دلگیرم
محمد رضا هدایتی
🎼❤️🎼
از تو دلگیرم؛
که نیستی کنارم
من دارم می میرم
تو کجایی؟...
من باز... بی قرارم ...
🗣#محمدرضا_هدایتی
-----------------------------
__دمی چون ماهیانِ
خسته یِ برکه؛
گرفتارِ تب ودرد و جنونم
دمی چون، کوچه هایِ
خالیِ بن بست؛
دلگیرم، دلخونم!__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
از تو دلگیرم؛
که نیستی کنارم
من دارم می میرم
تو کجایی؟...
من باز... بی قرارم ...
🗣#محمدرضا_هدایتی
-----------------------------
__دمی چون ماهیانِ
خسته یِ برکه؛
گرفتارِ تب ودرد و جنونم
دمی چون، کوچه هایِ
خالیِ بن بست؛
دلگیرم، دلخونم!__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
○
از مرگ نمیترسم،
چون مرگ را پایان نمیدانم...!
علاوه بر این معتقدم ؛
که مرگِ هر کس
رنگِ خودش را دارد...!
چیزی که به فکر وا میداردَم
مرگِ بدون میراث است....!
✍#الیف_شافاک
📕#ملت_عشق
🍏🍎🍃
از مرگ نمیترسم،
چون مرگ را پایان نمیدانم...!
علاوه بر این معتقدم ؛
که مرگِ هر کس
رنگِ خودش را دارد...!
چیزی که به فکر وا میداردَم
مرگِ بدون میراث است....!
✍#الیف_شافاک
📕#ملت_عشق
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دوستت دارم
بخاطر دوست داشتن
بخاطر عشق
بخاطر زندگی
بخاطر چشم های ات
بخاطر نجابتِ پرنده یِ نگاه ات
دوستت دارم
بیشتر از عشق، بیشتر از زندگی
بیشتر از دوست داشتن؛
دوستت دارم،
آرام آرام، تا همیشه
دوستت خواهم داشت!!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دوستت دارم
بخاطر دوست داشتن
بخاطر عشق
بخاطر زندگی
بخاطر چشم های ات
بخاطر نجابتِ پرنده یِ نگاه ات
دوستت دارم
بیشتر از عشق، بیشتر از زندگی
بیشتر از دوست داشتن؛
دوستت دارم،
آرام آرام، تا همیشه
دوستت خواهم داشت!!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3👌1
○
#دو_نجیب_زاده_ی_ورونا
✍ نویسنده : #ویلیام_شکسپیر
🎙 راوی : ایرانصدا
«دو نجیبزادهی ورونایی» نمایشنامهای کمدی اثر «ویلیام شکسپیر» است که در حدود سالهای ۱۵۹۴ – ۱۵۹۲ نوشته شدهاست. داستان درگیری «پروتئوس-جولیا» نزدیکترین تطابق را با درگیریهای دو شخصیت «فلیکس - فلیسمنا» در رمان «دیانا انامورادا»، اثر عاشقانهی اسپانیایی نوشتهی «خورخه دو مونته مایر» در سال ۱۵۸۲ دارد. برای بقیهی نمایشنامه تطابق دیگری پیدا نشدهاست، اما رفاقت بین رقبا در مثلثهای عشقی در ادبیات رنسانس متداول بودهاست.
🍏🍎🍃
#دو_نجیب_زاده_ی_ورونا
✍ نویسنده : #ویلیام_شکسپیر
🎙 راوی : ایرانصدا
«دو نجیبزادهی ورونایی» نمایشنامهای کمدی اثر «ویلیام شکسپیر» است که در حدود سالهای ۱۵۹۴ – ۱۵۹۲ نوشته شدهاست. داستان درگیری «پروتئوس-جولیا» نزدیکترین تطابق را با درگیریهای دو شخصیت «فلیکس - فلیسمنا» در رمان «دیانا انامورادا»، اثر عاشقانهی اسپانیایی نوشتهی «خورخه دو مونته مایر» در سال ۱۵۸۲ دارد. برای بقیهی نمایشنامه تطابق دیگری پیدا نشدهاست، اما رفاقت بین رقبا در مثلثهای عشقی در ادبیات رنسانس متداول بودهاست.
🍏🍎🍃
Suzume (feat. Toaka)
RADWIMPS
🎼❤️🎼
«زندگی یک مبارزه است و تا زمانی که شما می جنگید ، نمرده اید زیرا مردگان جنگی ندارند.»
✍#آرتور_میلر
🍏🍎🍃
«زندگی یک مبارزه است و تا زمانی که شما می جنگید ، نمرده اید زیرا مردگان جنگی ندارند.»
✍#آرتور_میلر
🍏🍎🍃
🥰2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
روزی که کلک تقدیر
در پنجۀ قضا بود
بر لوح آفرینش
غم سرنوشت ما بود
روزی که میگرفتند،
پیمان ز نسل آدم
عشق از میان ذرّات
در جست و جوی ما بود
زان پیشتر که نوشد
خضر آب زندگانی
مارا خیال لعلت
سرمایۀ بقا بود
گر در محیط حیرت
غرقم، گناه من چیست
در کشتی وجودم
عشق تو ناخدا بود
میخواستم که دل را
از غم خلاص یابم
داغ جدایی آمد
وین آخرین دوا بود
✍#غبار_همدانی
🍏🍎🍃
روزی که کلک تقدیر
در پنجۀ قضا بود
بر لوح آفرینش
غم سرنوشت ما بود
روزی که میگرفتند،
پیمان ز نسل آدم
عشق از میان ذرّات
در جست و جوی ما بود
زان پیشتر که نوشد
خضر آب زندگانی
مارا خیال لعلت
سرمایۀ بقا بود
گر در محیط حیرت
غرقم، گناه من چیست
در کشتی وجودم
عشق تو ناخدا بود
میخواستم که دل را
از غم خلاص یابم
داغ جدایی آمد
وین آخرین دوا بود
✍#غبار_همدانی
🍏🍎🍃
👌1
ماه من_ناصر عبداللهی
@sherroghazal
🎼❤️🎼
🎼 #ماه_من
🗣#ناصر_عبداللهی
✍ #محمد_علی_بهمنی
از خانه بیرون میزنم
اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا
در کوچهها امشب
پشتِ ستونِ سایهها
روی درختِ شب
میجویم اما نیستی
در هیچ جا امشب
میدانم آری، نیستی،
اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت
چرا امشب؟
امشب زِ پشتِ ابرها
بیرون نیامد ماه
بشکن قُرُق را، ماهِ من،
بیرون بیا امشب ...
🍏🍎🍃
🎼 #ماه_من
🗣#ناصر_عبداللهی
✍ #محمد_علی_بهمنی
از خانه بیرون میزنم
اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا
در کوچهها امشب
پشتِ ستونِ سایهها
روی درختِ شب
میجویم اما نیستی
در هیچ جا امشب
میدانم آری، نیستی،
اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت
چرا امشب؟
امشب زِ پشتِ ابرها
بیرون نیامد ماه
بشکن قُرُق را، ماهِ من،
بیرون بیا امشب ...
🍏🍎🍃
○
دشنه هایِ برّانِ شب؛
زخم می زند؛
لایه لایه هایِ
خندقِ خاطراتی، تلخ را
و خون می چکد،
از دمل هایِ
عبوسِ این ظلمات؛
و اشک؛ سیلابی می شود
شوره زارِ
یک باورِ کور را؛
و شمعِ جانم؛ آتش می زند
بال هایِ تردِ شاپرکی را
که زیرِ نور آرزوهایم؛
پر پر می زند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دشنه هایِ برّانِ شب؛
زخم می زند؛
لایه لایه هایِ
خندقِ خاطراتی، تلخ را
و خون می چکد،
از دمل هایِ
عبوسِ این ظلمات؛
و اشک؛ سیلابی می شود
شوره زارِ
یک باورِ کور را؛
و شمعِ جانم؛ آتش می زند
بال هایِ تردِ شاپرکی را
که زیرِ نور آرزوهایم؛
پر پر می زند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2👍1