Tanhatar - jamshid
@Shadmehr_Original
🎼❤️🎼
"
🗣#جمشید
✍#منصوره.م
🎼#شادمهر_عقیلی
---------------------------
کدام پرنده یِ زخمی؛
در من بال و پر می زند
که قفسِ سینه ام از درد میبارد ...
کدام پنجره یِ بسته؛
تو را ... از من گرفته
که ابری ام؛ بارانی ام؛ ویرانم ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
"
🗣#جمشید
✍#منصوره.م
🎼#شادمهر_عقیلی
---------------------------
کدام پرنده یِ زخمی؛
در من بال و پر می زند
که قفسِ سینه ام از درد میبارد ...
کدام پنجره یِ بسته؛
تو را ... از من گرفته
که ابری ام؛ بارانی ام؛ ویرانم ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
○
از کدامین ابر می باری
بر سقفِ چشمانم؟
که هر روز و شب، بارانی ست؛
آنقدر که جنگلِ سبزی شده ام
و دست هایم، تا ابدیّتِ عشق
تا بی نهایت...
حضورِ خدا پیداست؛
ریشه دوانیده در باد، در خاک
شرمگینِ باران؛
بارانی که همچنان؛
بی قرار می بارد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
از کدامین ابر می باری
بر سقفِ چشمانم؟
که هر روز و شب، بارانی ست؛
آنقدر که جنگلِ سبزی شده ام
و دست هایم، تا ابدیّتِ عشق
تا بی نهایت...
حضورِ خدا پیداست؛
ریشه دوانیده در باد، در خاک
شرمگینِ باران؛
بارانی که همچنان؛
بی قرار می بارد!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
از بحر تشنه چشمان،
لب خشک باز گردند
آیینه را ز دیدار
کی سیر میتوان کرد؟
در چشم خردهبینان،
هر نقطه صد کتاب است
آن خال را به صد وجه،
تفسیر میتوان کرد
گر گوش هوش باشد،
در پرده خموشی
صد داستان شکایت،
تقریر میتوان کرد
از درد عشق اگر هست،
صائب ترا نصیبی
از ناله در دل سنگ
تأثیر میتوان کرد
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
از بحر تشنه چشمان،
لب خشک باز گردند
آیینه را ز دیدار
کی سیر میتوان کرد؟
در چشم خردهبینان،
هر نقطه صد کتاب است
آن خال را به صد وجه،
تفسیر میتوان کرد
گر گوش هوش باشد،
در پرده خموشی
صد داستان شکایت،
تقریر میتوان کرد
از درد عشق اگر هست،
صائب ترا نصیبی
از ناله در دل سنگ
تأثیر میتوان کرد
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
❤🔥1👍1👌1
○
نبضِ بیقرارِ
کدامین شب؛
در بهتِ بی هنگامه یِ یادِ تو
این چنین پریشان است؟
در سلاله یِ کدامین اندوه؟
و در سوگِ بال هایِ سوخته یِ
کدامین شاپرک؟
شمع، بی تابانه می گرید؛
و شب؛
مرثیه خوانِ بالِ خونینِ
کدامین کبوتر است؟
و بغضِ بیقرارِ قاب ها؛
در فراقِ چشم هایِ کیست؟
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
نبضِ بیقرارِ
کدامین شب؛
در بهتِ بی هنگامه یِ یادِ تو
این چنین پریشان است؟
در سلاله یِ کدامین اندوه؟
و در سوگِ بال هایِ سوخته یِ
کدامین شاپرک؟
شمع، بی تابانه می گرید؛
و شب؛
مرثیه خوانِ بالِ خونینِ
کدامین کبوتر است؟
و بغضِ بیقرارِ قاب ها؛
در فراقِ چشم هایِ کیست؟
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🪴
☀️ ۱۲ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۵ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۲ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
-------------------------------
کاش زندگی را
آن چنان زندگی کنیم
که هرگز نگوییم؛
"کاش" ...
حسرت؛
بالِ پرنده یِ زخمی ست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🪴
☀️ ۱۲ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۵ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۲ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
-------------------------------
کاش زندگی را
آن چنان زندگی کنیم
که هرگز نگوییم؛
"کاش" ...
حسرت؛
بالِ پرنده یِ زخمی ست...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عشق زبان روح است؛
عصاره یِ جان است
عشق سرانجامِ هرچه بی سرانجام است
عشق رهایی است، آزادگی است
حلاوت است؛ مستی است
مستانگی ست...
عشق؛
بوسه هایِ شرمِ باران است؛
بر جای پای هایِ گل آلوده یِ
عصیان روح ات؛
عشق طراوت بهشت است و
آتشِ سوزانِ جهنمی که
می سوزاندت و تطهیرت می کند؛
روح و جانِ خسته ات را؛
و ذره ذره هایِ خاکسترت؛
باد را هم عاشق می کند!
عشق؛
سر انگشتان نرم خیال توست؛
بر ابریشمِِ سبز احساسِ من...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
عشق زبان روح است؛
عصاره یِ جان است
عشق سرانجامِ هرچه بی سرانجام است
عشق رهایی است، آزادگی است
حلاوت است؛ مستی است
مستانگی ست...
عشق؛
بوسه هایِ شرمِ باران است؛
بر جای پای هایِ گل آلوده یِ
عصیان روح ات؛
عشق طراوت بهشت است و
آتشِ سوزانِ جهنمی که
می سوزاندت و تطهیرت می کند؛
روح و جانِ خسته ات را؛
و ذره ذره هایِ خاکسترت؛
باد را هم عاشق می کند!
عشق؛
سر انگشتان نرم خیال توست؛
بر ابریشمِِ سبز احساسِ من...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2❤1
نامه های عاشقانه ی یک پیامبر
جبران خلیل جبران
دوست دارم سینه ام را
بشکافم، قلبم را از آن بیرون بکشم
و در دستانم بگیرم
تا همه بتوانند آن را ببینند؛
"زیرا انسانی که خود را برای خویشتن آشکار می کند،
آرزویی شگرف تر از آن ندارد
که دیگران درکش کنند."
همه ما اشتیاق دیدن نوری را داریم که پشت در است، دوست داریم این نور به میان اتاق، به پیش روی همه بیاید ...
#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
بشکافم، قلبم را از آن بیرون بکشم
و در دستانم بگیرم
تا همه بتوانند آن را ببینند؛
"زیرا انسانی که خود را برای خویشتن آشکار می کند،
آرزویی شگرف تر از آن ندارد
که دیگران درکش کنند."
همه ما اشتیاق دیدن نوری را داریم که پشت در است، دوست داریم این نور به میان اتاق، به پیش روی همه بیاید ...
#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
👌1
Derakht
Ebi
🎼❤️🎼
دلم؛ در حسرتِ
یک لحظه بودن ات،
آه می شود ...
و نگاه ام
همچنان آمدن ات را؛
دم به دم
نفس می کشد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلم؛ در حسرتِ
یک لحظه بودن ات،
آه می شود ...
و نگاه ام
همچنان آمدن ات را؛
دم به دم
نفس می کشد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1