○
سلام و درود دوستانم ❤️ صبح
پنجشنبه تان به خیر و حلاوت دوستی و مهر 🌱🍇🍒🍰☕️
نبض زندگی تپنده به رویایی خوش
پایان هفته تان به شور و نشاط و شادی و آرامش...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام و درود دوستانم ❤️ صبح
پنجشنبه تان به خیر و حلاوت دوستی و مهر 🌱🍇🍒🍰☕️
نبض زندگی تپنده به رویایی خوش
پایان هفته تان به شور و نشاط و شادی و آرامش...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
همهچیز، خاطره، گفتوگوها، بوسهها، همهچیز میگذرد!
ولی تماس ارواحی که یکدیگر را لمس کرده و در میان انبوه اشکال زودگذر یکدیگر را شناختهاند، هرگز زدوده نمیشود.
✍#رومن_رولان
🍏🍎🍃
همهچیز، خاطره، گفتوگوها، بوسهها، همهچیز میگذرد!
ولی تماس ارواحی که یکدیگر را لمس کرده و در میان انبوه اشکال زودگذر یکدیگر را شناختهاند، هرگز زدوده نمیشود.
✍#رومن_رولان
🍏🍎🍃
❤1🥰1
Audio
❤2
Follow Me
Demis Roussos
🎼❤️🎼
🎼Follow me
🗣Demis_Roussos
ما با خودمون تصوّر میکنیم که وقتی به یک موسیقی گوش میکنیم، ترانهی همراهشده با نوای موسیقی رو میفهمیم و همین مسئلهس که باعث میشه از نوا لذّت ببریم، ولی این اشتباهه. چیزی که باعث میشه ما به اون شعر یا ترانه ایمان بیاریم و یا برعکس اون رو باور نکنیم، نوای موسیقیِ ساخته شده برای اون شعره، نه خودِ شعر.
#کارلوس_روئیث_ثافون
📕# بازی فرشته
🍏🍎🍃
🎼Follow me
🗣Demis_Roussos
ما با خودمون تصوّر میکنیم که وقتی به یک موسیقی گوش میکنیم، ترانهی همراهشده با نوای موسیقی رو میفهمیم و همین مسئلهس که باعث میشه از نوا لذّت ببریم، ولی این اشتباهه. چیزی که باعث میشه ما به اون شعر یا ترانه ایمان بیاریم و یا برعکس اون رو باور نکنیم، نوای موسیقیِ ساخته شده برای اون شعره، نه خودِ شعر.
#کارلوس_روئیث_ثافون
📕# بازی فرشته
🍏🍎🍃
❤2
○
در کتابخانهام کتابهای داستانی که دارم همگی نونوار بهنظر میآیند
چراکه یکبار میخوانمشان و کنارشان میگذارم
اما کتابهای شعرم از فرط استفاده ورقورق شدهاند
شعر بهراحتی قابل درک نیست
و در ذات خود درجهای از ابهام دارد و ناتمام و تعینپذیر است و از ما دعوت میکند آن را کامل کنیم!
👤#عباس_کیارستمی
🍏🍎🍃
در کتابخانهام کتابهای داستانی که دارم همگی نونوار بهنظر میآیند
چراکه یکبار میخوانمشان و کنارشان میگذارم
اما کتابهای شعرم از فرط استفاده ورقورق شدهاند
شعر بهراحتی قابل درک نیست
و در ذات خود درجهای از ابهام دارد و ناتمام و تعینپذیر است و از ما دعوت میکند آن را کامل کنیم!
👤#عباس_کیارستمی
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
این فیلم تاریخی، تنها ویدیو از قمرالملوک وزیری در سال ۱۳۳۰ که در فیلم مادر به اصرار دلکش همبازی او شد و دقایقی با ویلون ناصر زرآبادی به خواندن غزلی از سعدی پرداخت....
او درآمد دوهزار تومان حاصل از فیلم را به بیمارستان شاهآباد اهدا کرد.
قمر نخستین زن خواننده ایرانی بود که صدایش ضبط شد و نخستین زنی بود که در ایران بدون حجاب روی صحنه رفت. از او به عنوان پرآوازهترین خواننده زن آوازهای سنتی ایران یاد میشود.
نام و یادش گرامی🕊
🍏🍎🍃
این فیلم تاریخی، تنها ویدیو از قمرالملوک وزیری در سال ۱۳۳۰ که در فیلم مادر به اصرار دلکش همبازی او شد و دقایقی با ویلون ناصر زرآبادی به خواندن غزلی از سعدی پرداخت....
او درآمد دوهزار تومان حاصل از فیلم را به بیمارستان شاهآباد اهدا کرد.
قمر نخستین زن خواننده ایرانی بود که صدایش ضبط شد و نخستین زنی بود که در ایران بدون حجاب روی صحنه رفت. از او به عنوان پرآوازهترین خواننده زن آوازهای سنتی ایران یاد میشود.
نام و یادش گرامی🕊
🍏🍎🍃
👌3
○
از دختری زیبا، مهربان و دانشگاه
رفته و البته متعصّب به باورهایی
کور، برایتان می گویم، که با خود و
با زندگی مدت ها، بیگانه شده بود،
کودکیِ رضایتمندی نداشته، و ترس
از گناه و آتش دوزخ و جهنم از همان
دوران قلب و روح اش را کدر کرده،
و ترس از دست دادن های واهی ..
همواره باعث شده بود
خود و خانواده اش را" که البته بی
تقصیر نبودند " در فشار روحی قرار
دهد ، و در پی احساسات و اعمالی
مالیخولیایی رو به دعانویس، فالگیر
ووو ... بجای تلاشی سازنده و بهره
بردن از داشته های الهی و
تحصیلاتی که با سختی و مرارت
خانواده به اتمام رسانده بود و
و مهم تر بجای توکل و سپردن
خود به دست هستی...
به هیچ نسخه درمانگری و هیچ ترفند و نصیحت و مشورتی که
که بارها با هم داشتیم، حتا یک
قدم به جلو گام بر نمی داشت و
بیش از همه ترس از مجازات الهی
بدون اینکه گناه خاصی انجام داده باشد
ترس از آتش دوزخ " که با تلقین و
تعصب به آیات کتاب مقدس، بر
خود روا می داشت و روز به روز
افسرده تر و گوشه گیر تر می شد
و پوست و استخوانی شده بود
و وحشت از مرگ و جهنم و عذاب رهایش نمی کرد.
هیچ چیز نمی توانست باورهای
کذایی ی را که مدت های مدیدی
قلب و روح اش را تسخیر کرده
بود از او دور کند،
و عاقبت یک ارتباط روحی... 🕊
سلام محبت کردید که با من ارتباط
گرفتید ، کاش می شد فاصله کوتاه
این دنیا را با دنیای ابدی، با عشق و
نور محبت از بین برد
و می توانستی، نگاه بهتر و زیباتری
به رفتن از این دنیا پیدا کرد
خطاب به ...
...... تو دختر با ارزشی هستی، وقتی خداوند دستت را می گیرد ، یعنی به تو توجه کرده یعنی می خواهد زندگی کنی، دخترم این تویی که داری با خودت ستیزه می کنی، به جای
رحمت و لطفی که خدا به تو کرده
چشم و دلت را بسته نگاه داشته ای
و به دنبال کفر و ناامیدی
روانه شده ای، تو تنها کسی هستی
که باید خودت را یاری کنی...
تا از این برزخی که گرفتار شده ای
رها بشوی و زندگی را با امید با عشق
با شکرگزاری به درگاهش بگذرانی
تو مورد شفقت خدایی نه مورد خشم
که اگر مورد خشمش بودی، به یکباره
در یک نفس کشیدن به این دنیا
پرتابت می کرد و فرصت زندگی را
از تو می گرفت به تو فرصت داده تا
با شادی و محبت زندگی را یاد بگیری
طلوع و غروب خورشید یاد آور
محبت و کرم خداست؛ بجای خدا
تصمیم نگیر بجای اینکه روح و جسمت
را چون کلاف سردرگم اسیر کنی،
خودت را مثل ماهی در رود زندگی
رها کن تا به دریای محبت خدا برسی
و ببینی که زندگی می تواند بسیار
پربار تر از آن باشد که تو در کاسه
ی کوچک باورهایت جا داده ای
روزهای عمر ما چون دانه های تسبیح
را می ماند اگر خودت را به خدا
نسپاری و با زندگی از در صلح در
نیایی، دانه ها بجای اینکه اجازه
بدهی یکی یکی رد بشوند چون
گره ای کور راه عبورت را سد
می کنند و درد و ناامیدی می شود
هر دانه به جسم و روحت ...
خداوند خشنود به خشنودی توست
و نیازی به عذاب دختری ندارد که
خودش دستش را گرفته و بدتر اینکه
بجای گرفتن دست خدا دستش را به
طرف شیطان دراز می کند ، به دختر
عزیزم بگو باید زندگی کنی، بگذار
خداوند خودش دانه های تسبیح را
تا آخر برساند ، او خودش دانه ها را
می شمارد با ناامیدی نخواه که
تسبیح زندگی ات را پاره اش کنی
زندگی شکنجه نیست، که زندگی
اگر بدانید یک گنج بزرگ و موهبتی
الهی ست، زندگی کن و از بودنت
لذت ببر ...
او مدت هاست، دست خودش
را گرفته و باورهای کذب و دروغین
سال های تلقین سیاه را ، به مرور
دور انداخته و .....
--------------------------
بسیاری از ما به جهان پس از مرگ
ناباوریم و مرگ را پایان راه می دانیم
و باور داریم که با مرگ، تمام می شویم 🕊
و بسیار بسیار دیگر باور به این داریم
که مرگ شروعی دوباره است و
تولدی دیگر در جهانی مافوق و برتر
رفتگان ما فقط از پیله ی این دنیا
رها شده اند ... و ما هم .....
من هم بر این باورم که مرگ پایان
راه نیست....🕊
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
یاد عزیزان سفر کرده به عشق
🍏🍎🍃
از دختری زیبا، مهربان و دانشگاه
رفته و البته متعصّب به باورهایی
کور، برایتان می گویم، که با خود و
با زندگی مدت ها، بیگانه شده بود،
کودکیِ رضایتمندی نداشته، و ترس
از گناه و آتش دوزخ و جهنم از همان
دوران قلب و روح اش را کدر کرده،
و ترس از دست دادن های واهی ..
همواره باعث شده بود
خود و خانواده اش را" که البته بی
تقصیر نبودند " در فشار روحی قرار
دهد ، و در پی احساسات و اعمالی
مالیخولیایی رو به دعانویس، فالگیر
ووو ... بجای تلاشی سازنده و بهره
بردن از داشته های الهی و
تحصیلاتی که با سختی و مرارت
خانواده به اتمام رسانده بود و
و مهم تر بجای توکل و سپردن
خود به دست هستی...
به هیچ نسخه درمانگری و هیچ ترفند و نصیحت و مشورتی که
که بارها با هم داشتیم، حتا یک
قدم به جلو گام بر نمی داشت و
بیش از همه ترس از مجازات الهی
بدون اینکه گناه خاصی انجام داده باشد
ترس از آتش دوزخ " که با تلقین و
تعصب به آیات کتاب مقدس، بر
خود روا می داشت و روز به روز
افسرده تر و گوشه گیر تر می شد
و پوست و استخوانی شده بود
و وحشت از مرگ و جهنم و عذاب رهایش نمی کرد.
هیچ چیز نمی توانست باورهای
کذایی ی را که مدت های مدیدی
قلب و روح اش را تسخیر کرده
بود از او دور کند،
و عاقبت یک ارتباط روحی... 🕊
سلام محبت کردید که با من ارتباط
گرفتید ، کاش می شد فاصله کوتاه
این دنیا را با دنیای ابدی، با عشق و
نور محبت از بین برد
و می توانستی، نگاه بهتر و زیباتری
به رفتن از این دنیا پیدا کرد
خطاب به ...
...... تو دختر با ارزشی هستی، وقتی خداوند دستت را می گیرد ، یعنی به تو توجه کرده یعنی می خواهد زندگی کنی، دخترم این تویی که داری با خودت ستیزه می کنی، به جای
رحمت و لطفی که خدا به تو کرده
چشم و دلت را بسته نگاه داشته ای
و به دنبال کفر و ناامیدی
روانه شده ای، تو تنها کسی هستی
که باید خودت را یاری کنی...
تا از این برزخی که گرفتار شده ای
رها بشوی و زندگی را با امید با عشق
با شکرگزاری به درگاهش بگذرانی
تو مورد شفقت خدایی نه مورد خشم
که اگر مورد خشمش بودی، به یکباره
در یک نفس کشیدن به این دنیا
پرتابت می کرد و فرصت زندگی را
از تو می گرفت به تو فرصت داده تا
با شادی و محبت زندگی را یاد بگیری
طلوع و غروب خورشید یاد آور
محبت و کرم خداست؛ بجای خدا
تصمیم نگیر بجای اینکه روح و جسمت
را چون کلاف سردرگم اسیر کنی،
خودت را مثل ماهی در رود زندگی
رها کن تا به دریای محبت خدا برسی
و ببینی که زندگی می تواند بسیار
پربار تر از آن باشد که تو در کاسه
ی کوچک باورهایت جا داده ای
روزهای عمر ما چون دانه های تسبیح
را می ماند اگر خودت را به خدا
نسپاری و با زندگی از در صلح در
نیایی، دانه ها بجای اینکه اجازه
بدهی یکی یکی رد بشوند چون
گره ای کور راه عبورت را سد
می کنند و درد و ناامیدی می شود
هر دانه به جسم و روحت ...
خداوند خشنود به خشنودی توست
و نیازی به عذاب دختری ندارد که
خودش دستش را گرفته و بدتر اینکه
بجای گرفتن دست خدا دستش را به
طرف شیطان دراز می کند ، به دختر
عزیزم بگو باید زندگی کنی، بگذار
خداوند خودش دانه های تسبیح را
تا آخر برساند ، او خودش دانه ها را
می شمارد با ناامیدی نخواه که
تسبیح زندگی ات را پاره اش کنی
زندگی شکنجه نیست، که زندگی
اگر بدانید یک گنج بزرگ و موهبتی
الهی ست، زندگی کن و از بودنت
لذت ببر ...
او مدت هاست، دست خودش
را گرفته و باورهای کذب و دروغین
سال های تلقین سیاه را ، به مرور
دور انداخته و .....
--------------------------
بسیاری از ما به جهان پس از مرگ
ناباوریم و مرگ را پایان راه می دانیم
و باور داریم که با مرگ، تمام می شویم 🕊
و بسیار بسیار دیگر باور به این داریم
که مرگ شروعی دوباره است و
تولدی دیگر در جهانی مافوق و برتر
رفتگان ما فقط از پیله ی این دنیا
رها شده اند ... و ما هم .....
من هم بر این باورم که مرگ پایان
راه نیست....🕊
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
یاد عزیزان سفر کرده به عشق
🍏🍎🍃
👌2
Abro Aftab
Naser Abdollahi
🎼❤️🎼
قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که میپنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
♪♪♪
ای مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آسودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم
✍#محمدعلی بهمنی
👥#ناصر_عبدالهی
&#امیر_کریمی
تنظیم: بهنام ابطحی
🍏🍎🍃
قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که میپنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
♪♪♪
ای مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آسودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم
✍#محمدعلی بهمنی
👥#ناصر_عبدالهی
&#امیر_کریمی
تنظیم: بهنام ابطحی
🍏🍎🍃
🥰1👌1