چهره او در یاد من مانده بود تا اینکه یک بار دیگر، دو تائی کنار نرده های یک پارکینگ - از آن ها که پاپتی های بهرنگ در پیاده رو هایش شیر یا خط بازی می کنند - با هم سر درسر شدیم و هر دو بلاتکلیف و نمیدانم چرا خجالتی، یک لحظه کوتاه، فقط به فاصله یک نگاه، مقابل هم ماندیم و بعد فهمیدم که فقط یک سلام خاموش، بین ما رد و بدل شده بوده است !
او که رفت، من برگشتم و از پشت سر نگاهش کردم، با شانه های کمی خمیده و سر فرو افتاده، داشت دور می شد و به چپ می رفت و من رفتن او را مینگریستم. رفت و دیگر ندیدمش. جای پایش لابد هست.
او دریغا که دیگر نیست. صمد نجیب مُرد. امید آن که نجابت نمیرد !
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که درِ خانه تزویر و ریا بگشایند
اما این آرزوی من و توست. میخانه از آن رو بسته میشود، که تزویر در بگشاید! مزورّان، دیدیم که چه زود درِ تزویر و ریا گشودند و کرکره دکان هائی به نام «ادبیات کودکان» را بالا زدند!
#صمد_بهرنگی به یاد این انبوه درماندگان آورده بود که : کودکان هم هستند !
#محمود_دولت_آبادی
بیاد سالروز صمد_ بهرنگی
🍏🍎🍃
دیدار خاموش با بهرنگ
من او را دوبار دیده بودم و به یاد دارم. یک بار در یک کتابفروشی بود و کتابفروشی گفت : آقای بهرنگ .
من بی آنکه به نام او گوش بدهم، سرتکان دادم. خوب نگاهش کردم. سبیل هایش، موهای کوتاه و ساده اش، شانه های کمی خمیده و حجبی که در تمام وجود او ملاحظه می شد...
یک لحظه، سکوت کتابفروش را پر کرد و من نمیدانستم چه باید بگویم. چون، پیش از آن، هرگز نام بهرنگ را نشنیده و او را ندیده بودم . از هم جدا شدیم .
به نظر من، بعد از تماشای پشت جلد کتاب. خداحافظی کردم و - دریغا که - رفتم .
اما چهره او در یاد من مانده بود تا اینکه یک بار دیگر، دو تائی کنار نرده های یک پارکینگ - از آن ها که پاپتی های بهرنگ در پیاده رو هایش شیر یا خط بازی می کنند - با هم سر درسر شدیم و هر دو بلاتکلیف و نمیدانم چرا خجالتی، یک لحظه کوتاه، فقط به فاصله یک نگاه، مقابل هم ماندیم و بعد فهمیدم که فقط یک سلام خاموش، بین ما رد و بدل شده بوده است !
او که رفت، من برگشتم و از پشت سر نگاهش کردم، با شانه های کمی خمیده و سر فرو افتاده، داشت دور می شد و به چپ می رفت و من رفتن او را مینگریستم. رفت و دیگر ندیدمش. جای پایش لابد هست.
او دریغا که دیگر نیست. صمد نجیب مُرد. امید آن که نجابت نمیرد !
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که درِ خانه تزویر و ریا بگشایند
اما این آرزوی من و توست. میخانه از آن رو بسته میشود، که تزویر در بگشاید! مزورّان، دیدیم که چه زود درِ تزویر و ریا گشودند و کرکره دکان هائی به نام «ادبیات کودکان» را بالا زدند!
#صمد_بهرنگی به یاد این انبوه درماندگان آورده بود که : کودکان هم هستند !
#محمود_دولت_آبادی
بیاد سالروز صمد_ بهرنگی
🍏🍎🍃
👌2👍1
Je T'aime
Efisio Cross
🎼❤️🎼
je T'aime
دوستت دارم
-------------------------------
جمعه ها دلگیر نیست
اگر...
یاد تو باشد و
یاد تو باشد و
یادِ تو.....
جمعه ها دلگیر نیست
اگر،،، در یادِ تو باشم و
با یادِ تو باشم و
هر تپشِ قلبِ تو .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
je T'aime
دوستت دارم
-------------------------------
جمعه ها دلگیر نیست
اگر...
یاد تو باشد و
یاد تو باشد و
یادِ تو.....
جمعه ها دلگیر نیست
اگر،،، در یادِ تو باشم و
با یادِ تو باشم و
هر تپشِ قلبِ تو .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
باید تو را
از آسمانِ شب؛ بدزدم
و عشق را؛
در ماه چشمان ات، خواب کنم؛
شاید
اخترانِ لولی وشِ کولی
در دشت سبزِ سینه ات
به رویایی خوش بشکفند! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ّشب خوش دوستانم 💫⭐️
باید تو را
از آسمانِ شب؛ بدزدم
و عشق را؛
در ماه چشمان ات، خواب کنم؛
شاید
اخترانِ لولی وشِ کولی
در دشت سبزِ سینه ات
به رویایی خوش بشکفند! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ّشب خوش دوستانم 💫⭐️
❤3👌1