Audio
🎼❤️🎼
🗣#نوفا_عماد
----------------------------
و همچنان در
جستجوی هیچ نیستم،
مگر اندک
هوای راستین زندگی ...
🍏🍎🍃
🗣#نوفا_عماد
----------------------------
و همچنان در
جستجوی هیچ نیستم،
مگر اندک
هوای راستین زندگی ...
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بیست وهفتم اسفند زاد روز
#مهدی_آذر یزدی🎂🌷
نویسنده کودک و نوجوان
یادش سبز و گرامی
#مهدی_آذریزدی
از شروع نوشتن "قصههای خوب برای بچههای خوب" میگوید و اینکه کتاب کلیلهودمنه را در سیوپنج سالگی برای اولینبار دیده است!
🍏🍎🍃
بیست وهفتم اسفند زاد روز
#مهدی_آذر یزدی🎂🌷
نویسنده کودک و نوجوان
یادش سبز و گرامی
#مهدی_آذریزدی
از شروع نوشتن "قصههای خوب برای بچههای خوب" میگوید و اینکه کتاب کلیلهودمنه را در سیوپنج سالگی برای اولینبار دیده است!
🍏🍎🍃
○
**بیست وهفتم اسفند، زاد روز
#دکترعبدالحسینزرینکوب
ادیب ، تاریخ نگار ، نویسنده ومترجم
#شعرنسروده
زاد روزش خجسته 🎂🌷
نام و یادش جاودانه باد
استاد زرینکوب در کتاب زیبای خود درباره مولانا، پله پله تا ملاقات خدا، مینویسد:
«حقیقت آن است که در مقابل تعالیم سرشار از اسرار بلند که مولانا در مثنوی و در غزلیات خویش آنها را به صورت شعر سرود، زندگی او هم در یک سلوک روحانی مستمر که از همان سالهای کودکی وی آغاز شد، شعری بود که مولانا آن را نسرود، آن را ورزید، تحقق داد و به پایان برد.»
در دنبال این مطلب میتوان افزود که زندگی اصیل هر دانشمند عمیق، همراه با تجارب درونیاش معرف یک «شعر نسروده» است که از گزند زمان مصون است و از دیدگاه عام مستور.
زندگی خود استاد زرینکوب نیز از این لحاظ مستثنا نیست. او مردی بود که قطعاً وجوه گوناگون داشت: فاضل موشکاف در پیچ و خم حکمت و ادب فارسی، مورخ بیهمتای سرنوشت قوم ایران، و دانشمند بیادعایی که فضایل اخلاقیاش حکایت از یک شعر نسروده میکرد.
🍏🍎🍃
**بیست وهفتم اسفند، زاد روز
#دکترعبدالحسینزرینکوب
ادیب ، تاریخ نگار ، نویسنده ومترجم
#شعرنسروده
زاد روزش خجسته 🎂🌷
نام و یادش جاودانه باد
استاد زرینکوب در کتاب زیبای خود درباره مولانا، پله پله تا ملاقات خدا، مینویسد:
«حقیقت آن است که در مقابل تعالیم سرشار از اسرار بلند که مولانا در مثنوی و در غزلیات خویش آنها را به صورت شعر سرود، زندگی او هم در یک سلوک روحانی مستمر که از همان سالهای کودکی وی آغاز شد، شعری بود که مولانا آن را نسرود، آن را ورزید، تحقق داد و به پایان برد.»
در دنبال این مطلب میتوان افزود که زندگی اصیل هر دانشمند عمیق، همراه با تجارب درونیاش معرف یک «شعر نسروده» است که از گزند زمان مصون است و از دیدگاه عام مستور.
زندگی خود استاد زرینکوب نیز از این لحاظ مستثنا نیست. او مردی بود که قطعاً وجوه گوناگون داشت: فاضل موشکاف در پیچ و خم حکمت و ادب فارسی، مورخ بیهمتای سرنوشت قوم ایران، و دانشمند بیادعایی که فضایل اخلاقیاش حکایت از یک شعر نسروده میکرد.
🍏🍎🍃
○
#دکتر عبدالحسین_ زرین کوب
این خادم اهل قلم(دکتر عبدالکریم_ سروش)درباره کسی می نویسد که به او وام دار است و حقا در طول حیات فکری و قلمی خویش مردی به پرخوانی و پردانی و پرکاری و فروتنی وی کمتر دیده است.
دکتر زرین کوب را ادیب و مورخ می شناسند. اما این دو واژه مشکل بتوانند جامه های برازنده ای بر اندام شخصیت فرهنگی وی باشند. وی مورخ است، اما تاریخ اندیشه ها وی را بیشتر مشغول می دارد تا تاریخ سیاست ها و ریاست ها؛ و تاریخ اندیشی وی تا مرز های فلسفه ی تاریخ هم گسترش می یابد.
وقتی که هنوز پاره ای از مدعیان فلسفه برای کسب نام و نان، فحاشی های خود را به پوپر آغاز نکرده بودند و حتی نامی از وی نشنیده بودند، زرین کوب در آثارش از نقد جانانه ی پوپر بر افلاطون یاد می کرد و نشان می داد که دامنه و دایره ی تتبع و تحقیقات و انصافش تا کجا گسترده است.
مرحوم زرین کوب، هم خود گنج بود و هم گنج های بسیار از خود به جا نهاد.
در تمام کتاب های او، دریای عمیق پژوهش در کنار قامت برافراشته ی نثری فاخر و فرهیخته جلوه گری می کند و این کوه بلند و آن دریای فراخ هر دو معرف شخصیت او هستند که هم ساحت دریاوار داشت و هم صلابت کوه وار.
✍دکترعبدالکریم_ سروش
🍏🍎🍃
#دکتر عبدالحسین_ زرین کوب
این خادم اهل قلم(دکتر عبدالکریم_ سروش)درباره کسی می نویسد که به او وام دار است و حقا در طول حیات فکری و قلمی خویش مردی به پرخوانی و پردانی و پرکاری و فروتنی وی کمتر دیده است.
دکتر زرین کوب را ادیب و مورخ می شناسند. اما این دو واژه مشکل بتوانند جامه های برازنده ای بر اندام شخصیت فرهنگی وی باشند. وی مورخ است، اما تاریخ اندیشه ها وی را بیشتر مشغول می دارد تا تاریخ سیاست ها و ریاست ها؛ و تاریخ اندیشی وی تا مرز های فلسفه ی تاریخ هم گسترش می یابد.
وقتی که هنوز پاره ای از مدعیان فلسفه برای کسب نام و نان، فحاشی های خود را به پوپر آغاز نکرده بودند و حتی نامی از وی نشنیده بودند، زرین کوب در آثارش از نقد جانانه ی پوپر بر افلاطون یاد می کرد و نشان می داد که دامنه و دایره ی تتبع و تحقیقات و انصافش تا کجا گسترده است.
مرحوم زرین کوب، هم خود گنج بود و هم گنج های بسیار از خود به جا نهاد.
در تمام کتاب های او، دریای عمیق پژوهش در کنار قامت برافراشته ی نثری فاخر و فرهیخته جلوه گری می کند و این کوه بلند و آن دریای فراخ هر دو معرف شخصیت او هستند که هم ساحت دریاوار داشت و هم صلابت کوه وار.
✍دکترعبدالکریم_ سروش
🍏🍎🍃
👍1
○
جشن سمنکپزی در تاجیکستان و افغانستان جشنی زنانه در آستانه نوروز است که در آن زنان و دختران جوان یک شب تا صبح را در کنار دیگ سمنو به دستافشانی و ترانهخوانی میپردازند و در حالی که سمنو را هم میزنند، آرزوها و نیازهای خود را از خدا میخواهند.
سمنو که از جوانههای گندم درست میشود، پس از پختهشدن، بر خوان نوروزی جای میگیرد و نماد زن و زمین و زندگی و زایش و نشانی از امشاسپندبانو «سپنتا آرمیتی» فروزه آفریگار یکتاست.
در جشن سمنکپزی در افغانستان، زنان و دختران همراه با دف یا دامبک در پای دیگ، ترانه سمنکپزی را میخوانند. خواندن این ترانه در شب جشن سمنکپزی با تفاوتهایی در نقاط مختلف متداول است.
در ایران به این جشن «سمنوپزان» میگویند و در حدود یک هفته مانده به نوروز برگزار میشود. متن ترانه سمنکپزی را در ادامه بخوانید و آوای آن را بشنوید:
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب ما دفچه زنیم
سمنک نذر بهار است
میله شبزندهدار است
این خوشی سالی یک بار است،
سال دیگر یانصیب.
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
آرزو امشب خروشد
سمنک درخود بجوشد
دلخوشی جامه بپوشد،
سال دیگر یانصیب.
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
بیشکر شیرینی دارد
خود به خود رنگینی دارد
طعم خوش چون فرینی دارد،
سال دیگر یانصیب.
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
خوش نمايد رو به جوشش
ديدنى باشد خروشش
ساجقك دارد به دوشش
سال ديگر يا نصيب
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
پی نوشت: سمنک=سمنو/میله=جشن/ کفچه زدن=دست زدن/ دفچه=دف کوچک/ یا نصیب= خدا نصیب کند، انشاالله/ فرینی=فرنی/ ساجقک= اشاره به چسبندگی سمنو همچون آدامس یا ساجق در گویش اهل افغانستان.
#دکتر_شاهین_سپنتا
#سمنک پزان/ سمنو پزان
🍏🍎🍃
جشن سمنکپزی در تاجیکستان و افغانستان جشنی زنانه در آستانه نوروز است که در آن زنان و دختران جوان یک شب تا صبح را در کنار دیگ سمنو به دستافشانی و ترانهخوانی میپردازند و در حالی که سمنو را هم میزنند، آرزوها و نیازهای خود را از خدا میخواهند.
سمنو که از جوانههای گندم درست میشود، پس از پختهشدن، بر خوان نوروزی جای میگیرد و نماد زن و زمین و زندگی و زایش و نشانی از امشاسپندبانو «سپنتا آرمیتی» فروزه آفریگار یکتاست.
در جشن سمنکپزی در افغانستان، زنان و دختران همراه با دف یا دامبک در پای دیگ، ترانه سمنکپزی را میخوانند. خواندن این ترانه در شب جشن سمنکپزی با تفاوتهایی در نقاط مختلف متداول است.
در ایران به این جشن «سمنوپزان» میگویند و در حدود یک هفته مانده به نوروز برگزار میشود. متن ترانه سمنکپزی را در ادامه بخوانید و آوای آن را بشنوید:
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب ما دفچه زنیم
سمنک نذر بهار است
میله شبزندهدار است
این خوشی سالی یک بار است،
سال دیگر یانصیب.
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
آرزو امشب خروشد
سمنک درخود بجوشد
دلخوشی جامه بپوشد،
سال دیگر یانصیب.
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
بیشکر شیرینی دارد
خود به خود رنگینی دارد
طعم خوش چون فرینی دارد،
سال دیگر یانصیب.
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
خوش نمايد رو به جوشش
ديدنى باشد خروشش
ساجقك دارد به دوشش
سال ديگر يا نصيب
سمنک در جوش، ما کفچه زنیم
دیگران در خواب، ما دفچه زنیم
پی نوشت: سمنک=سمنو/میله=جشن/ کفچه زدن=دست زدن/ دفچه=دف کوچک/ یا نصیب= خدا نصیب کند، انشاالله/ فرینی=فرنی/ ساجقک= اشاره به چسبندگی سمنو همچون آدامس یا ساجق در گویش اهل افغانستان.
#دکتر_شاهین_سپنتا
#سمنک پزان/ سمنو پزان
🍏🍎🍃
❤1
○
ای با من و پنهان
چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبها هر جا
روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی
حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود
چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا
بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر
پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا
آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من
چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک
از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من
چون مه پیامت می کنم
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
ای با من و پنهان
چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبها هر جا
روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی
حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود
چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا
بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر
پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا
آسیب بر دل می زنم
ور حاضری پس من
چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک
از دلم اندر دل تو روزنیست
زان روزن دزدیده من
چون مه پیامت می کنم
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
شب خوش دوستانم✨قلب زندگی تپنده به عشق و امید و شادی❤️ قدم های زندگی تان، در مسیری سبز و آفتابی...
🍏🍎🍃
شب خوش دوستانم✨قلب زندگی تپنده به عشق و امید و شادی❤️ قدم های زندگی تان، در مسیری سبز و آفتابی...
🍏🍎🍃