📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
👌1
○
ای محبوب! آنان که بصیرتشان را حجاب هوس پوشیده بود به خود آمدند، امّا دلِ من همچنان گروگان هوای توست.
چه بسا مدعیّانِ کینهتوز، با همهٔ ملامتگریشان در عشق تو، بیدریغ پندم دادند تا از این عشقم باز دارند و من دل نبریدم.
چه بسا شبی چون امواجِ دریا سهمناک و دمان، که دامن قیرگونِ خود بر سرِ من فروکشید و خواست تا صبرم بیازماید. و هنگامی که درازیاش از حد بگذشت و آغاز و انجامش را فاصلهای عظیم پدید آمد، فریاد زدم:
هان، ای شبِ دیرنده! دریچههای بامدادی را بگشای، هر چند عاشق دلخسته را پرتو بامدادی از تیرگیِ شامگاهی خوشتر نیست.
✍🏽 #امروالقیس
📕 مُعَلَّقات سَبْع _ اِمرُؤُالقَیس
🍏🍎🍃
ای محبوب! آنان که بصیرتشان را حجاب هوس پوشیده بود به خود آمدند، امّا دلِ من همچنان گروگان هوای توست.
چه بسا مدعیّانِ کینهتوز، با همهٔ ملامتگریشان در عشق تو، بیدریغ پندم دادند تا از این عشقم باز دارند و من دل نبریدم.
چه بسا شبی چون امواجِ دریا سهمناک و دمان، که دامن قیرگونِ خود بر سرِ من فروکشید و خواست تا صبرم بیازماید. و هنگامی که درازیاش از حد بگذشت و آغاز و انجامش را فاصلهای عظیم پدید آمد، فریاد زدم:
هان، ای شبِ دیرنده! دریچههای بامدادی را بگشای، هر چند عاشق دلخسته را پرتو بامدادی از تیرگیِ شامگاهی خوشتر نیست.
✍🏽 #امروالقیس
📕 مُعَلَّقات سَبْع _ اِمرُؤُالقَیس
🍏🍎🍃
❤1🙏1👌1
Doret Begardam
Hojat Ashrafzadeh
🎼❤️🎼
🎧حجت اشرف زاده
دردے ڪ
درمانش تو باشے
دوسٺــــــــــــ دارم
بغضے ڪ بارانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم
دیــــوانه ام من
گرچه پایان منــے تو
هرچه ڪ پایانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم .....
🍏🍎🍃
🎧حجت اشرف زاده
دردے ڪ
درمانش تو باشے
دوسٺــــــــــــ دارم
بغضے ڪ بارانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم
دیــــوانه ام من
گرچه پایان منــے تو
هرچه ڪ پایانش تو باشــے
دوستــــــــــــ دارم .....
🍏🍎🍃
👌1
○
من با تو؛
و در تو روییده ام؛
در پشتِ آبیِ پلک های ات
تا بی نهایتِ حضور، سبز شده ام
شب هایِ بی پایان را
در آغوشِ مهتابِ چشمان ات
بال و پر زده ام؛
با تو؛ از مرزِ تردید و غربتِ یقین
رها شده ام و از دریچه یِ قلب ام
تا باور عشق؛ سفر کرده ام
تا کهکشان ها،
اسم تو را؛ پر داده ام
کلیدِ بهشتِ رویاهایِ شبانه ام
شاپرکِ نگاهِ توست؛
و عشق!.
این آیه مقدس؛
در سکوتِ و تمنا
عشقه یِ بی قراری شده است؛
بر تارک رسولانِ سبز
تا تطهیر شوند؛
کتاب هایِ آسمانیِ بی اعجاز
دست های ات را، به من ببخش
بگذار؛ در خاکِ تن ات؛
رویشی دوباره، آغاز کنم
و در قابِ زمان حادثه عشق؛
اسطوره ای شود
تا بی زمانی؛
تا چشم هایِ ماهِ تو .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
من با تو؛
و در تو روییده ام؛
در پشتِ آبیِ پلک های ات
تا بی نهایتِ حضور، سبز شده ام
شب هایِ بی پایان را
در آغوشِ مهتابِ چشمان ات
بال و پر زده ام؛
با تو؛ از مرزِ تردید و غربتِ یقین
رها شده ام و از دریچه یِ قلب ام
تا باور عشق؛ سفر کرده ام
تا کهکشان ها،
اسم تو را؛ پر داده ام
کلیدِ بهشتِ رویاهایِ شبانه ام
شاپرکِ نگاهِ توست؛
و عشق!.
این آیه مقدس؛
در سکوتِ و تمنا
عشقه یِ بی قراری شده است؛
بر تارک رسولانِ سبز
تا تطهیر شوند؛
کتاب هایِ آسمانیِ بی اعجاز
دست های ات را، به من ببخش
بگذار؛ در خاکِ تن ات؛
رویشی دوباره، آغاز کنم
و در قابِ زمان حادثه عشق؛
اسطوره ای شود
تا بی زمانی؛
تا چشم هایِ ماهِ تو .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
امشب ، گرسنگان زمین ، قرص ماه را
از سفرهی سخاوت دریا ربودهاند
اما ، نسیم مست
در لحظهی تکاندن این سفرهی فراخ
تصویر تابناک هزاران ستاره را
چون خردههای نان
بر ماهیان خرد و کلان هدیه کرده است
وینان نسیم را به کرامت ستودهاند
امشب ، در امتداد افقها و موجها
شهر ایستاده است
و شب از روی دوش او لغزیده بر زمین
وینک که پلک پنجره ها باز می شود
گویی که گربه های سیاه از درون چاه
چشمان کهربایی خود را گشوده اند!
🍏🍎🍃
امشب ، گرسنگان زمین ، قرص ماه را
از سفرهی سخاوت دریا ربودهاند
اما ، نسیم مست
در لحظهی تکاندن این سفرهی فراخ
تصویر تابناک هزاران ستاره را
چون خردههای نان
بر ماهیان خرد و کلان هدیه کرده است
وینان نسیم را به کرامت ستودهاند
امشب ، در امتداد افقها و موجها
شهر ایستاده است
و شب از روی دوش او لغزیده بر زمین
وینک که پلک پنجره ها باز می شود
گویی که گربه های سیاه از درون چاه
چشمان کهربایی خود را گشوده اند!
🍏🍎🍃
❤🔥1👌1
غم یار_مختاباد
@jarasmusic
🎼❤️🎼
🗣#عبدالحسین_مختاباد
✍#باباطاهر
نگارینو دل و جانم ته دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
غم عشق ته مادرزاد دیرم
نه از آموزی استاد دیرم
سه غم آمد به جانم هر سه بکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار...
🍏🍎🍃
🗣#عبدالحسین_مختاباد
✍#باباطاهر
نگارینو دل و جانم ته دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همی دونم که درمانم ته دانی
غم عشق ته مادرزاد دیرم
نه از آموزی استاد دیرم
سه غم آمد به جانم هر سه بکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار...
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز جمعه ☀️🐓
☀️ ۱ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۱۴ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۲۱ ژوئن ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
آدینه تان به شادی و آرامش 🦋🌸
اولین روز تابستانی تان به طراوت مهر و حلاوت عشق و شادی ❤️ به لطافت گونه های سرخ گیلاس 🍒 و تبرک آفتاب و آفتابگردان☀️🌻 و تقدس امید و نشاط زندگی...
تابستانی لباب از رویدادهای خوش برایتان آرزومندم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗓 امروز جمعه ☀️🐓
☀️ ۱ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۱۴ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۲۱ ژوئن ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
آدینه تان به شادی و آرامش 🦋🌸
اولین روز تابستانی تان به طراوت مهر و حلاوت عشق و شادی ❤️ به لطافت گونه های سرخ گیلاس 🍒 و تبرک آفتاب و آفتابگردان☀️🌻 و تقدس امید و نشاط زندگی...
تابستانی لباب از رویدادهای خوش برایتان آرزومندم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1
○
آیاعشق خودِ خدا نیست؟
آیا قلب، قلبی که در عشق غوطه ور شده است، خودِ معبد نیست؟
و
آیا آنهایی که پس از ترکِ عشق در هر جایی به جستجوی او میگردند، بیهوده نمیگردند؟
یکروز من عادت داشتم اینرا از خودم بپرسم، امروز آنرا از تو میپرسم:
کسی که به دنبال خدا میگردد، اعلام میکند که عشق را بدست نیاورده است، چونکه کسی که عشق را بدست آورد، خدا را هم بدست می آورد.
جستجوی خدا، از طلب عشق شروع میشود.
در حالیکه یافتن خدا بدون عشق
غیرممکن است.
کسی که به جستجوی خداست، در هیچ موردی نمیتواند او را بیابد.
در ضمن، او از جستجوی عشق هم محروم میشود.
اما کسی که به جستجوی عشق
میرود، سرانجام عشق را مییابد و در پایان، خدا را هم مییابد.
عشق، مسیر است.
عشق، در است.
عشق، قدرت پاها است.
عشق، تشنگیِ زندگی است.
و در پایان، عشق، رسیدن است.
در حقیقت، عشق، خداست.
من میگویم:
خدا را رها کن، عشق را بیاب.
معابد را فراموش کن، قلب خود را
بجوی، چونکه اگر او وجود داشته باشد، در آنجاست.
اگر اصلا بتی از خدا وجود داشته باشد، آن بت، عشق است.
اما آن بت، در میان بت های سنگی گم شده است.
اگر اصلا معبدی از خدا وجود داشته باشد، قلب است.
اما معابد گل و لای، آنرا کاملا پوشانده اند.
خدا به خاطر بت ها و معابد خودش، گم شده است. و دیدار او به خاطر روحانیونِ خودِ او، مشکل است.
به خاطر آوازهای نیایش و ستایش برای او، شنیدن صدای خود او غیرممکن شده است.
اگر عشق برگردد، خدا هم همراه با آن به زندگی بشر بر خواهد گشت.
✍#اشو
📕#کتاب_فانوسهای_گلی
🍏🍎🍃
آیاعشق خودِ خدا نیست؟
آیا قلب، قلبی که در عشق غوطه ور شده است، خودِ معبد نیست؟
و
آیا آنهایی که پس از ترکِ عشق در هر جایی به جستجوی او میگردند، بیهوده نمیگردند؟
یکروز من عادت داشتم اینرا از خودم بپرسم، امروز آنرا از تو میپرسم:
کسی که به دنبال خدا میگردد، اعلام میکند که عشق را بدست نیاورده است، چونکه کسی که عشق را بدست آورد، خدا را هم بدست می آورد.
جستجوی خدا، از طلب عشق شروع میشود.
در حالیکه یافتن خدا بدون عشق
غیرممکن است.
کسی که به جستجوی خداست، در هیچ موردی نمیتواند او را بیابد.
در ضمن، او از جستجوی عشق هم محروم میشود.
اما کسی که به جستجوی عشق
میرود، سرانجام عشق را مییابد و در پایان، خدا را هم مییابد.
عشق، مسیر است.
عشق، در است.
عشق، قدرت پاها است.
عشق، تشنگیِ زندگی است.
و در پایان، عشق، رسیدن است.
در حقیقت، عشق، خداست.
من میگویم:
خدا را رها کن، عشق را بیاب.
معابد را فراموش کن، قلب خود را
بجوی، چونکه اگر او وجود داشته باشد، در آنجاست.
اگر اصلا بتی از خدا وجود داشته باشد، آن بت، عشق است.
اما آن بت، در میان بت های سنگی گم شده است.
اگر اصلا معبدی از خدا وجود داشته باشد، قلب است.
اما معابد گل و لای، آنرا کاملا پوشانده اند.
خدا به خاطر بت ها و معابد خودش، گم شده است. و دیدار او به خاطر روحانیونِ خودِ او، مشکل است.
به خاطر آوازهای نیایش و ستایش برای او، شنیدن صدای خود او غیرممکن شده است.
اگر عشق برگردد، خدا هم همراه با آن به زندگی بشر بر خواهد گشت.
✍#اشو
📕#کتاب_فانوسهای_گلی
🍏🍎🍃
👌1