○
آرزوها
در غبار گم شدند؛
وقتی، پاکی و نجابت؛
طعمه یِ حریقِ بی کسی
می شد!
و سرزمین پاکان؛ طعمه یِ
کرکسانِ بی هویتِ کور ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آرزوها
در غبار گم شدند؛
وقتی، پاکی و نجابت؛
طعمه یِ حریقِ بی کسی
می شد!
و سرزمین پاکان؛ طعمه یِ
کرکسانِ بی هویتِ کور ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
Dele Sheida
Eftekhari
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
--------------------------
ای وای من...
ای وای من ...
زد این دل شیدای من
آتش به سر تا پای من
خاکسترم کردی چه آوردی
تو ای دل بر سرم
دیگر چه آوازی
چه پروازی
که بی بال وپرم ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
--------------------------
ای وای من...
ای وای من ...
زد این دل شیدای من
آتش به سر تا پای من
خاکسترم کردی چه آوردی
تو ای دل بر سرم
دیگر چه آوازی
چه پروازی
که بی بال وپرم ...
🍏🍎🍃
👍1
○
بلای عصر ما، فقدان صفا
و صمیمیت بین انسانهاست،
نبودن اعتماد بین آدمهاست...
👤 #اینیاتسیو_سیلونه
📚 نان و شراب
🍏🍎🍃
○
بلای عصر ما، فقدان صفا
و صمیمیت بین انسانهاست،
نبودن اعتماد بین آدمهاست...
👤 #اینیاتسیو_سیلونه
📚 نان و شراب
🍏🍎🍃
👍1
○
هر روز با نبردی جدید
دست به گریبان هستیم
و این حقیقت دربارهی تمام موجوداتی
که برای بقای خود تلاش میکنند،
صادق است
امّا بزرگترین جنگ ما با خودمان است؛
یعنی با نقاط ضعف، هیجانات
و بیارادگی در دیدن پایان هر چیز!
شما باید در مقام رزمآور زندگی،
به نبرد خوشامد بگویید
و آن را راهی برای اثبات خویشتن،
بهبود مهارتهایتان، کسب شجاعت
و شهامت و تجربه بدانید...
👤#رابرت_گرین
📚سی و سه استراتژی جنگ
🍏🍎🍃
هر روز با نبردی جدید
دست به گریبان هستیم
و این حقیقت دربارهی تمام موجوداتی
که برای بقای خود تلاش میکنند،
صادق است
امّا بزرگترین جنگ ما با خودمان است؛
یعنی با نقاط ضعف، هیجانات
و بیارادگی در دیدن پایان هر چیز!
شما باید در مقام رزمآور زندگی،
به نبرد خوشامد بگویید
و آن را راهی برای اثبات خویشتن،
بهبود مهارتهایتان، کسب شجاعت
و شهامت و تجربه بدانید...
👤#رابرت_گرین
📚سی و سه استراتژی جنگ
🍏🍎🍃
👍1
°
If peace does not come from within you, you will not have peace.
اگر آرامش از درون قلب خودتان نجوشد، شما آرامشی نخواهید داشت.
#یوهان_ولفگانگ_گوته
🍏🍎🍃
If peace does not come from within you, you will not have peace.
اگر آرامش از درون قلب خودتان نجوشد، شما آرامشی نخواهید داشت.
#یوهان_ولفگانگ_گوته
🍏🍎🍃
👍1
Est-ce que tu m'aimes
Mary & willy
🎼❤️🎼
Mary & Willy
-------------------------
آیا کسی را داری؛
که قلب ات را ببوسد؛
و عطرِ یاسمن هایِ
نگاه ات را ببوید؛
آیا کسی را داری؟!
شفایِ دردها وُ دوایِ
زخمه هایِ زخمی ات باشد
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
Mary & Willy
-------------------------
آیا کسی را داری؛
که قلب ات را ببوسد؛
و عطرِ یاسمن هایِ
نگاه ات را ببوید؛
آیا کسی را داری؟!
شفایِ دردها وُ دوایِ
زخمه هایِ زخمی ات باشد
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پُر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم
اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم
اگر داغ شرط است، ما بردهایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گردهایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمردهایم!
دلی سربلند و
سری سر به زیر
از این دست عمری
به سر بردهایم
✍_قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی🎂🌷
🍏🍎🍃
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پُر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم
اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم
اگر داغ شرط است، ما بردهایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گردهایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخمهایی که نشمردهایم!
دلی سربلند و
سری سر به زیر
از این دست عمری
به سر بردهایم
✍_قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی🎂🌷
🍏🍎🍃
❤1👍1
حشمت رجب زاده
insta@lor_media_
🎼❤️🎼
🗣#حشمت_رجب_زاده
---------------------------------
... درد
رنگ و بوی غنچهی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی🎂
🍏🍎🍃
🗣#حشمت_رجب_زاده
---------------------------------
... درد
رنگ و بوی غنچهی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی🎂
🍏🍎🍃
👍2
○
میانِ زبانِ رسمی و نیز زبانِ شاعرانه با زبانِ روز و ادبِ عامّه، بدهبستانی دائمی برقرار است. این نظر که صرفاً از عهدِ مشروطه به این سو است که شاعران و نویسندگان، به زبانِ روز توجهکردهاند و پیشتر خطی قاطع میانِ زبانِ رسمی و عوامانه کشیدهشدهبود، سخنِ درستی نیست؛ بهویژه، شعرِ سنایی و مولوی و بهطورکلی آثارِ عرفا بازتابدهندهٔ تأثیرپذیریِ پررنگِ زبانِ ادب از زبانِ روز است. شکلگیریِ مکتبِ بازگشت و فاصلهگرفتنِ ادبیاتِ عهدِ زندیه و قاجاری از زبانِ روز، موجب شد که تغییراتِ زبان در آثارِ مشروطه، بیشتر بهچشمبیاید. و این درحالی است که زبانِ «شعرِ» عهدِ صفوی، پیوندِ نزدیکتری با زبانِ روز و ادبِ عامه داشت.
یکی از ویژگیهای آثارِ شاعرانِ بزرگ، بهرهگیری از ادبِ عامه است. ترانهها، متلها و ضربالمثلها، منابعِ خامِ مناسبی در دستِ شاعر برای خلاقیت اند. جدا از ادبیاتِ کهن، در شعرِ امروز نیز نمونهها فراوان است. نیما، شعرِ مشهورِ «خروس میخوانَد» را اینگونه آغازکرده:
قوقولیقو! خروس میخوانَد
از درونِ نهفتِ خلوتِ ده
از نشیبِ رهی که چون رگِ خشک
در تنِ مردگان دوانَد خون ...».
در ترانههای طبری نیما در دفترِ «روجا» در چند دوبیتی تعبیرِ «خروسمیخوانَد» آمدهاست. آیا نیما از این شعرِ نسیمِ شمال، متأثر نبوده؟ شاعری عامیانهسرا که میدانیم نیما شعرش را میخوانده و تاحدی نیز میپسندیده:
«میخوانْد خروسی به شبستان قوقولیقو
میگفت که ای فرقهٔ مستان قوقولیقو
کو بهمن و کو رستمِ دستان قوقولیقو
آوخ که خزان زد به گلستان قوقولیقو
فریاد ز سرمای زمستان قوقولیقو...»
قیصر امینپور شاعری است که درهای شعرش بهروی سبکها و سنتهای ادبی و صداهای گوناگونِ شعرِ فارسی گشودهبود. البته او قطعات و غزلهایی دارد که مختصّ او او و قیصرانه است. اما همیشه و همهجا چنین نیست. از این منظر، او را باید بیشتر شاعری تلفیقگرا دانست تا چهرهای پیشتاز و یکسره نوآور. در شعرِ او همزمان صدای شعرِ مولوی و سعدی و حافظ را درکنارِ صدای شعرِ منزوی و شاملو و اخوان و فروغ و ... میتوانشنید. و پیدا است که قیصر به همهٔ این صداها رنگی از ادبیّت و عواطفِ شخصی نیز زده؛ اگر جز این میبود او شاعرِ مقلّدی بیش نمیبود .
یکی از ویژگیهای شعرِ قیصر بهرهگیری از ادبِ عامّه است.
او غزلی دارد با چنین ابیاتی:
حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو! خدا را! بزنم یا نزنم؟
همهٔ حرفِ دلم با تو همین است که «دوست ...»
چه کنم؟ حرفِ دلم را بزنم یا نزنم
عهدکردم دگر از قول و غزل دمنزنم
زیرِ قولِ دلم آیا بزنم یا نزنم؟ ...
#قیصر_امین_پور
دکتر احمد_ رضا_ بهرامپور
🍏🍎🍃
میانِ زبانِ رسمی و نیز زبانِ شاعرانه با زبانِ روز و ادبِ عامّه، بدهبستانی دائمی برقرار است. این نظر که صرفاً از عهدِ مشروطه به این سو است که شاعران و نویسندگان، به زبانِ روز توجهکردهاند و پیشتر خطی قاطع میانِ زبانِ رسمی و عوامانه کشیدهشدهبود، سخنِ درستی نیست؛ بهویژه، شعرِ سنایی و مولوی و بهطورکلی آثارِ عرفا بازتابدهندهٔ تأثیرپذیریِ پررنگِ زبانِ ادب از زبانِ روز است. شکلگیریِ مکتبِ بازگشت و فاصلهگرفتنِ ادبیاتِ عهدِ زندیه و قاجاری از زبانِ روز، موجب شد که تغییراتِ زبان در آثارِ مشروطه، بیشتر بهچشمبیاید. و این درحالی است که زبانِ «شعرِ» عهدِ صفوی، پیوندِ نزدیکتری با زبانِ روز و ادبِ عامه داشت.
یکی از ویژگیهای آثارِ شاعرانِ بزرگ، بهرهگیری از ادبِ عامه است. ترانهها، متلها و ضربالمثلها، منابعِ خامِ مناسبی در دستِ شاعر برای خلاقیت اند. جدا از ادبیاتِ کهن، در شعرِ امروز نیز نمونهها فراوان است. نیما، شعرِ مشهورِ «خروس میخوانَد» را اینگونه آغازکرده:
قوقولیقو! خروس میخوانَد
از درونِ نهفتِ خلوتِ ده
از نشیبِ رهی که چون رگِ خشک
در تنِ مردگان دوانَد خون ...».
در ترانههای طبری نیما در دفترِ «روجا» در چند دوبیتی تعبیرِ «خروسمیخوانَد» آمدهاست. آیا نیما از این شعرِ نسیمِ شمال، متأثر نبوده؟ شاعری عامیانهسرا که میدانیم نیما شعرش را میخوانده و تاحدی نیز میپسندیده:
«میخوانْد خروسی به شبستان قوقولیقو
میگفت که ای فرقهٔ مستان قوقولیقو
کو بهمن و کو رستمِ دستان قوقولیقو
آوخ که خزان زد به گلستان قوقولیقو
فریاد ز سرمای زمستان قوقولیقو...»
قیصر امینپور شاعری است که درهای شعرش بهروی سبکها و سنتهای ادبی و صداهای گوناگونِ شعرِ فارسی گشودهبود. البته او قطعات و غزلهایی دارد که مختصّ او او و قیصرانه است. اما همیشه و همهجا چنین نیست. از این منظر، او را باید بیشتر شاعری تلفیقگرا دانست تا چهرهای پیشتاز و یکسره نوآور. در شعرِ او همزمان صدای شعرِ مولوی و سعدی و حافظ را درکنارِ صدای شعرِ منزوی و شاملو و اخوان و فروغ و ... میتوانشنید. و پیدا است که قیصر به همهٔ این صداها رنگی از ادبیّت و عواطفِ شخصی نیز زده؛ اگر جز این میبود او شاعرِ مقلّدی بیش نمیبود .
یکی از ویژگیهای شعرِ قیصر بهرهگیری از ادبِ عامّه است.
او غزلی دارد با چنین ابیاتی:
حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو! خدا را! بزنم یا نزنم؟
همهٔ حرفِ دلم با تو همین است که «دوست ...»
چه کنم؟ حرفِ دلم را بزنم یا نزنم
عهدکردم دگر از قول و غزل دمنزنم
زیرِ قولِ دلم آیا بزنم یا نزنم؟ ...
#قیصر_امین_پور
دکتر احمد_ رضا_ بهرامپور
🍏🍎🍃
👍1
Doostet Daram
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼
من از عهد آدم
تو را دوست دارم
از آغاز عالم
تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم! تو را دوست دارم
سلامی صمیمیتر از غم ندیدم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم ...
#قیصر_امینپور
زادروزش گرامی🌷
🍏🍎🍃
من از عهد آدم
تو را دوست دارم
از آغاز عالم
تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم! تو را دوست دارم
سلامی صمیمیتر از غم ندیدم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم ...
#قیصر_امینپور
زادروزش گرامی🌷
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی
وقت رفتن است،
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه عزیمت
تو ناگزیر میشود
آی…
ای دریغ و حسرتِ همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
👤#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی
وقت رفتن است،
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه عزیمت
تو ناگزیر میشود
آی…
ای دریغ و حسرتِ همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
👤#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
❤1👍1