معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


دشمنان نیستند
که انسان را محکوم
به تنهایی می کنند،
دوستان اند!

📕 #شوخی
#میلان_کوندرا
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هایده _ پادشه خوبان
@tanehayeghadimi
🎼❤️🎼

🗣#بانو_هایده

🎸زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست 🎸


ای پادشه خوبان
داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد
وقت است که باز آیی...


🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خوشا به حال کسی که عاشق است و به صداقت هم عاشق است؛ چرا که بدحالیِ عاشق هم، بدحالیِ خوشی‌ست؛ و‌ در هیچ روزگاری هم، هیچ عاشقی، روی آرامش ندیده است.


📕بر جاده‌های آبی سرخ
#نادر ابراهیمی
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Engelbert Humperdinck
How Do I Stop Loving You
🎼❤️🎼

🗣#انگلبرت_هامپردینک
🎼#چقدر دوستت دارم


اینجا
مهم نیست کجاست
بی تو
همه جا
دور است...


🍏🍎🍃
❤‍🔥1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


ماهی ها؛
از موج نپرسیدند
چرا با صیاد هم آواز شدی؟

دریا  اما؛
در سوگِ  ماهیان
تمامِ ساحل را گریست!


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤‍🔥1👍1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Audio
🎼❤️🎼



آه ...
که ریشه ها؛
چه اندوهبار
در آتشِ غربت فهم
می سوزند ...


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


یکی از ایرادهایی که بر سپهری می‌گیرند این است که سپهری، عمری در اجتماعی استبدادی زیسته اما نسبت به اجتماع خود و اساساً جهان استثماری عکس‌العملی نشان نداده و از دردهای مردم و فقر و زندان و بی‌عدالتی و چه و چه سخن نگفته‌ است ؛ بلکه برعکس با شیفتگی بسیار از زیبایی‌ها و عرفان و اشراق سخن رانده است.
یک سند بسیار مهم در این‌باره یادداشت اوست که در تاریخ هفتم فروردین در آبادان نوشته است :
👇
دنیا پر از بدی است. و من شقایق تماشا می‌کنم. روی زمین میلیونها گرسنه است. کاش نبود. ولی وجود گرسنگی، شقايق را شديدتر می‌كند. و تماشای من ابعاد تازه‌ای می‌گیرد. يادم هست در بنارس ميان مرده‌ها و بيمارها و گداها از تماشای يك بنای قديمی دچار ستايش اُرگانيك شده بودم. پایم در فاجعه بود و سرم در استتیک.
وقتی كه پدرم مرد، نوشتم: "پاسبان‌ها همه شاعر بودند. "
حضور فاجعه، آنی دنيا را تلطيف كرده بود. فاجعه آن طرف سكّه بود و گرنه من می‌دانستم و می‌دانم كه پاسبان‌ها شاعر نيستند. در تاريكی آن قدر مانده‌ام كه از روشنی حرف بزنم. چیزی در ما نفی نمی‌گردد. دنیا در ما ذخیره می‌شود. و نگاه ما به فراخور این ذخیره است. و از همه جای آن آب می‌خورد. وقتی که به این کُنارِ بلند نگاه می‌کنم، حتی آگاهیِ من از سیستم هیدرولیکیِ یک هواپیما، در نگاهم جریان دارد. ولی نخواهيد كه اين آگاهی خودش را عريان نشان دهد. دنيا در ما دچار استحالهٔ مداوم است.
من هزارها گرسنه در خاك هند ديده‌ام و هيچ وقت از گرسنگی حرف نزده‌ام. نه، هيچ وقت. ولی هر وقت رفته‌ام از گلی حرف بزنم دهانم گس شده است. گرسنگی هندی سَبك دهانم را عوض كرده است و من دِين ِخود را ادا كرده‌ام.

#یادداشت‌های #سهراب_سپهری
آبادان_۷ فروردین
#سیروس_شمیسا
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

نژاد،دين،غرور قومي و ناسيوناليزم و غيره ، هيچ كاري نمي كند ،
به جز اينكه ياد مي دهند تا از مردمي كه هيچ وقت ملاقات نكرده ايد متنفر باشيد...!!

👤#داگ_استنهوپ
🍏🍎🍃
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Shaer To Ra
Hossein monzavy
شاعر! تو را
زین خیل بی‌دردان؛
کسی نشناخت...
تو مشکلی و هرگزت آسان
کسی نشناخت

کنج خرابت را
بسی تـَـسخـَـر زدند اما
گنج تو را ،
ای خانه ی ویران
کسی نشناخت

جسم تو را ،
تشریح کردند از برای هم
اما تو را ای روح سرگردان
کسی نشناخت

آری تو را ،
ای گریه ی پوشیده در خنده
وآرامش آبستن توفان !
کسی نشناخت

زین عشق ورزان
نسیم و گلشنت ، نشگفت
کای گردباد بی سر و سامان
کسی نشناخت

وز هرکس رسید
از عشق ورزیدن به انسان گفت
امّا تو را ، ای عاشق انسان
کسی نشناخت

🎤#حسین_منزوی
🍏🍎🍃