Chamedoon
Roozbeh Nematollahi
🎼❤️🎼
🗣#روزبه_نعمت_اللهی
📽#چمدون
-----------------------------
انگار،،،
سفری.. در پیش است
باید بروم__
__باید،
چمدانِ سفرم پر باشد
از تو و یادِ تو و
آوازِ خوشِ گنجشکی
که سرِ شاخه یِ عشق؛
یادِ سرشارِ تو را...
در آبیِ پنهانِ دلم
پر می داد،
__ باید بروم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#روزبه_نعمت_اللهی
📽#چمدون
-----------------------------
انگار،،،
سفری.. در پیش است
باید بروم__
__باید،
چمدانِ سفرم پر باشد
از تو و یادِ تو و
آوازِ خوشِ گنجشکی
که سرِ شاخه یِ عشق؛
یادِ سرشارِ تو را...
در آبیِ پنهانِ دلم
پر می داد،
__ باید بروم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍2❤🔥1
○
ابرها و قزلآلاها
شبی که قزلآلاها خودکشی کردند،
به ابرها فکر میکردم.
به دهان باز ماندهی آخرین قزلآلای غمگين چشم دوخته بودم.
به پولکهایش که هنوز گرم بود دست کشیدم.
آن بالا، ابرها هنوز در آسمان بودند.
ابرها، آن خویشاوندان سنگدلِ ماهیها،
از آن بالا به چند قزلآلایِ بیجان چشم دوخته بودند و خشکِ خشک، در آسمان راست ایستاده بودند.
شبی که قزلآلاها خودکشی کردند،
باران از آسمان گریخته بود.
نویسنده: مازیار ناصری
داستانهای کوتاه جهان...!
🍏🍎🍃
ابرها و قزلآلاها
شبی که قزلآلاها خودکشی کردند،
به ابرها فکر میکردم.
به دهان باز ماندهی آخرین قزلآلای غمگين چشم دوخته بودم.
به پولکهایش که هنوز گرم بود دست کشیدم.
آن بالا، ابرها هنوز در آسمان بودند.
ابرها، آن خویشاوندان سنگدلِ ماهیها،
از آن بالا به چند قزلآلایِ بیجان چشم دوخته بودند و خشکِ خشک، در آسمان راست ایستاده بودند.
شبی که قزلآلاها خودکشی کردند،
باران از آسمان گریخته بود.
نویسنده: مازیار ناصری
داستانهای کوتاه جهان...!
🍏🍎🍃
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
#سکانس تکان دهنده
از فیلم پاپیون
بزرگ ترین جرمی که
انسان میتواند مرتکب شود...
تو .....
-----------------------------
کاش زندگی را
آن چنان زندگی کنیم
که هرگز نگوییم؛
"کاش" .....
حسرت؛
بالِ پرنده یِ زخمی ست
سبز شو؛ بهار منتظر نمی ماند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
#سکانس تکان دهنده
از فیلم پاپیون
بزرگ ترین جرمی که
انسان میتواند مرتکب شود...
تو .....
-----------------------------
کاش زندگی را
آن چنان زندگی کنیم
که هرگز نگوییم؛
"کاش" .....
حسرت؛
بالِ پرنده یِ زخمی ست
سبز شو؛ بهار منتظر نمی ماند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
روی کار دیگران و
پشت کار من یکی است
روز و شب در دیده شب زنده
دار من یکی است
سنگ راه من نگردد سختی
راه طلب
کوه و صحرا پیش سیل بی قرار من یکی است
می رباید کوه را چون کاه صائب سیل عشق
ورنه کوه قاف و صبر پایدار من یکی است
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
روی کار دیگران و
پشت کار من یکی است
روز و شب در دیده شب زنده
دار من یکی است
سنگ راه من نگردد سختی
راه طلب
کوه و صحرا پیش سیل بی قرار من یکی است
می رباید کوه را چون کاه صائب سیل عشق
ورنه کوه قاف و صبر پایدار من یکی است
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
👍2
Arame Man
Mohammad Motamedi
🎼❤️🎼
🎼#آرامِ من
🗣#محمد معتمدی
این کیست
گشوده خوش تر از صبح
پیشانیِ بیکرانه در من..؟!
از شوقِ کدام گل
شکفته ست
این باغِ پر از جوانه در من ...
✍فریدون مشیری
🍏🍎🍃
🎼#آرامِ من
🗣#محمد معتمدی
این کیست
گشوده خوش تر از صبح
پیشانیِ بیکرانه در من..؟!
از شوقِ کدام گل
شکفته ست
این باغِ پر از جوانه در من ...
✍فریدون مشیری
🍏🍎🍃
👍1
○
الهی!
در جلال رحمانی،
در کمال سبحانی،
نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی،
نه کس به تو مانَد و نه به کسی مانی!
پیداست که در میان جانی؛
بلکه جان، زنده به چیزی است که تو، آنی!
الهی!
گهی به خود نگرم،
گویم از من زارتر کیست؟
گهی به تو نگرم،
گویم از تو بزرگوار تر کیست؟
#مناجات_نامه
#خواجه_عبدالله_انصاری
🍏🍎🍃
الهی!
در جلال رحمانی،
در کمال سبحانی،
نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی،
نه کس به تو مانَد و نه به کسی مانی!
پیداست که در میان جانی؛
بلکه جان، زنده به چیزی است که تو، آنی!
الهی!
گهی به خود نگرم،
گویم از من زارتر کیست؟
گهی به تو نگرم،
گویم از تو بزرگوار تر کیست؟
#مناجات_نامه
#خواجه_عبدالله_انصاری
🍏🍎🍃
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
صبح یکی از روزهای آوریل که هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت
ناگهان به چیزی پی بردم،
من با ریسک هدر دادن زندگیام روبرو بودم.
متوجه شدم که روزها
یکی پس از دیگری میگذرد.
از خودم پرسیدم:
اما من از زندگی چه میخواهم؟
خب، میخواهم شاد باشم.
اما هرگز به این که چه چیز مرا خوشحال میکرد یا این که چطور میتوانستم خوشحال باشم،
فکر نکرده بودم.
من افسرده و دچار یکی از بحرانهای میانسالی نبودم،
اما از دلمردگی رنج میبردم.
حس تکراری نارضایتی و تا حدی بیاعتقادی...!
✍ #گریچن_رابین
🍏🍎🍃
صبح یکی از روزهای آوریل که هیچ تفاوتی با روزهای دیگر نداشت
ناگهان به چیزی پی بردم،
من با ریسک هدر دادن زندگیام روبرو بودم.
متوجه شدم که روزها
یکی پس از دیگری میگذرد.
از خودم پرسیدم:
اما من از زندگی چه میخواهم؟
خب، میخواهم شاد باشم.
اما هرگز به این که چه چیز مرا خوشحال میکرد یا این که چطور میتوانستم خوشحال باشم،
فکر نکرده بودم.
من افسرده و دچار یکی از بحرانهای میانسالی نبودم،
اما از دلمردگی رنج میبردم.
حس تکراری نارضایتی و تا حدی بیاعتقادی...!
✍ #گریچن_رابین
🍏🍎🍃
👍2
○
هنگامی که دستِ روزگار،
سنگین و شب بیآواز است،
زمانِ عشقورزیدن و اعتماد است.
و چه سبُک است دستِ روزگار،
و چه پرآواز است شب،
هنگامی که آدمی عشق میورزد و
به همگان اعتماد دارد.
✍ #جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
هنگامی که دستِ روزگار،
سنگین و شب بیآواز است،
زمانِ عشقورزیدن و اعتماد است.
و چه سبُک است دستِ روزگار،
و چه پرآواز است شب،
هنگامی که آدمی عشق میورزد و
به همگان اعتماد دارد.
✍ #جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
👍2
Je Vais T'Aimer
Michel Sardou
🎼❤️🎼
🗣#میشل_ساردو
دوستت خواهم داشت
آن سان که هیچکس تاکنون
جسارتش را نداشته...
دوستت خواهم داشت
آن سان که دوست میدارم
دوست داشته شوم»
-----------------------
__دوستت دارم
بیشتر از عشق...
بیشتر از زندگی...
بیشتر از دوست داشتن...
دوستت دارم... !
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#میشل_ساردو
دوستت خواهم داشت
آن سان که هیچکس تاکنون
جسارتش را نداشته...
دوستت خواهم داشت
آن سان که دوست میدارم
دوست داشته شوم»
-----------------------
__دوستت دارم
بیشتر از عشق...
بیشتر از زندگی...
بیشتر از دوست داشتن...
دوستت دارم... !
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
حواست هست؟ زندگی، حتی وقتی انكارش میکنی، حتی وقتی به آن بیاعتنايی، حتی وقتی از قبولش سر باز میزنی، از تو قويتر است.
از همهچيز قویتر است.
آدمها از اردوگاههای كار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد كردند.
مردان و زنانی كه شكنجه شدهبودند، مرگ نزديكان و خاكستر شدن خان و مانشان را ديده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دويدند، دوباره دربارهی هوا حرف زدند و دخترهايشان را شوهر دادند.
باور كردنی نيست، اما همين است ديگر. زندگی از هر چيزی نيرومندتر است.
📕#دوستش داشتم
✍🏻 #آنا_گاوالدا
🍏🍎🍃
حواست هست؟ زندگی، حتی وقتی انكارش میکنی، حتی وقتی به آن بیاعتنايی، حتی وقتی از قبولش سر باز میزنی، از تو قويتر است.
از همهچيز قویتر است.
آدمها از اردوگاههای كار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد كردند.
مردان و زنانی كه شكنجه شدهبودند، مرگ نزديكان و خاكستر شدن خان و مانشان را ديده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دويدند، دوباره دربارهی هوا حرف زدند و دخترهايشان را شوهر دادند.
باور كردنی نيست، اما همين است ديگر. زندگی از هر چيزی نيرومندتر است.
📕#دوستش داشتم
✍🏻 #آنا_گاوالدا
🍏🍎🍃
👍1👏1