●
دلم گرفته ای دوست،
هوای گریه با من
گر از قفس گریزم،
کجا روم، کجا من؟
کجا روم؟ که راهی
به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم
به کنج تنگنا من
نه بستهام به کس دل،
نه بسته دل به من کس
چو تخته پاره بر موج
رها… رها… رها… من
ز من هرآن که او دور،
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک
از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی،
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزون؟
نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ
که زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم،
در آسمان ابری
دلم گرفتهای دوست
هوای گریه با من
✍#سیمین_بهبهانی
سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
دلم گرفته ای دوست،
هوای گریه با من
گر از قفس گریزم،
کجا روم، کجا من؟
کجا روم؟ که راهی
به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم
به کنج تنگنا من
نه بستهام به کس دل،
نه بسته دل به من کس
چو تخته پاره بر موج
رها… رها… رها… من
ز من هرآن که او دور،
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک
از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی،
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزون؟
نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ
که زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم،
در آسمان ابری
دلم گرفتهای دوست
هوای گریه با من
✍#سیمین_بهبهانی
سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
👌3
Havaye Geryeh
Homayoun Shajarian
🎼❤️🎼
🗣#همایون_شجریان
✍#سیمین_بهبهانی
دلم گرفته ای دوست
🎼هوای گریه با من" ...
----------------------------
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تیرهای
گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانهروز هم
دل تو وا نمیشود...
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
🗣#همایون_شجریان
✍#سیمین_بهبهانی
دلم گرفته ای دوست
🎼هوای گریه با من" ...
----------------------------
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تیرهای
گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانهروز هم
دل تو وا نمیشود...
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
👌2
○
نباید ایمان خود به انسانیت و بشریت را از دست بدهید،
بشریت یک اقیانوس است،
اگر چند قطره از اقیانوس آلوده شود اقیانوس آلوده نخواهد شد.
✍#رومن_رولان
📕#مهاتما_گاندی
🍏🍎🍃
نباید ایمان خود به انسانیت و بشریت را از دست بدهید،
بشریت یک اقیانوس است،
اگر چند قطره از اقیانوس آلوده شود اقیانوس آلوده نخواهد شد.
✍#رومن_رولان
📕#مهاتما_گاندی
🍏🍎🍃
👌3
○
برای متوقف کردن خشونت، پناه بردن به عقل دیگر بسنده و کارآمد نیست. انسان باید گفتوگو کند، نه با دیگری که با خودش.
اگر در گفتوگو با دیگری، مخالفت او از حد گذشت و کاسهی حوصلهمان لبریز شد، میتوانیم بحث را قطع کنیم و برخیزیم و به راه خود برویم ولی در گفتوگو با خود، چنین چیزی ممکن نیست.
اگر کسی نتواند آن دیگری را که در درون خود اوست، آن خود دیگر را قانع کند، نمیتواند به آسانی روز را به شب و شب را به روز رساند. در جنگ مدام با خویش، آرامش و سعادتی نیست. جدال مستمر با خود، تنها به خود ویران گری میانجامد.
#هانا_آرنت
📕#میان_گذشته_و_آینده
🍏🍎🍃
برای متوقف کردن خشونت، پناه بردن به عقل دیگر بسنده و کارآمد نیست. انسان باید گفتوگو کند، نه با دیگری که با خودش.
اگر در گفتوگو با دیگری، مخالفت او از حد گذشت و کاسهی حوصلهمان لبریز شد، میتوانیم بحث را قطع کنیم و برخیزیم و به راه خود برویم ولی در گفتوگو با خود، چنین چیزی ممکن نیست.
اگر کسی نتواند آن دیگری را که در درون خود اوست، آن خود دیگر را قانع کند، نمیتواند به آسانی روز را به شب و شب را به روز رساند. در جنگ مدام با خویش، آرامش و سعادتی نیست. جدال مستمر با خود، تنها به خود ویران گری میانجامد.
#هانا_آرنت
📕#میان_گذشته_و_آینده
🍏🍎🍃
👌2
Biaban
Naser Masoudi
🎼❤️🎼
استاد ناصر مسعودی
آواز بیات ترک / گیلکی
تار: زنده یاد فرهنگ شریف
ضرب: جهانگیر ملک
شعر: تیمور گرگین
📝
بیابان سر به سر
تاریک و تاره
می لب تشنه می پا
خونین جه خاره
فارسئن یار خانه ،
خیلی سخته
ولی عاشق
وأ ئه رایأ دَو اره
🍏🍎🍃
استاد ناصر مسعودی
آواز بیات ترک / گیلکی
تار: زنده یاد فرهنگ شریف
ضرب: جهانگیر ملک
شعر: تیمور گرگین
📝
بیابان سر به سر
تاریک و تاره
می لب تشنه می پا
خونین جه خاره
فارسئن یار خانه ،
خیلی سخته
ولی عاشق
وأ ئه رایأ دَو اره
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
هیچگاه از آدمی تحصیلکرده ، کلامی به عمق کلمات روستاییان، به ویژه گفتار پیرمردانی که به پایان مبارزه رسیده بودند، نشنیدم. شور و شر ایشان در درون آنان تهنشست کرده بود. اکنون جلو آستانه مرگ ایستاده، نگاهی واپسین و آرام به پشت سر خود می انداختند.
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 گزارش به خاک یونان
🍏🍎🍃
هیچگاه از آدمی تحصیلکرده ، کلامی به عمق کلمات روستاییان، به ویژه گفتار پیرمردانی که به پایان مبارزه رسیده بودند، نشنیدم. شور و شر ایشان در درون آنان تهنشست کرده بود. اکنون جلو آستانه مرگ ایستاده، نگاهی واپسین و آرام به پشت سر خود می انداختند.
✍#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 گزارش به خاک یونان
🍏🍎🍃
👌3
○
دوستت دارم !!
چون بیش از هر کیش و آیینی
به رویش من یاری رساندهای
فراتر از هر سرنوشتی،
شادی را به من ارزانی داشتی،
این همه هدیه دادهای،
بی هیچ تماسی ، کلامی و یا اشارتی
به این کار توانا گشتهای
چون خود بودهای !!!
شاید دوست بودن، در
نهایت به همین معنا باشد..!!
✍#روی_کرافت
🍏🍎🍃
دوستت دارم !!
چون بیش از هر کیش و آیینی
به رویش من یاری رساندهای
فراتر از هر سرنوشتی،
شادی را به من ارزانی داشتی،
این همه هدیه دادهای،
بی هیچ تماسی ، کلامی و یا اشارتی
به این کار توانا گشتهای
چون خود بودهای !!!
شاید دوست بودن، در
نهایت به همین معنا باشد..!!
✍#روی_کرافت
🍏🍎🍃
❤2👌1
DJ Phellix & Sheenubb - Delom (Original Mix) Official Video
@ketabkhaneadabi1398
🎼❤️🎼
Delom
DJ Phellix & Sheenubb
Original Mix
اگه بارون بزنه
مو با تو پر ميكشُم
روى ديوار دلم
نقش يك در ميكشُم
🍏🍎🍃
Delom
DJ Phellix & Sheenubb
Original Mix
اگه بارون بزنه
مو با تو پر ميكشُم
روى ديوار دلم
نقش يك در ميكشُم
🍏🍎🍃
❤2
○
سکوتِ حق، صدا دارد دریغ!
گوش باور نیست
گرفتم این که من مُردم
مگر صدای دیگر نیست؟
گرفتم اینکه برکندید
زبانِ شعرِ حقگو را
درین جهانِ پهناور
مگر دگر سخنور نیست؟
مبند راهْ بر آهم
کزین حقیقت آگاهم:
صدای بیصداییها
زِ انفجار کمتر نیست
چنان به نفرت آلودید
بهار و خرّمیها را
که چشم حیرتم دیگر
نظرگشا به منظر نیست:
برادری که میریزد
به خاک، خونِ خواهر را
درست بود اگر گفتم
که «دیو و دد، برادر نیست!»
مرا به فتنهانگیزی
به خیره متّهم کردید
من آنچه دیدهام، گفتم؛
نگفتنم مُیسّر نیست
سخن، درشت اگر گفتم
حکایت از خطر گفتم
پذیرهاش نشد یک تن
اگرچه گوشها کر نیست
که گفت خلق عالم را
به خویش دشمن انگارید؟
کجا چنین مُقرّر شد
که دوستی مُقدّر نیست؟
به آیتِ «خلقناکُم»
«تَعارَفوا» مؤکد شد
نشانی از همامیزی
درود به قلبِتان مصوّر نیست
به حُکم آنچه میگویم
وبه کشتنم کمر بستید
مرا که عشق در دل هست
هراس مرگ در سر نیست:
روا مَبادِتان زحمت
خود این خطر توانم کرد
که عشق و مرگ را معنا
فراتر از دو خواهر نیست.
✍#سیمین_بهبهانی
سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
سکوتِ حق، صدا دارد دریغ!
گوش باور نیست
گرفتم این که من مُردم
مگر صدای دیگر نیست؟
گرفتم اینکه برکندید
زبانِ شعرِ حقگو را
درین جهانِ پهناور
مگر دگر سخنور نیست؟
مبند راهْ بر آهم
کزین حقیقت آگاهم:
صدای بیصداییها
زِ انفجار کمتر نیست
چنان به نفرت آلودید
بهار و خرّمیها را
که چشم حیرتم دیگر
نظرگشا به منظر نیست:
برادری که میریزد
به خاک، خونِ خواهر را
درست بود اگر گفتم
که «دیو و دد، برادر نیست!»
مرا به فتنهانگیزی
به خیره متّهم کردید
من آنچه دیدهام، گفتم؛
نگفتنم مُیسّر نیست
سخن، درشت اگر گفتم
حکایت از خطر گفتم
پذیرهاش نشد یک تن
اگرچه گوشها کر نیست
که گفت خلق عالم را
به خویش دشمن انگارید؟
کجا چنین مُقرّر شد
که دوستی مُقدّر نیست؟
به آیتِ «خلقناکُم»
«تَعارَفوا» مؤکد شد
نشانی از همامیزی
درود به قلبِتان مصوّر نیست
به حُکم آنچه میگویم
وبه کشتنم کمر بستید
مرا که عشق در دل هست
هراس مرگ در سر نیست:
روا مَبادِتان زحمت
خود این خطر توانم کرد
که عشق و مرگ را معنا
فراتر از دو خواهر نیست.
✍#سیمین_بهبهانی
سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
👌2