Ahmad Zahir Baz Amadi Ay Jani Man Jana Fedaye Jani Tu احمد ظاهر..
ahmad zahir
🎼❤️🎼
🗣#احمد_ظاهر
🎼#باز آمدی
------------------------------
باز آمدی، ای جان من
جان ها فدای جان تو
جان من و
صد هم چو من
قربان تو، قربان تو ...
🍏🍎🍃
🗣#احمد_ظاهر
🎼#باز آمدی
------------------------------
باز آمدی، ای جان من
جان ها فدای جان تو
جان من و
صد هم چو من
قربان تو، قربان تو ...
🍏🍎🍃
❤🔥2❤1
○
کشف یک ماهی ترسناک که به آسمان خیره میشود
یک گونه ماهی ترسناک در ساحل سنگاپور پیدا شد که رو به بالا در شنها در آبهای کم عمق قرار دارد و با دهانی باز به آسمان نگاه میکند.
دنیس چان کلیپی از این کشف را در اینستاگرام به اشتراک گذاشت که تا بیش از ۵۳.۳ میلیون بازدید و ۱.۲ میلیون لایک به دست آورد.
🍏🍎🍃
نوجه آدم ها، همواره بدنبال هر
آنچه غریب و ترسناک و گنگ است.
کشف یک ماهی ترسناک که به آسمان خیره میشود
یک گونه ماهی ترسناک در ساحل سنگاپور پیدا شد که رو به بالا در شنها در آبهای کم عمق قرار دارد و با دهانی باز به آسمان نگاه میکند.
دنیس چان کلیپی از این کشف را در اینستاگرام به اشتراک گذاشت که تا بیش از ۵۳.۳ میلیون بازدید و ۱.۲ میلیون لایک به دست آورد.
🍏🍎🍃
نوجه آدم ها، همواره بدنبال هر
آنچه غریب و ترسناک و گنگ است.
👌1
📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
سال ۱۹۵۵ سالوادور دالی را به باغوحشی در پاریس میبرند و از او میخواهند یک کرگدن را نقاشی کند. حال ببینید دالی چه اثری خلق کرد.
این همان تفاوت ادراک و نظرگاه در میان انسانهاست.
🍏🍎🍃
سال ۱۹۵۵ سالوادور دالی را به باغوحشی در پاریس میبرند و از او میخواهند یک کرگدن را نقاشی کند. حال ببینید دالی چه اثری خلق کرد.
این همان تفاوت ادراک و نظرگاه در میان انسانهاست.
🍏🍎🍃
باب مارلی
یک عشق
🎼❤️🎼
“You say you love rain, but you use an umbrella to walk under it. You say you love sun, but you seek shelter when it is shining. You say you love wind, but when it comes you close your windows. So that's why I'm scared when you say you love me.”
ميگويی باران را دوست دارم
اما وقتی باران ميبارد چتر به دست ميگيری!
ميگويی آفتاب را دوست دارم
اما زير نور خورشيد به دنبال سايه ميگردی!
ميگویی باد را دوست دارم
اما وقتی باد ميوزد پنجره را ميبندی!
حالا درياب
وحشت مرا وقتی
ميگويی دوستت دارم...
#باب_مارلی
🍏🍎🍃
“You say you love rain, but you use an umbrella to walk under it. You say you love sun, but you seek shelter when it is shining. You say you love wind, but when it comes you close your windows. So that's why I'm scared when you say you love me.”
ميگويی باران را دوست دارم
اما وقتی باران ميبارد چتر به دست ميگيری!
ميگويی آفتاب را دوست دارم
اما زير نور خورشيد به دنبال سايه ميگردی!
ميگویی باد را دوست دارم
اما وقتی باد ميوزد پنجره را ميبندی!
حالا درياب
وحشت مرا وقتی
ميگويی دوستت دارم...
#باب_مارلی
🍏🍎🍃
❤2
○
می نویسی؛ ماه
می نویسم؛ تو
می نویسی؛ من
می نویسم؛ ما
می نویسی؛
چشم های ات
می نویسم؛
خاکِ خیسِ زیر پاهای ات
می نویسی؛ عشق ...
می نویسم؛ سوختن
با خیال ات؛ در شرارِ
آتشینِ آرزو افروختن! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
می نویسی؛ ماه
می نویسم؛ تو
می نویسی؛ من
می نویسم؛ ما
می نویسی؛
چشم های ات
می نویسم؛
خاکِ خیسِ زیر پاهای ات
می نویسی؛ عشق ...
می نویسم؛ سوختن
با خیال ات؛ در شرارِ
آتشینِ آرزو افروختن! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
ترانه ها و خاطره ها
مرغ حق ـ بنان
🎼❤️🎼
مرغ حق خواند هر دم در دل شب ای ماه
کز شب عاشق آه
چشم جهان خُفته، عاشق خون گرید
کی داند هر دل کو را سوز مُحبّت نیست
اشک مُحبّت چیست؟
گریه ز دل خیزد، بی دل چون گرید
شب تاری به بیداری، مرغ شباهنگم
کند با شب حکایت ها آه دل تنگم
وای وای وای از شب های سیاه من
جز شب کیست در عشق تو گواه من ؟
جفا کردی، وفا کردم
ستم راندی، دعا کردم
✍#رهی_معیری
🗣#استاد_بنان
🍏🍎🍃
مرغ حق خواند هر دم در دل شب ای ماه
کز شب عاشق آه
چشم جهان خُفته، عاشق خون گرید
کی داند هر دل کو را سوز مُحبّت نیست
اشک مُحبّت چیست؟
گریه ز دل خیزد، بی دل چون گرید
شب تاری به بیداری، مرغ شباهنگم
کند با شب حکایت ها آه دل تنگم
وای وای وای از شب های سیاه من
جز شب کیست در عشق تو گواه من ؟
جفا کردی، وفا کردم
ستم راندی، دعا کردم
✍#رهی_معیری
🗣#استاد_بنان
🍏🍎🍃
👌1