○
زمانی که به نظر میرسد
هیچچیز کمکی نخواهد کرد،
میروم و به سنگتراشی نگاه میکنم
که برای صدمین بار روی سنگ ضربه وارد میکند، بدون اینکه ترکی ایجاد شود،
امّا در صدویکمین ضربه سنگ به دو تکه خرد میشود و میدانم که آخرین ضربه نبود که آنرا خرد کرد،
بلکه تمام آن ضربههای پیشین مسبب آن بود...
📕خرده عادتها
✍#جیمز_کلییر
🍏🍎🍃
زمانی که به نظر میرسد
هیچچیز کمکی نخواهد کرد،
میروم و به سنگتراشی نگاه میکنم
که برای صدمین بار روی سنگ ضربه وارد میکند، بدون اینکه ترکی ایجاد شود،
امّا در صدویکمین ضربه سنگ به دو تکه خرد میشود و میدانم که آخرین ضربه نبود که آنرا خرد کرد،
بلکه تمام آن ضربههای پیشین مسبب آن بود...
📕خرده عادتها
✍#جیمز_کلییر
🍏🍎🍃
👌2
Olmayanim
Cinare Melikzade
🎼❤️🎼
🗣#چیناره_ملک زاده
🎼 ای ناپیدای من
----------------------------
آشفتهترین رودم ، در جاری انسانها
دریاب ، مرا ای دوست ، ای دست رهاننده !
تا تخته برم بیرون ، از ورطهی توفانها ...
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
🗣#چیناره_ملک زاده
🎼 ای ناپیدای من
----------------------------
آشفتهترین رودم ، در جاری انسانها
دریاب ، مرا ای دوست ، ای دست رهاننده !
تا تخته برم بیرون ، از ورطهی توفانها ...
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
👌1
📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
○
کاش میشد
آدم،اندوه را از پنجره بیرون بریزد!
#فرانتس کافکا، یکی از بزرگترین نویسندگان آلمانیزبان در قرن ۲۰ میلادی بود. آثار کافکا در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب قرار دارند. فرانتس کافکا به دوست نزدیک خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثار او را نخوانده بسوزاند.
تاریخ تولد: ۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳، پراگ، جمهوری چک
فوت: ۳ ژوئن ۱۹۲۴، Kierling، کلوسترنویبورگ، اتریش
زاد روزش گرامی🌹
🍏🍎🍃
کاش میشد
آدم،اندوه را از پنجره بیرون بریزد!
#فرانتس کافکا، یکی از بزرگترین نویسندگان آلمانیزبان در قرن ۲۰ میلادی بود. آثار کافکا در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب قرار دارند. فرانتس کافکا به دوست نزدیک خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثار او را نخوانده بسوزاند.
تاریخ تولد: ۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳، پراگ، جمهوری چک
فوت: ۳ ژوئن ۱۹۲۴، Kierling، کلوسترنویبورگ، اتریش
زاد روزش گرامی🌹
🍏🍎🍃
👌1
○
نمی دانم چرا دلم می خواهد یکی از نامه های کافکا را در اینجا بنویسم.مثل نامه های عاشقانه ی یک پیامبر "جبران خلیل"ترجمه ی پائولو را به خاطر می آورد.ساده اما یک دنیا.کلمه هایش جان دارند انگاری هر واژه به واژه ی دیگر عاشق است!!روح کافکا بدور از همه ی کلمه های قلمبه و ...در لابلای آن حضور دارد.
"اگر عمری را به انتظار باشم و هر آنچه با مشقت تمام٬هر چند اندک٬به دست آورده باشم و تمام عمر نمانده ام را٬برای آن لحظه که چشمهای بی قرار تو به من آرامش می دهد که دوستم داری...از دست بدهم می دانم که خیلی کم است و ارزش دارد.
خواستن تو نه از دوست داشتن است نه از روی هوس٬من نیازمند تو نیستم٬نمی خواهم که مال من باشی٬من عاشقم٬طالبم٬تمام ذرات وجودم ترا می طلبد.من عاشقم!عشقی که با آن به دنیا آمدم.با آن زندگی می کنم و برای آن میمیرم.عشقی که حتا در لحظاتی که ممکن است به یادت نباشم در وجودم لانه دارد.عشقی که تمام لحظات آرامشم را آشفته می سازد و در تمام اشفتگی هایم به من آرامش می بخشد.همیشه خود را خیلی کوچکتر از آن می دیدم که کلمه ی عشق را بر زبان جاری سازم.احساس می کنم با تمام کوچک بودنم توانسته ام عشقی بزرگ٬عشق ترا٬در وجودم جای دهم.
پس می توانم بگویم عاشقم.عاشق تو فلیسه ی من.بهترین٬بهترین من.آره من عاشقم.صادقم...اگر باور نداری هر چه می پسندی٬مرا بدان بخوان از تو دلگیر نخواهم شد.زیرا وجدان من در نزد عشقی که در وجودم لانه کرده راحت است"
"روزگار غریبیست" ...
#نامه کافکا به فلیسه
زاد روزش گرامی🌹
🍏🍎🍃
نمی دانم چرا دلم می خواهد یکی از نامه های کافکا را در اینجا بنویسم.مثل نامه های عاشقانه ی یک پیامبر "جبران خلیل"ترجمه ی پائولو را به خاطر می آورد.ساده اما یک دنیا.کلمه هایش جان دارند انگاری هر واژه به واژه ی دیگر عاشق است!!روح کافکا بدور از همه ی کلمه های قلمبه و ...در لابلای آن حضور دارد.
"اگر عمری را به انتظار باشم و هر آنچه با مشقت تمام٬هر چند اندک٬به دست آورده باشم و تمام عمر نمانده ام را٬برای آن لحظه که چشمهای بی قرار تو به من آرامش می دهد که دوستم داری...از دست بدهم می دانم که خیلی کم است و ارزش دارد.
خواستن تو نه از دوست داشتن است نه از روی هوس٬من نیازمند تو نیستم٬نمی خواهم که مال من باشی٬من عاشقم٬طالبم٬تمام ذرات وجودم ترا می طلبد.من عاشقم!عشقی که با آن به دنیا آمدم.با آن زندگی می کنم و برای آن میمیرم.عشقی که حتا در لحظاتی که ممکن است به یادت نباشم در وجودم لانه دارد.عشقی که تمام لحظات آرامشم را آشفته می سازد و در تمام اشفتگی هایم به من آرامش می بخشد.همیشه خود را خیلی کوچکتر از آن می دیدم که کلمه ی عشق را بر زبان جاری سازم.احساس می کنم با تمام کوچک بودنم توانسته ام عشقی بزرگ٬عشق ترا٬در وجودم جای دهم.
پس می توانم بگویم عاشقم.عاشق تو فلیسه ی من.بهترین٬بهترین من.آره من عاشقم.صادقم...اگر باور نداری هر چه می پسندی٬مرا بدان بخوان از تو دلگیر نخواهم شد.زیرا وجدان من در نزد عشقی که در وجودم لانه کرده راحت است"
"روزگار غریبیست" ...
#نامه کافکا به فلیسه
زاد روزش گرامی🌹
🍏🍎🍃
🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
شرط دانش گود خشت و
صدر دانشگاه نیست
گرچه صدها خشت مال آمد
یکی #یغما نشد
---------------------------------
دوستان را صحبت
نان من است اندر میان
دشمن است آن کس
که می گوید سخن از نان من
من برای نان
به یزدان هم نمی آرم نیاز
این من و این پینه های
دست من برهان من
------------------------------------
حِیْدَر یَغْما شاعر ایرانی و متولد روستای صومعه در شمال نیشابور و در جوار رشته کوه بینالود بود. یغما به سبب شغل اصلیاش که در حدود ۳۰ سال از زندگیاش را بدان اشتغال داشت، به «شاعر خشتمال نیشابوری» مشهور است. وی فاقد سواد رسمی و کلاسیک بود اما شعر میسرود.
روح عاشق و آزاده اش شاد
🍏🍎🍃
شرط دانش گود خشت و
صدر دانشگاه نیست
گرچه صدها خشت مال آمد
یکی #یغما نشد
---------------------------------
دوستان را صحبت
نان من است اندر میان
دشمن است آن کس
که می گوید سخن از نان من
من برای نان
به یزدان هم نمی آرم نیاز
این من و این پینه های
دست من برهان من
------------------------------------
حِیْدَر یَغْما شاعر ایرانی و متولد روستای صومعه در شمال نیشابور و در جوار رشته کوه بینالود بود. یغما به سبب شغل اصلیاش که در حدود ۳۰ سال از زندگیاش را بدان اشتغال داشت، به «شاعر خشتمال نیشابوری» مشهور است. وی فاقد سواد رسمی و کلاسیک بود اما شعر میسرود.
روح عاشق و آزاده اش شاد
🍏🍎🍃
❤4👍1
Boghz O Baroon @Really_Black
Ebi @Really_Black
🎼❤️🎼
🗣#آبی
🎼#بغض
دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم. مثل پرنده ای لالم که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند!
#رسول_یونان
🍏🍎🍃
🗣#آبی
🎼#بغض
دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم. مثل پرنده ای لالم که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند!
#رسول_یونان
🍏🍎🍃
❤2