○
ما بیغمان مست
دل از دست دادهایم
همراز عشق و
همنفس جام بادهایم
بر ما بسی
کمان ملامت کشیدهاند
تا کار خود
ز ابروی جانان گشادهایم
ای گل تو دوش
داغ صبوحی کشیدهای
ما آن شقایق ایم
که با داغ زادهایم
پیر مغان
ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن
که به عذر ایستادهایم
کار از تو میرود
مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم
و ز راه اوفتادهایم
چون لاله می مبین و
قدح در میان کار
این داغ بین که
بر دل خونین نهادهایم
گفتی که حافظ این همه
رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که
همان لوح سادهایم
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
ما بیغمان مست
دل از دست دادهایم
همراز عشق و
همنفس جام بادهایم
بر ما بسی
کمان ملامت کشیدهاند
تا کار خود
ز ابروی جانان گشادهایم
ای گل تو دوش
داغ صبوحی کشیدهای
ما آن شقایق ایم
که با داغ زادهایم
پیر مغان
ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن
که به عذر ایستادهایم
کار از تو میرود
مددی ای دلیل راه
کانصاف میدهیم
و ز راه اوفتادهایم
چون لاله می مبین و
قدح در میان کار
این داغ بین که
بر دل خونین نهادهایم
گفتی که حافظ این همه
رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که
همان لوح سادهایم
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
🙏1