معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
📚
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


بررسی زندگی
محمد بهمن بیگی پایه گذار
مدارس عشایری ...

زاد روزش گرامی 🎂🌷


🍏🍎🍃


مادر از نگاه استاد محمد بهمن بیگی:

به جز من، همه خواهرانم پسوند بس داشتند. ماه بس، گل بس، دختر بس، قز بس …
در چهره رنگ پریده مادر، بیم و امید را میشد دید! اضطراب و ترس را بیشتر…
و پدر که مهربان بود و صبوری داشت و کم طاقت می شد…
مادر نذر کرده بود و از درویش دوره گرد دعا گرفته بود! شاید این بار…
دیگر دلم نمی خواست به پدر بگویند «ریشت را آب برد»!
یا زن عمو با خنده معنی داری بگوید «نافش را روی پای حسنو ببرید»
دلم نمی خواست بیش از این مادر مقصر شود…
دلم برای همه مان می سوخت برای مادر بیشتر.

به یاد دخترانی که خون بس شدند! ناز دخترانی که برای نجات پدر، برادر، عمو و بستگان و تیره و طایفه، به اجبار به عقد ناشناسی در آمدند! دخترانی که ابزار و وسیله صلح قبائل می شدند و در غربت چه حرف ها که نمی شنیدند و چه زجرها که نمی کشیدند و برخی از آنها چه مظلومانه که نمردند
به یاد دخترانی که به طوایف دیگر شوهر داده شدند و دیگر کسی آنها را ندید و از سرنوشت آنها اطلاعی نیافت
به یاد مادرانی که در ایل ودر بین راه و در هنگام کوچ زاییدند و مردند
به یاد مادران جوانی که تسلیم آل شدند
به یاد مادرانی که سالی یکبار نوزادی را به دنیا می آوردند ، از مرخصی زایمان، از پزشک و ماما، از کارت بهداشت و مرکز بهداشت، از زایشگاه و پزشک خانوادگی، از قطره آهن و رژیم غذایی ویژه خبری نبود…
حتی در روز زایمان مشک می زدند و نان می پختند و در راه آب آوردن از چشمه با درد زایمان روبرو می شدند و یکه و تنها، قهرمانانه دوام می آوردند و با نوزاد به چادر بر می گشتند
در شب های سرد و تاریک زمستان، مادر بزرگ های قهرمان با دست های پرچین و چروک خود معجزه ها می کردند! شجاعت، زرنگی، ایمان و توکل آنها کارآمدتر از بسیاری از داروها و امکانات این روزها بود! آوای گلوله و شیهه اسب، نویدی از حضور میهمان کوچولو در بُنکو می داد و پدر که در بیرون چادر منتظر بود، شادمانه گوسفندی را سر می برید.
اما امان از وقتی که آل می آمد و بسیاری از نوعروسان مادران جوان را می برد! پدربزرگ ها هرچه به آسمان تیر می انداختند فایده ای نداشت! هرچه مادربزرگ ها صورت و دست و پاهای زائو را با ذغال سیاه می کردند بی فایده بود! از قیچی و کارد و تیشه نیز کاری بر نمی آمد. به یاد مادران جوانی که تسلیم آل می شدند
به یاد مادرانی که سینه هایشان سرشار از مهر و عاطفه بود و به فرزندانشان شیر شهامت و صداقت می دادند. به یاد مادرانی که همزمان سه طفل همراهشان بود، یکی در دست و دیگری در کول و سومی در شکم.
به یاد مادرانی که بدون حضور آنها بچه ها خوابشان نمی برد! به یاد مادرانی که اسب سواران و تیراندازان کم نظیری بودند! به یاد مادرانی که در مسیر کوچ با راهزن و گرگ درگیر می شدند و قهرمانانه از جان و مال خویش دفاع می کردند.
به یاد مادرانی که صبحگاهان زودتر از بانگ خروس بیدار می شدند… به یاد مادرانی که همواره مشغول بودند و وقت کم می آوردند… به یاد مادرانی که دست تنها، چادر را بار می کردند و چادر می زدند…
به یاد مادرانی که همچنان صدای لالایی آنها از دره ها و کوه ها به گوش می رسد، به یاد مادرانی که صدای کِل های زیبایشان هنوز در گوشهایمان است…! به یاد مادرانی که صدای خواندن و مشک زدنهایشان هنوز از یوردها می آید، به یاد مادرانی که بوی نان داغ و آغوز و دوغ و کنگر ماست با آنها معنی داشت…! به یاد مادرانی که مرگ ناگهانی همسران آنها خللی در اراده شان ایجاد نکرد، سوختند و ساختند تا فرزندان خود را بزرگ کنند.
به یاد مادرانی که سیاه گیس رفتند و به یاد مادرانی که گیس سفید تیره و طایفه بودند، به یاد مادرانی که به قول خودشان فقط یک کلاه از مردان کمتر داشتند…
به یاد مادرانی که هم آشپز بودند و هم خیاط، هم بافنده و هم چوپان، هم پزشک و هم ماما…
به یاد مادرانی که از شوهران خود فقط محبت می خواستند، به یاد مادرانی که به شوهر و فرزندان خود عشق می ورزیدند، با عشق به آنها زندگی می کردند و با عشق به آنها مردند، به یاد مادرانی که کم لطفی ها و بی انصافی های شوهرانشان را تحمل کردند و خم به ابرو نیاوردند…! به یاد مادرانی که سال ها از داشتن لباس نو محروم بودند تا شاید پسران و دختران جوانشان لباس نو داشته باشند
به یاد مادرانی که درو کردند و خوشه چیدند تا شاید بخشی از نان سال خانواده تهیه گردد، به یاد مادرانی که دستهایشان مانند دست های پدرها خشن و محکم بود، به یاد مادرانی که جاجیم ها و گلیم ها و قالیچه های رنگارنگ می بافتند.

#محمد_بهمن_بیگی
📕 بخارای من_ایل من
🍏🍎🍃
2👍1👏1
کدخدای ده ما
@homay_mastann
🎼❤️🎼

#پرواز_همای
#کدخدای_ده_ما
--------------------------

کــدخـدا نـیست..!

خدا نـیست..!

بلاے ده ماست!

🍏🍎🍃
👍1


تو از انسانِ در اسارت می نویسی
من از اسارتِ در انسان
سیم های خاردار تو
در بیرون اند
و مرا سیم های خاردار از دورن می خلند
خیال می کنی تفاوتی است....؟


👤#ریشارد_کاپوشینسکی
🍏🍎🍃
👍1
°

آه, ای شباهت دور!
ای چشمهای مغرور!
این روزها كه جرأت دیوانگی كم است
بگذار باز هم به تو برگردم!
بگذار دست كم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار ...
بگذریم!
این روزها
خیلی برای گریه دلم تنگ است!

#قیصر امین پور
🍏🍎🍃
👍1
💫
Elle Est dAilleurs
Pierre Bachelet
🎼❤️🎼

ته چشمانش؛
از آن نورهایی دارد که
یا کور می کند و یا عاشق؛
ژست ها و عطری دارد
که یا دیوانه می کند و
یا اسیر .. و در اعماق
قلبش برای من روشن است،
که او از جای دیگری است

Elle a de ces lumières au fond des yeux Qui rendent aveugles ou amoureux Elle a des gestes de parfum Qui rendent bête ou rendent chien Et si lointaine dans son cœur Pour moi c’est sûr, elle est d’ailleurs

«او از جای دیگریست»
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


الهی!

مگذار در غربتِ کج فهمی؛
در هزار تویِ کفر و ایمان
و در آیینه یِ
هزار تکه یِ
باورهایِ ناباور
رها شویم؛


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○ 
 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓 امروز‌. جمعه 🐇🌨

☀️  ۲۷ بهمن    ۱۴۰۲
🌙  ۶ شعبان     ۱۴۴۵
🌲  ۱۶ فوریه      ۲۰۲۴
------------------------------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
آدینه تان به شادی و آرامش

🔥❤️🔥
-----------------------
-----------------------------
الهی
با توام آشنا شدم
    ز خلایق جدا شدم

و در جهان شیدا شدم
      نهان بودم پیدا شدم

الهی
هر که تو را شناخت
هر چه غیر تو بود بینداخت

#خواجه_عبداله_انصاری
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


گنجشک،
در تمامِ زمستان ز اشتیاق
از بس که بهرِ باغ و بهار انتظار دید،
گل‌های نقشِ کاشیِ مسجد را
در نیمه‌های دی صبحِ بهار دید . . .


#استاد_شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
👍2


رفته‌ای از برِ ما، چشم به راهیم؛ بیا
حلقه در گوشِ درِ کعبه‌ی آهیم، بیا

دوری‌ات بندِ غم افکند به پای دلِ مست
مست بودیم، پشیمان ز گناهیم؛ بیا

بی تو، مهتاب پریشان شد و گل‌ها خشکید
دل غم‌اندود چو شب‌های سیاهیم، بیا

می‌تراود ز لبِ کوزه‌ی شب، آبِ سکوت
ما به یاد تو به شب غرق نگاهیم، بیا

زندگی، چوبه‌ی دار و همه آویختگان
طالبِ صحبتِ آن مهرگیاهیم، بیا

"شمس" خاموش شد از دوری‌ات ای دور قمر!
گرچه با یاد تو در حضرت ماهیم، بیا...

#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Mohamad Esfahani
Mohammad Esfehani | IRHITS.ORG | IRHITS.EU |
🎼❤️🎼

🗣#محمد_اصفهانی
------------------------

تامن بديدم روي تو
اي ماه و شمعِ روشنم

هر جا نشينم خرمم
هر جا روم در گلشنم

من آفتابِ اَنورم
خوش پرده ها را بر درم

🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
To Nehgah Kon
Hayedeh | @parzhi_n
🎼❤️🎼

🗣#بانو_هایده
------------------------


تو روشنی
قلب منی
خودم را
به هدر نداده ام.

🍏🍎🍃
👍1