معمای عشق
735 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


سلام و درود دوستانم 🌸 روزتان شاد و پر امید 💖 آرزو دارم، برگ های آخرین تقویم این سال به نکویی و خوشی ورق زده شود 🌸

🍏🍎🍃


گفتم چشمم!
گفت به راهش می‌دار
گفتم جگرم!
گفت پر آهش می‌دار

گفتم که دلم!
گفت چه داری در دل؟

گفتم غم تو!
گفت نگاهش می‌دار!

#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
👍1
شوریده
شهرام ناظری
🎼❤️🎼

🗣#شهرام ناظری
🎼#شوریده
...........................
چو از بنفشه؛
بوی صبح برخیزد
هزار وسوسه در جان من برانگیزد
کبوترِ دلم
از شوق می گشاید بال
که چون سپیده
    به آغوش صبح بگریزد

#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
👍1


...من برای یک سگ
از صبح
پا به زمین کوبیدم
و گریه کردم

و یک روز تمام آواز خواندم
در مزرعه‌ی گندم
تا گله‌ی کبوتران
جرأت نشستن نکنند

روز دوم و سوم هیچ نگفتم
و روز چهارم کتک خوردم
و به چوپانی تبعید شدم

و یک شب ماه را دیدم
که صد برابر بزرگ‌تر شده بود
زنی در جاده‌ی باریک ده
بچه‌ی مرده‌اش را در بغل گرفته بود
با کیسه‌ای پر از شربت‌و قرص‌و سرنگ

زادگاه، هرگز به توصیف نمی‌آید...

#حسين_پناهي
#کابوس‌های_روسی
🍏🍎🍃
👍2
امل ساین - دویدوم کی اونوتموش سن
@Sheidaei تلگرام ما
🎼❤️🎼


دلا غمین مباش
و تقدیرت را تاب بیاور
بهارِ نو
دوباره باز پس می‌دهد
هر آنچه را که زمستان
از تو ربود ...

#هاینریش_هاینه
ترجمه: علی عبدالهی
🍏🍎🍃
👍1


ای باد سحر
به کوی آن سلسله موی
احوال دلم
بگوی اگر یابی روی

ور زانکه ترا
ز دل نباشد دلجوی
زنهار
مرا ندیده‌ای هیچ مگوی


#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


سحر
با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد
که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و
آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و
روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن
زبان نَبوَد که سرِّ عشق گوید باز
ورای حد
تقریر است شرح آرزومندی


#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


ای توبه‌ام شکسته
از تو کجا گریزم

ای در دلم نشسته
از تو کجا گریزم


#مولانا
🗣#علیرضا_قربانی
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕
‌ ⁠
انسان‌ها بیش از هر چیز دیگر، از اندیشیدن وحشت دارند، بیش از فقر، حتی بیش از مرگ.

«اندیشه» انقلاب می‌کند، از تخت به زیر می‌کشد و نابود می‌سازد. امتیازات دروغین، سنن و عرف جوامع، و عادات راحت طلبانهٔ انسان‌ها را، بدون ذره‌ای رحم، از دم تیغ می‌گذراند. هیچ قانونی را به رسمیت نمی‌شناسد؛ آنارشیست است. مراجع قانونی را به پشیزی نمی‌انگارد و بر خرد کهن نیز وقعی نمی‌نهد.
اندیشه به سادگی در گودال جهنم می‌نگرد و هراسی او را فرا نمی‌گیرد.

بشر، لکه کوچکی مغروق در ژرفای بی پایانی از سکوت است؛ اندیشه این را می‌بیند و با این حال، غرورمندانه خود را به نمایش می‌گذارد، گویی ارباب کائنات است. «اندیشه» چالاک، آزاد و عظیم است، یگانه روشنایی این جهان و بزرگ‌ترین مایه فخر بشر.


#چرا_بشر_می_جنگد
#برتراند_راسل
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرگشته
عبدالحسین مختاباد
🎼❤️🎼

🗣#عبدالحسین مختاباد

من....
موجی، سرگردانم
بازیچه یِ طوفانم
در جاده ای بی آغاز
سفری بی پایانم.....
گم‌گشته ای...بی نشان
سرگشته ی، این جهان
وامانده....
رویِ ...این زمین
در حسرت آسمان.....
🍏🍎🍃
❤‍🔥1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


تو مگو همه بِجَنگند و
ز صلح من چه آید؟
تو یکی نه‌‌یی هزاری
تو چراغ خود برافروز

که یکی چراغِ روشن
زِ هزار مُرده بهتر
که بِهْ است یک قد خوش
زِ هزارْ قامت کوز


#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
👍1
🦢
کانال فالینگ استار
@falling_satar_O
🎼❤️🎼

#محمد_اصفهانی
---------------------------

گر هیچ مرا
در دلِ تو جاست، بگو..i

گر هست بگو،
نیست بگو،
راست بگو...

#مولانا
🍏🍎🍃
👍1


#داستانک /اپیدمی

مطب پر از جمعیتی بود که برای علاج خود به آن جا مراجعه کرده بودند. پزشک بیماران را یکی پس از دیگری ویزیت می‌کرد. خانمی که حالا نوبتش رسیده بود، شنیده بود که این بهترین دکتر شهر است. جمعیت سر راهش را کنار زد و وارد اتاق پزشک شد. دکتر چند سوال تکراری پرسید، خانم عمده‌ی مشکلش را همسری دانست که او را درک نمی‌کرد. نسخه را گرفت و پیش از ترک آن‌جا تاریخ مراجعه‌ی بعدی را از منشی گرفت.
پزشک بیمار بعدی را با همین شتاب ویزیت کرد. امروز عجله داشت، نه برای ویزیت کردن و دریافت پول بیشتر، نزد همکارش قرار ویزیت گذاشته بود. هر بار به همکار روان‌پزشکش مراجعه می‌کرد احساس می‌کرد که حالش بهتر می‌شود و بیمارانش را بهتر ویزیت می‌کند.
خانم چند ساعتی را در پارک و خیابان‌ها و مراکز خرید گذراند. سپس به سراغ شوهرش رفت تا به اتفاق هم به منزل بروند. بخت با خانم یار بود؛ بار دیگر روان‌پزشکش را در مطبِ شوهرش ملاقات کرد.

حمید سلیمانی رازان

🍏🍎🍃
❤‍🔥11