●
خورشید
جاودانه میدرخشد در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود مینهیم و
غروب میکنیم هر پسین...
#حسین_پناهی
(قطعه شعری که بر سنگ مزار حسین پناهی نوشته شده است)
خط: زیبا قدکساز
🍏🍎🍃
خورشید
جاودانه میدرخشد در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود مینهیم و
غروب میکنیم هر پسین...
#حسین_پناهی
(قطعه شعری که بر سنگ مزار حسین پناهی نوشته شده است)
خط: زیبا قدکساز
🍏🍎🍃
👌2
❌✅
وصیت نامه ی حسین پناهی
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند،
من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من
پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید:
این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
❌#حسین پناهی❌❌
🍏🍎🍃
وصیت نامه ی حسین پناهی
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند،
من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من
پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید:
این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
❌#حسین پناهی❌❌
🍏🍎🍃
👌2
👌2
👌2
Nahide Babasli-ziflri
ملغمه هفت جوش
🎼❤️🎼
در اعماق روحِ من،
سبز شده ای ...
در رگ هایِ
آبیِ تن ام؛
ریشه دوانده ای؛
آنقدر که نمی دانم؛
تو در منی؛ یا من در تو
و این قلب
که می تپد؛
قلب من است
یا قلب تو!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
در اعماق روحِ من،
سبز شده ای ...
در رگ هایِ
آبیِ تن ام؛
ریشه دوانده ای؛
آنقدر که نمی دانم؛
تو در منی؛ یا من در تو
و این قلب
که می تپد؛
قلب من است
یا قلب تو!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بیشک
جهان را
به عشق کسی آفریدهاند،
چون من
که آفریدهام از عشق
جهانی
برای تو!
👤#حسین_پناهی
شعری از #حسین_پناهی
🎬سکانسی از سریال نیسان آبی
دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟
🍏🍎🍃
بیشک
جهان را
به عشق کسی آفریدهاند،
چون من
که آفریدهام از عشق
جهانی
برای تو!
👤#حسین_پناهی
شعری از #حسین_پناهی
🎬سکانسی از سریال نیسان آبی
دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
«و به یاد دارم مادر، مادرم را
که شمشیر ملاقهاش در هوا میچرخید
و فرمان میداد تا قصر گرسنگی اجاق را،
پشت به بادهای دیوانه بسازند!
او پادشاه بیچون وچرای قلمرویی بود که از شمال و جنوب،
به دیگ سیاهش میرسید!
تنها پادشاهی که همۀ شبهایش را، گرسنه میخوابید!»
👤#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
«و به یاد دارم مادر، مادرم را
که شمشیر ملاقهاش در هوا میچرخید
و فرمان میداد تا قصر گرسنگی اجاق را،
پشت به بادهای دیوانه بسازند!
او پادشاه بیچون وچرای قلمرویی بود که از شمال و جنوب،
به دیگ سیاهش میرسید!
تنها پادشاهی که همۀ شبهایش را، گرسنه میخوابید!»
👤#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
❤1👌1
همه چی از یاد آدم میره
حسین پناهی
همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت
جیرجیرک با گلوی من می خوند
شاپرک با پر من پر می زد
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد
مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز
هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز
سایه بودم در شب
خود هستی بودم
روشن و رنگی و مرموز و دوان
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد .
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموشی بود...
👤#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت
جیرجیرک با گلوی من می خوند
شاپرک با پر من پر می زد
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد
مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز
هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز
سایه بودم در شب
خود هستی بودم
روشن و رنگی و مرموز و دوان
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد .
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموشی بود...
👤#حسین_پناهی
🍏🍎🍃
👌2❤1