○
آنقدر مدارا کرده ام؛
که دیگر مدارا عادتم شده ؛
وقتی خیلی نرم شدی؛
همه تو را خم می کنند….!
سراییده های سیمین دانشورسیمین دانشور (زاده ۸ اردیبهشت سال ۱۳۰۰ خورشیدی در شیراز – ۱۸ اسفند سال ۱۳۹۰ خورشیدی در تهران) نویسنده و مترجم ایرانی و همسر جلال آلاحمد بود. وی نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت.مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است. سووشون از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار میرود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
زاد روزش گرامی 🎂🌷
🍏🍎🍃
آنقدر مدارا کرده ام؛
که دیگر مدارا عادتم شده ؛
وقتی خیلی نرم شدی؛
همه تو را خم می کنند….!
سراییده های سیمین دانشورسیمین دانشور (زاده ۸ اردیبهشت سال ۱۳۰۰ خورشیدی در شیراز – ۱۸ اسفند سال ۱۳۹۰ خورشیدی در تهران) نویسنده و مترجم ایرانی و همسر جلال آلاحمد بود. وی نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت.مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است. سووشون از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار میرود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.
زاد روزش گرامی 🎂🌷
🍏🍎🍃
○
عالمِ اندیشه و هنر و ادب، زوجهایی که کُفوِ هم یا به تعبیرِ زیبای تاجیکها "برابرشرفِ" هم بودند، کم بهخودندیدهاست. و مرادم از «زوج»، هم زنان و مردانِ اندیشمند و هنرمندی است که رسماً باهم پیمان زناشویی بستند هست و نیز آنانی که تنها دل در گروِ هم داشتند. ازآن جملهاند: مارتین هایدگر و هانا آرنت (که داستانِ رابطهٔ میانشان فیلم و کتاب شد)؛ سیلویا پلات و تِد هیوز؛ ژان پُل سارتر و سیمون دوبووار؛ و آلفرد دو موسه و ژرژ ساند که موسه او را «زنانهترین زن» میخواند.
در ادبیاتِ معاصرِ ایران نیز رابطهٔ میان ابراهیم گلستان و فروغ که موجبِ «تولّدِ دیگرِ» فرخزاد شد، نمونهٔ برجستهٔ چنین پیوندی است.
سیمینِ دانشور و جلالِ آلِاحمد نیز زوجی بینظیر بودند. آلاحمد متفکّر و نویسندهٔ همهفنحریفی بود. او چهرهٔ جریانسازی بود و راهی که بهویژه در عالمِ نثرنویسی پیمود و دریچهای که به روی داستاننویسان گشود با همهٔ اماواگرهایش همچنان پیروانی دارد. مؤلفههای نثر پرتکاپوی او نیز در نویسندگان پس از او تکثیر شدهاست.
دانشور زمانی با آلاحمد آشناشد که هرکدامشان تجربههایی را در عالم نویسندگی ازسرگذراندهبودند. او نیز مانندِ جلال، هم در محافلِ روشنفکری (بهویژه «کانون نویسندگانِ ایران») فعّال بود و هم آثاری در زمینههای داستاننویسی، ترجمه و زیباشناسی در کارنامهاش دارد. سیمین نویسندهٔ جریانسازی نبود اما آثارش صاحبسبک و منحصربهفرد است.
این دو، بهرغمِ آنکه از نظر طرز فکر چندان همراینبودند، اما «کُفوِ» هم بودند و بهرغم اتفاقهایی که ممکن بود به جداییشان بینجاند، عمری درکنارِ هم عاشقانه زیستند. نامههایی که جلال و سیمین بههم نوشتند در چند جلد منتشرشده و حاکی از این دلدادگیها است. سیمین نه دنبالهروِ جلال و جاروجنجالهایش بود و نه در برابرِ او قرار میگرفت؛ او همواره درکنارِ جلال میایستاد، البته با حفظِ حریمِ شخصی و مراقبت از استقلالِ فکری و ادبیِ خویش. و جلال حضورِ مستقیم و غیرِ مستقیم و نمادین در آثارِ او نیز دارد. یوسفِ مبارزِ سووشون و سرِ پرشوری که دارد، غربستیزیهای جلال را بهیادمیآورَد. در جزیرهٔ سرگردانی نیز شخصیتِ واقعی و تاریخیِ آلِاحمد در بخشهایی از داستان حضور دارد.
دانشور اگرچه همواره نگران مرگِ جلال بود اما پس از مرگ همسرش (بهخلاف شمس برادر جلال)، هیچگاه قصدِ شهیدسازی از او را نداشت؛ هرچند جایگاهِ اجتماعیِ جلال همواره برایش اهمیتداشت و هنگامی که شاملو بنابه مصلحتِ زمانه سرودنِ شعری مشهور را در رثای جلال انکارکرد، سیمین اظهارِ شگفتیاش را از حاشای بزرگِ شاملو پنهاننکرد.
باید کتابچهٔ زیبا و خواندنیِ سیمین باعنوانِ «غروب جلال» را خواند و جلالی را که دانشور شناختهبود، بهتر شناخت.
#دکتر_احمد_رصا_بهرامبور عمران
#دکتر_سیمین_دانشور
#زاد روز#سیمین_دانشور
خالق سووشون/ گرامی 🎂
🍏🍎🍃
عالمِ اندیشه و هنر و ادب، زوجهایی که کُفوِ هم یا به تعبیرِ زیبای تاجیکها "برابرشرفِ" هم بودند، کم بهخودندیدهاست. و مرادم از «زوج»، هم زنان و مردانِ اندیشمند و هنرمندی است که رسماً باهم پیمان زناشویی بستند هست و نیز آنانی که تنها دل در گروِ هم داشتند. ازآن جملهاند: مارتین هایدگر و هانا آرنت (که داستانِ رابطهٔ میانشان فیلم و کتاب شد)؛ سیلویا پلات و تِد هیوز؛ ژان پُل سارتر و سیمون دوبووار؛ و آلفرد دو موسه و ژرژ ساند که موسه او را «زنانهترین زن» میخواند.
در ادبیاتِ معاصرِ ایران نیز رابطهٔ میان ابراهیم گلستان و فروغ که موجبِ «تولّدِ دیگرِ» فرخزاد شد، نمونهٔ برجستهٔ چنین پیوندی است.
سیمینِ دانشور و جلالِ آلِاحمد نیز زوجی بینظیر بودند. آلاحمد متفکّر و نویسندهٔ همهفنحریفی بود. او چهرهٔ جریانسازی بود و راهی که بهویژه در عالمِ نثرنویسی پیمود و دریچهای که به روی داستاننویسان گشود با همهٔ اماواگرهایش همچنان پیروانی دارد. مؤلفههای نثر پرتکاپوی او نیز در نویسندگان پس از او تکثیر شدهاست.
دانشور زمانی با آلاحمد آشناشد که هرکدامشان تجربههایی را در عالم نویسندگی ازسرگذراندهبودند. او نیز مانندِ جلال، هم در محافلِ روشنفکری (بهویژه «کانون نویسندگانِ ایران») فعّال بود و هم آثاری در زمینههای داستاننویسی، ترجمه و زیباشناسی در کارنامهاش دارد. سیمین نویسندهٔ جریانسازی نبود اما آثارش صاحبسبک و منحصربهفرد است.
این دو، بهرغمِ آنکه از نظر طرز فکر چندان همراینبودند، اما «کُفوِ» هم بودند و بهرغم اتفاقهایی که ممکن بود به جداییشان بینجاند، عمری درکنارِ هم عاشقانه زیستند. نامههایی که جلال و سیمین بههم نوشتند در چند جلد منتشرشده و حاکی از این دلدادگیها است. سیمین نه دنبالهروِ جلال و جاروجنجالهایش بود و نه در برابرِ او قرار میگرفت؛ او همواره درکنارِ جلال میایستاد، البته با حفظِ حریمِ شخصی و مراقبت از استقلالِ فکری و ادبیِ خویش. و جلال حضورِ مستقیم و غیرِ مستقیم و نمادین در آثارِ او نیز دارد. یوسفِ مبارزِ سووشون و سرِ پرشوری که دارد، غربستیزیهای جلال را بهیادمیآورَد. در جزیرهٔ سرگردانی نیز شخصیتِ واقعی و تاریخیِ آلِاحمد در بخشهایی از داستان حضور دارد.
دانشور اگرچه همواره نگران مرگِ جلال بود اما پس از مرگ همسرش (بهخلاف شمس برادر جلال)، هیچگاه قصدِ شهیدسازی از او را نداشت؛ هرچند جایگاهِ اجتماعیِ جلال همواره برایش اهمیتداشت و هنگامی که شاملو بنابه مصلحتِ زمانه سرودنِ شعری مشهور را در رثای جلال انکارکرد، سیمین اظهارِ شگفتیاش را از حاشای بزرگِ شاملو پنهاننکرد.
باید کتابچهٔ زیبا و خواندنیِ سیمین باعنوانِ «غروب جلال» را خواند و جلالی را که دانشور شناختهبود، بهتر شناخت.
#دکتر_احمد_رصا_بهرامبور عمران
#دکتر_سیمین_دانشور
#زاد روز#سیمین_دانشور
خالق سووشون/ گرامی 🎂
🍏🍎🍃
👍2
Je nai pas change
Julio Iglesias
🎼❤️🎼
🎼#من_عوض_نشدم
🗣#خولیو_ایگلسیاس
--------------------------
دوست داشتن
هر کس،
با خبر کردن او
از روح خودش است...
#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
🎼#من_عوض_نشدم
🗣#خولیو_ایگلسیاس
--------------------------
دوست داشتن
هر کس،
با خبر کردن او
از روح خودش است...
#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
❤1
○
پینوشت / #تنگسیر
تنگسیر نخستین رمان #صادق_چوبک است که در سال ۱۳۴۲ شمسی منتشر شده است. ماجرای رمان در تنگستان، دواس و بوشهر میگذرد. این رمان بر اساس واقعیت نوشته شده است؛ اسامی افراد نیز واقعی هستند.*
قهرمان داستان، #زارمحمد، دلاور و جوانمرد تنگسیری است. او مردی است ساده و پاک و خانواده دوست، ولی برخی از شهرنشینان بندری سرمایه و دارایی وی را به امانت گرفته و خرج کردهاند. زارمحمد بر آن میشود تا از آنان انتقام سختی بگیرد. پس با زن و دو فرزندش وداع میگوید تا برای نگاهبانی از درستکاری و آبرو و مردانگی خود آخرین راه چاره را در پیش گیرد.
زارمحمد برخلاف شخصیتهای دیگر چوبک نمایانگر بهترین و درخشانترین ویژگیهای سلحشوری و جوانمردی است و از نادر آدمهای نوشتههای چوبک است که آگاهانه (به رغم ایمان دینی استوار خود) برای انتقام آماده میشود و آن را به خداوند واگذار نمیکند.
ساخت رمان تنگسیر همچون سرشت قهرمان آن سرشار از کنشهای جسمانی و حرارت سوزان جنوب است.
💡 *این رمان در زمانی منتشر شد که کشور در حال عبور از نا آرامیهای پانزده خرداد بود. با اینکه خود نویسنده این رمان را سیاسی نمیداند، ولی بسیاری از مخاطبان عام رمان معاصر آنرا سیاسی میدانند.
با آنکه رمان در سال ۱۳۴۲ منتشر شده، ده سال قبل از آن #رسول_پرویزی، داستان کوتاهی با نام #شیرمحمد نوشته و منتشر کرده بود.
#چوبک این داستان کوتاه را در قالب رمان بازآفرینی کرد.
در سال ۱۳۵۳ فیلمی براساس این رمان با کارگردانی #امیر_نادری ساخته شد.
💡 این اثر یکی از شاخصترین رمانهای ادبیات فارسی و حتی خود نویسنده است که تأثیر فراوانی بر مخاطبان زمان خودش داشته است. رمان تنگسیر به ۱۸ زبان دنیا ترجمه شده است.
#نمایش_رادیویی 🎭 🎧 📻
نمایش #تنگسیر اثر #صادق_چوبک را #علی_اصغر_عسگریانی برای رادیو تنظیم و با تهیه کنندگی #مهدی_شرفی و کارگردانی #بهزاد_فراهانی و با اجرای هنرمندان اداره کل فرهنگ و نمایش رادیو تولید شده است.
🗣 هنرمندان: بهزاد فراهانی، ژاله علو، منوچهر آذری، مهین نثری
▪️دوستان و مخاطبان عزیز، لازم به ذکر است فصل اول و چهارم به علت فنی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست، اما به علت اهمیت این کتاب و حضور هنرمندان قدیمی و پیشکسوت ، این کتاب گویا تقدیم می گردد.
🍏🍎🍃
پینوشت / #تنگسیر
تنگسیر نخستین رمان #صادق_چوبک است که در سال ۱۳۴۲ شمسی منتشر شده است. ماجرای رمان در تنگستان، دواس و بوشهر میگذرد. این رمان بر اساس واقعیت نوشته شده است؛ اسامی افراد نیز واقعی هستند.*
قهرمان داستان، #زارمحمد، دلاور و جوانمرد تنگسیری است. او مردی است ساده و پاک و خانواده دوست، ولی برخی از شهرنشینان بندری سرمایه و دارایی وی را به امانت گرفته و خرج کردهاند. زارمحمد بر آن میشود تا از آنان انتقام سختی بگیرد. پس با زن و دو فرزندش وداع میگوید تا برای نگاهبانی از درستکاری و آبرو و مردانگی خود آخرین راه چاره را در پیش گیرد.
زارمحمد برخلاف شخصیتهای دیگر چوبک نمایانگر بهترین و درخشانترین ویژگیهای سلحشوری و جوانمردی است و از نادر آدمهای نوشتههای چوبک است که آگاهانه (به رغم ایمان دینی استوار خود) برای انتقام آماده میشود و آن را به خداوند واگذار نمیکند.
ساخت رمان تنگسیر همچون سرشت قهرمان آن سرشار از کنشهای جسمانی و حرارت سوزان جنوب است.
💡 *این رمان در زمانی منتشر شد که کشور در حال عبور از نا آرامیهای پانزده خرداد بود. با اینکه خود نویسنده این رمان را سیاسی نمیداند، ولی بسیاری از مخاطبان عام رمان معاصر آنرا سیاسی میدانند.
با آنکه رمان در سال ۱۳۴۲ منتشر شده، ده سال قبل از آن #رسول_پرویزی، داستان کوتاهی با نام #شیرمحمد نوشته و منتشر کرده بود.
#چوبک این داستان کوتاه را در قالب رمان بازآفرینی کرد.
در سال ۱۳۵۳ فیلمی براساس این رمان با کارگردانی #امیر_نادری ساخته شد.
💡 این اثر یکی از شاخصترین رمانهای ادبیات فارسی و حتی خود نویسنده است که تأثیر فراوانی بر مخاطبان زمان خودش داشته است. رمان تنگسیر به ۱۸ زبان دنیا ترجمه شده است.
#نمایش_رادیویی 🎭 🎧 📻
نمایش #تنگسیر اثر #صادق_چوبک را #علی_اصغر_عسگریانی برای رادیو تنظیم و با تهیه کنندگی #مهدی_شرفی و کارگردانی #بهزاد_فراهانی و با اجرای هنرمندان اداره کل فرهنگ و نمایش رادیو تولید شده است.
🗣 هنرمندان: بهزاد فراهانی، ژاله علو، منوچهر آذری، مهین نثری
▪️دوستان و مخاطبان عزیز، لازم به ذکر است فصل اول و چهارم به علت فنی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست، اما به علت اهمیت این کتاب و حضور هنرمندان قدیمی و پیشکسوت ، این کتاب گویا تقدیم می گردد.
🍏🍎🍃
👍1
صادق چوبک - @isfahanbooks
01 تنگسیر - @isfahanbooks
📕✨📕
🔺mp3 → 1️⃣
#نمایش_رادیویی 🎭 🎧
🎭 #نمایش: #تنگسیر
✍️ نویسنده: #صادق_چوبک
👤 کارگردان: #بهزاد_فراهانی
⏳ زمان: 00:26:29
🗜 حجم: 12.2 mb
🍏🍎🍃
🔺mp3 → 1️⃣
#نمایش_رادیویی 🎭 🎧
🎭 #نمایش: #تنگسیر
✍️ نویسنده: #صادق_چوبک
👤 کارگردان: #بهزاد_فراهانی
⏳ زمان: 00:26:29
🗜 حجم: 12.2 mb
🍏🍎🍃
👍1
○
کاش دنیا دست زن ها بود
زن ها که زاییده اند
یعنی خلق کرده اند!!!
و قدر مخلوق خودشان را می دانند
قدر تحمل و حوصله و یکنواختی
و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچوقت خالق نبوده اند
آنقدر خود را به آب و آتش می زنند
تا چیزی بیافرینند
اگر دنیا دست زن ها بود،
جنگ کجا بود؟
✍#سیمین_دانشور
🍏🍎🍃
کاش دنیا دست زن ها بود
زن ها که زاییده اند
یعنی خلق کرده اند!!!
و قدر مخلوق خودشان را می دانند
قدر تحمل و حوصله و یکنواختی
و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچوقت خالق نبوده اند
آنقدر خود را به آب و آتش می زنند
تا چیزی بیافرینند
اگر دنیا دست زن ها بود،
جنگ کجا بود؟
✍#سیمین_دانشور
🍏🍎🍃
👍1
○
من عمرم را
با نگاه کردن در چشم مردم
گذرانده ام، چشم تنها جای بدن است که
شاید هنوز روحی در آن باقی باشد ...
📕#کوری
✍#ژوزه_ساراماگو
🍏🍎🍃
من عمرم را
با نگاه کردن در چشم مردم
گذرانده ام، چشم تنها جای بدن است که
شاید هنوز روحی در آن باقی باشد ...
📕#کوری
✍#ژوزه_ساراماگو
🍏🍎🍃
👍1
Mane Divaneh
Reza Bahram
🎼❤️🎼
🗣#رضا_ بهرام
🎼#منه دیــوانه...
---------------------------
اندر دل من؛
درون و بیرون
همه او است
اندر تن من
جان و رگ و خون
همه اوست ...
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🗣#رضا_ بهرام
🎼#منه دیــوانه...
---------------------------
اندر دل من؛
درون و بیرون
همه او است
اندر تن من
جان و رگ و خون
همه اوست ...
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤🔥1👍1
○
بیشتر مردمان برگریزانند،
برخاک مینشینند،
دمی با باد به هوا میروند،
رقصکنان چرخی میزنند
و چون باد فرو نشست
باز به زمین میافتد.
اما اندکی چون اختران دور دستاند
که باد و باران به حریم آنان راه ندارد.
آنان مقدر خویش را میپیمایند
و راه راهنما در طینت آنان است...
📕#سیذارتا
✍#هرمان_هسه
🍏🍎🍃
بیشتر مردمان برگریزانند،
برخاک مینشینند،
دمی با باد به هوا میروند،
رقصکنان چرخی میزنند
و چون باد فرو نشست
باز به زمین میافتد.
اما اندکی چون اختران دور دستاند
که باد و باران به حریم آنان راه ندارد.
آنان مقدر خویش را میپیمایند
و راه راهنما در طینت آنان است...
📕#سیذارتا
✍#هرمان_هسه
🍏🍎🍃
○
خندیدم و گفتم: چند حرف است؟
گفت: نه. جدا دانستنش خیلی اهمیت دارد. پای منافع ملیمان در میان است.
گفتم: نه. چه تفاوتی دارند؟
گفت: تفاوت دارند. زبالهها قابل بازیافتند، در حالی که آشغالها را باید دور ریخت.
من باز با تعجب گفتم: جدا؟
گفت: راستش این تعجبهای شما باعث میشود من خیال کنم در حقم اجحاف شده. در حالی که قهوه خوردن یا بلد بودن اسم اسکار وایلد برای حل جدولها مهم نیست، برای من مهم دانستن تفاوت زبالهها و آشغالهاست و من تفاوت اینها را میدانم و به کاری که میکنم مفتخرم.
با او محکم دست دادم و گفتم: قهوه را میهمان من هستید.
خندید و گفت: ممنونم ولی اینجا معمولا قهوهی بیرون بر را پیش پیش حساب میکنند. وقت دیگر شاید.
✍# محمد صالح علاء
«دوازده حرف؛
📕 “کاپوچینو، کیک پنیر”
🍏🍎🍃
خندیدم و گفتم: چند حرف است؟
گفت: نه. جدا دانستنش خیلی اهمیت دارد. پای منافع ملیمان در میان است.
گفتم: نه. چه تفاوتی دارند؟
گفت: تفاوت دارند. زبالهها قابل بازیافتند، در حالی که آشغالها را باید دور ریخت.
من باز با تعجب گفتم: جدا؟
گفت: راستش این تعجبهای شما باعث میشود من خیال کنم در حقم اجحاف شده. در حالی که قهوه خوردن یا بلد بودن اسم اسکار وایلد برای حل جدولها مهم نیست، برای من مهم دانستن تفاوت زبالهها و آشغالهاست و من تفاوت اینها را میدانم و به کاری که میکنم مفتخرم.
با او محکم دست دادم و گفتم: قهوه را میهمان من هستید.
خندید و گفت: ممنونم ولی اینجا معمولا قهوهی بیرون بر را پیش پیش حساب میکنند. وقت دیگر شاید.
✍# محمد صالح علاء
«دوازده حرف؛
📕 “کاپوچینو، کیک پنیر”
🍏🍎🍃
👍1