This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دزدیده چون جان می روی
اندر میان جان من
سرو خرامان منی
ای رونق بستان من
چون می روی، بی من مرو
ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو
ای شعله تابان من
هفت آسمان را بردرم
وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری
در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم
شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من
وی روی تو ایمان من
بیپا و سر کردی مرا
بیخواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ
ای یوسف کنعان من
از لطف تو چو جان شدم
وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده
در هستی پنهان من
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
دزدیده چون جان می روی
اندر میان جان من
سرو خرامان منی
ای رونق بستان من
چون می روی، بی من مرو
ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو
ای شعله تابان من
هفت آسمان را بردرم
وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری
در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم
شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من
وی روی تو ایمان من
بیپا و سر کردی مرا
بیخواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ
ای یوسف کنعان من
از لطف تو چو جان شدم
وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده
در هستی پنهان من
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
👏1
○
زندگي تنها زماني زندگي است ...
كه چراغ عشق در درون وجودت بسوزد. آنگاه كه شعله هاي عشق تو چنان شعله ور باشند كه گرداگرد تو را روشن سازند، به ديگران سرايت كنند و ديگران بتوانند آنرا احساس كنند. آنگاه كه عشق تو چنان ملموس باشد كه ديگران بتوانند آنرا لمس كنند. آنگاه عشق نه فقط به خودت، بلكه به همه كس بركت خواهد رساند.
انسان راستين همواره جهان و هستي را غني تر مي كند. او از خود چيزي به هستي مي بخشد. و تا زماني كه تو چيزي از خود نبخشي، هرگز احساس شادماني نخواهي كرد. از راه ازخود بخشيدن به هستي است كه در كار آفرينش مشاركت مي كني، زيرا آنگاه تو يك آفريننده مي شوي. آفريننده بودن، جزيي از خدا بودن است. هيچ راه ديگري غير از اين نيست...
👤#اشو/Osho
🍏🍎🍃
زندگي تنها زماني زندگي است ...
كه چراغ عشق در درون وجودت بسوزد. آنگاه كه شعله هاي عشق تو چنان شعله ور باشند كه گرداگرد تو را روشن سازند، به ديگران سرايت كنند و ديگران بتوانند آنرا احساس كنند. آنگاه كه عشق تو چنان ملموس باشد كه ديگران بتوانند آنرا لمس كنند. آنگاه عشق نه فقط به خودت، بلكه به همه كس بركت خواهد رساند.
انسان راستين همواره جهان و هستي را غني تر مي كند. او از خود چيزي به هستي مي بخشد. و تا زماني كه تو چيزي از خود نبخشي، هرگز احساس شادماني نخواهي كرد. از راه ازخود بخشيدن به هستي است كه در كار آفرينش مشاركت مي كني، زيرا آنگاه تو يك آفريننده مي شوي. آفريننده بودن، جزيي از خدا بودن است. هيچ راه ديگري غير از اين نيست...
👤#اشو/Osho
🍏🍎🍃
👍1
Toloo
Shohreh
🎼❤️🎼
تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم
غبار راه دورت نشسته رو لباسم
من از تن تو طردم خالی دست سردم
کوه نمک تو چشمات پاشیده روی دردم
تو اعتبار کوهی؛ تو دشت انتظارم
تو از هجوم موجی رو تن خشک و داغم
من از غرور دستات، یه سایه بون کشیدم
رفتم تو خواب چشمات به آرزوم رسیدم ..
🍏🍎🍃
تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم
غبار راه دورت نشسته رو لباسم
من از تن تو طردم خالی دست سردم
کوه نمک تو چشمات پاشیده روی دردم
تو اعتبار کوهی؛ تو دشت انتظارم
تو از هجوم موجی رو تن خشک و داغم
من از غرور دستات، یه سایه بون کشیدم
رفتم تو خواب چشمات به آرزوم رسیدم ..
🍏🍎🍃
👍1
Dov'e L'amore
Cher
🎼❤️🎼
🎼Dove Lamor"
🗣"Cher"(1998)
کجایی عشق من؟
فقط برای تو می خوانمش؛
هرچند تو هزاران مایل از من دوری ...
عشق احساسی چنین عجیب است. هیچ ، هیچ عشق ... دیگری وجود ندارد
که بتواند جای تو را بگیرد ...
🍏🍎🍃
🎼Dove Lamor"
🗣"Cher"(1998)
کجایی عشق من؟
فقط برای تو می خوانمش؛
هرچند تو هزاران مایل از من دوری ...
عشق احساسی چنین عجیب است. هیچ ، هیچ عشق ... دیگری وجود ندارد
که بتواند جای تو را بگیرد ...
🍏🍎🍃
❤2
●
و عشق هر کسی را به خود راه ندهد!
و به همه جایی مأوا نکند!
و به هر دیده ، روی ننماید!
و اگر وقتی ، نشانِ کسی یابد
که "مستحقِ آن سعادت" بوَد ،
"حُزن" را که وکیلِ دَر است ، بفرستد
تا خانه پاک کند و کسی را در خانه نگذارد
و از آمدن سلیمان عشق ، خبر کند.
✍#شهاب_الدین_سهروردی
📕#مونسالعشاق
🍏🍎🍃
و عشق هر کسی را به خود راه ندهد!
و به همه جایی مأوا نکند!
و به هر دیده ، روی ننماید!
و اگر وقتی ، نشانِ کسی یابد
که "مستحقِ آن سعادت" بوَد ،
"حُزن" را که وکیلِ دَر است ، بفرستد
تا خانه پاک کند و کسی را در خانه نگذارد
و از آمدن سلیمان عشق ، خبر کند.
✍#شهاب_الدین_سهروردی
📕#مونسالعشاق
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
میدانم که در وجودِ هر کسی نوعی تنهایی هست که هیچکس نمیتواند به آن دست یابد، این بخشی است که بیشترین احترام را برایش قائلم و درباره یِ تو، هرگز تلاش نمیکنم که به آن دست پیدا کنم یا تصرفش کنم...
📕"خطاب به عشق"
(نامه هایِ عاشقانه یِ "آلبر_کامو" به "ماریا_کاسارس")
🍏🍎🍃
میدانم که در وجودِ هر کسی نوعی تنهایی هست که هیچکس نمیتواند به آن دست یابد، این بخشی است که بیشترین احترام را برایش قائلم و درباره یِ تو، هرگز تلاش نمیکنم که به آن دست پیدا کنم یا تصرفش کنم...
📕"خطاب به عشق"
(نامه هایِ عاشقانه یِ "آلبر_کامو" به "ماریا_کاسارس")
🍏🍎🍃
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
مسافران ایم، در کوچ ...
در امتداد دو ریلِ قطار در انتظارِ
آخرین ایستگاه؛
با کوله باری بر دوش ...
در ایستگاهِ موعود در میعادی
خاموش؛ تا فراسویِ نور
در کور سویِ آرزوهایی بس دور...
------------------
قطار بر بسترِ زخمیِ ریل ها
بی وحشتِ از بودن یا نبودن
تن می ساید؛ در باد
تا روحِ مسافرانِ خسته را
به مقصد برساند
من و تو هم؛
مسافرانِ کوپه هایِ پر و خالیِ
همین قطاریم،
و باید که در ایستگاهی
نه چندان دور؛ پیاده شویم
----------------
قلب هایِ مان اما؛
هنوز می تپد و بهارِ
آرزو هایِ مان هنوز سبز است؛
با آرزویِ شکوفاییِ
عنچه هایِ امید و آرزو هایتان...
------------
بیایید ؛ عزیزان سفر کرده مان را
با یادی خوش؛ شاد کنیم
باشد، که با رویشِ عشق؛
خاطراتشان، بر رویِ نیمکت هایِ
خالیِ قطار
و آرزوهایِ شان، در ذهنِ مکررّ زمان؛
در قلب و روح مان، سبز بماند! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
#با عشق یادم کن؛ سبز می مانم
🍏🍎🍃
مسافران ایم، در کوچ ...
در امتداد دو ریلِ قطار در انتظارِ
آخرین ایستگاه؛
با کوله باری بر دوش ...
در ایستگاهِ موعود در میعادی
خاموش؛ تا فراسویِ نور
در کور سویِ آرزوهایی بس دور...
------------------
قطار بر بسترِ زخمیِ ریل ها
بی وحشتِ از بودن یا نبودن
تن می ساید؛ در باد
تا روحِ مسافرانِ خسته را
به مقصد برساند
من و تو هم؛
مسافرانِ کوپه هایِ پر و خالیِ
همین قطاریم،
و باید که در ایستگاهی
نه چندان دور؛ پیاده شویم
----------------
قلب هایِ مان اما؛
هنوز می تپد و بهارِ
آرزو هایِ مان هنوز سبز است؛
با آرزویِ شکوفاییِ
عنچه هایِ امید و آرزو هایتان...
------------
بیایید ؛ عزیزان سفر کرده مان را
با یادی خوش؛ شاد کنیم
باشد، که با رویشِ عشق؛
خاطراتشان، بر رویِ نیمکت هایِ
خالیِ قطار
و آرزوهایِ شان، در ذهنِ مکررّ زمان؛
در قلب و روح مان، سبز بماند! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
#با عشق یادم کن؛ سبز می مانم
🍏🍎🍃
👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
سکانسی تاثیر گذار و تکان دهنده "امبرتو دی" شاهکار #ویتوریو_دسیکا
وقتی که امبرتو تلاش میکند برای اولین بار در زندگی دستش را برای گدایی جلوی کسی دراز کند...
..............................
زخم می زند
تراشه هایِ دردی که آب می کند
کوهِ یخِ شرم را؛
در غربتِ شانه هایِ خالیِ
بی فصلِ کور
و نگاهِ خیسِ و
تب آلوده یِ آینه را؛
در ژرفنایِ طویلِ مرگِ غرور
تا کور سویِ پر ز آهِ
شمعکی بی نور ...
در میعادگهِ آفتابِ سبزِ حضور
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سکانسی تاثیر گذار و تکان دهنده "امبرتو دی" شاهکار #ویتوریو_دسیکا
وقتی که امبرتو تلاش میکند برای اولین بار در زندگی دستش را برای گدایی جلوی کسی دراز کند...
..............................
زخم می زند
تراشه هایِ دردی که آب می کند
کوهِ یخِ شرم را؛
در غربتِ شانه هایِ خالیِ
بی فصلِ کور
و نگاهِ خیسِ و
تب آلوده یِ آینه را؛
در ژرفنایِ طویلِ مرگِ غرور
تا کور سویِ پر ز آهِ
شمعکی بی نور ...
در میعادگهِ آفتابِ سبزِ حضور
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1😢1