This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
فصل ها؛
در پی هم می گذرند؛
و پرندکِ
بامِ لحظه ها
چون قاصدکی بیقرار
در باد گم می شود؛
پنجره یِِ آرزوهایت را
بروی هر طلوع، باز بگذار
و چهار فصل سال را؛
عاشقانه در آغوش بگیر
آدم ها؛
بادبادک هایِ رها شده در بادند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
فصل ها؛
در پی هم می گذرند؛
و پرندکِ
بامِ لحظه ها
چون قاصدکی بیقرار
در باد گم می شود؛
پنجره یِِ آرزوهایت را
بروی هر طلوع، باز بگذار
و چهار فصل سال را؛
عاشقانه در آغوش بگیر
آدم ها؛
بادبادک هایِ رها شده در بادند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1
○
"Those who contemplate the beauty of the earth find reserves of strength that will endure as long as life lasts. There is something infinitely healing in the repeated refrains of nature-the assurance that dawn comes after night and spring after winter."
✍#Rachel_Carson
"Silent Spring"
"کسانی که به زیبایی زمین می اندیشند، ذخایر قدرتی را می یابند که تا زمانی که زندگی ادامه دارد، دوام می آورد. چیزی بی نهایت شفابخش در قیام های مکرر طبیعت وجود دارد - اطمینان از اینکه سپیده دم پس از شب و بهار پس از زمستان می آید."
✍#ریچل_کارسون
📕#بهار خاموش
🍏🍎🍃
"Those who contemplate the beauty of the earth find reserves of strength that will endure as long as life lasts. There is something infinitely healing in the repeated refrains of nature-the assurance that dawn comes after night and spring after winter."
✍#Rachel_Carson
"Silent Spring"
"کسانی که به زیبایی زمین می اندیشند، ذخایر قدرتی را می یابند که تا زمانی که زندگی ادامه دارد، دوام می آورد. چیزی بی نهایت شفابخش در قیام های مکرر طبیعت وجود دارد - اطمینان از اینکه سپیده دم پس از شب و بهار پس از زمستان می آید."
✍#ریچل_کارسون
📕#بهار خاموش
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
موانعی بر سر راه پیوند افکار عشاق راستین نمیبینم.
آن عشق که دگرگون شود، آنگاه که امکان دگرگونی یابد و یا به زایل کنندهای متمایل شود تا از میان رود، عشق نیست.
▫️خیر ، عشق فانوسی پابرجاست که طوفانها را نظاره میکند و هرگز از جای نمیجنبد.
▫️عشق برای زورقهای سرگردان همچون ستارهی قطبی است که اگر چه ارتفاعش را میدانیم، از ارزش بی حدّ آن بیخبریم.
▫️اگرچه گلرخان در کمند داس زمان گرفتار میآیند و درو میشوند، عشق بردهی زمان نیست.
● عشق با ساعات و هفتههای کوتاه زمان دگرگون نمیشود، بلکه تا روز قیامت مستدام است.
▫️اگر این گفته خطا باشد و بر من محقق گردد، نه من هرگز چیزی سرودهام و نه کَس ، تاکنون عاشق شده است.
✍#شکسپیر
🍏🍎🍃
موانعی بر سر راه پیوند افکار عشاق راستین نمیبینم.
آن عشق که دگرگون شود، آنگاه که امکان دگرگونی یابد و یا به زایل کنندهای متمایل شود تا از میان رود، عشق نیست.
▫️خیر ، عشق فانوسی پابرجاست که طوفانها را نظاره میکند و هرگز از جای نمیجنبد.
▫️عشق برای زورقهای سرگردان همچون ستارهی قطبی است که اگر چه ارتفاعش را میدانیم، از ارزش بی حدّ آن بیخبریم.
▫️اگرچه گلرخان در کمند داس زمان گرفتار میآیند و درو میشوند، عشق بردهی زمان نیست.
● عشق با ساعات و هفتههای کوتاه زمان دگرگون نمیشود، بلکه تا روز قیامت مستدام است.
▫️اگر این گفته خطا باشد و بر من محقق گردد، نه من هرگز چیزی سرودهام و نه کَس ، تاکنون عاشق شده است.
✍#شکسپیر
🍏🍎🍃
👍3
○
یک آدمِ بی سر و پایِ مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه که بلیط راه اهن یا چیز بی مقداری مثل آن را بفروشد.
همین آدم مفلوک فورا خود را محق می داند که خدایی کند و به شمایی که می روید بلیط بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه کند.
📕#شیاطین
✍#داستایفسکی
🍏🍎🍃
یک آدمِ بی سر و پایِ مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه که بلیط راه اهن یا چیز بی مقداری مثل آن را بفروشد.
همین آدم مفلوک فورا خود را محق می داند که خدایی کند و به شمایی که می روید بلیط بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه کند.
📕#شیاطین
✍#داستایفسکی
🍏🍎🍃
Audio
📕✨📕
📕#بلندی های_بادگیر
✍#امیلی_برونته
---------------------
کتاب بلندی های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیتهایی که آمیزه لطافت و خشونتاند، مهر و کین، امید و بیم،… در مکانی که آن هم آمیزهای است از گرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوتبخش و زمستان اندوهبار. آیا خفتههای این خاکِ آرام خوابزدههایی بیقرارند؟
امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی های ادبیات صعود کرده است.
🍏🍎🍃
📕#بلندی های_بادگیر
✍#امیلی_برونته
---------------------
کتاب بلندی های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیتهایی که آمیزه لطافت و خشونتاند، مهر و کین، امید و بیم،… در مکانی که آن هم آمیزهای است از گرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوتبخش و زمستان اندوهبار. آیا خفتههای این خاکِ آرام خوابزدههایی بیقرارند؟
امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی های ادبیات صعود کرده است.
🍏🍎🍃
❌✅
یکی از سزاوارترین کارهایی که در رسانههای نوین هست، بررسی جعلیات است. کانالهایی مثل انجمن مبارزه با نشر جعلیات و جعلیات ادبی، بهرهمندی عوامل تشخیص اطلاعات مطمئن و مقابله با خبرهای جعلی را حق مستمع و بیننده، شاعر و مؤلف میداند.
در شبکههای اجتماعی_مجازی علاوه بر شعر، مطالب نثر تاریخی و ادبی، کرامات منسوب به مشایخ و زهاد و صوفیه هم به نادرستی به نویسندهها و شاعران صاحبسبک منتسب میشود و متأسفانه بعضی از نوشتهها بااینکه بسیار سطحی و ساختگی هستند، باز در کانالها و گروههایی منتشر میشوند.
شاید، نه.. بهطور حتم دسترسی ما به تمام دیوانها و کتابهای نثر و نظم در مواقعی محدود است و نمیتوانیم برای انتساب درستی یا نادرستی یک اثر به شخص نامداری به همهٔ آثارش مراجعه کنیم.
گاهی شناختی که از شخصیت نویسندهٔ کتاب داریم، میتواند راهنمای ما در تشخیص اخبار جعلی باشد.
البته ناگفته نماند جعلیات مختص به روزگار رسانهها نیست؛ در کتابی مانند راحةالصدور و آیةالسرور هم نویسنده بیتهایی از نظامی و شاعران دیگر آورده است بدوناینکه نامی از صاحباثر بیاورد.
اینجا بهطور کلی به مجموع اشعار باباطاهر اشاره میکنیم.
در فهلویات منسوب به باباطاهر کاتبان، هر نوع فهلویاتی که حتی به لهجههای دیگر هم بوده است به او منسوب کردهاند.
آقای زرینکوب در کتاب جستوجو در تصوف ایران، کوتاه به این بحث پرداخته است چون در اصل موضوع کتاب فرق دارد.
خب نوشته است قدیمیترین جاییکه هنوز چند نمونه از اشعار منسوب به باباطاهر را در دسترس پژوهنده قرار میدهد یک مجموعهٔ خطی است مربوط به سال 848 که به شمارهٔ 2546 در موزهٔ قونیه است و کاتب از گویندهٔ اشعار (باباطاهر) بهعنوان قدوةالعارفین نام میبرد.
آنچه کلمان هوار، هرون الن و لشچینسکی جمع کردهاند، رویهم بهزحمت حدود هشتاد دوبیتی است.
درحالیکه یک نسخه از اشعار باباطاهر به اهتمام وحید دستگردی در تهران انتشار یافت که مجموع دوبیتیهای باباطاهر را بهطور اغراقآمیزی به حدود 296 دوبیتی میرسانید.
خب بدونشک مجموعهایی از این دوبیتیها تقلیدی و یا اصیل محلی است که ارتباط آنها با نام باباطاهر محقق نیست؛ حتی اگر معرف اصالت آنها باشد به هیچوجه دلیل درستی انتساب آنها نیست.
#دکتر_الهه_خوشبخت
🍏🍎🍃
یکی از سزاوارترین کارهایی که در رسانههای نوین هست، بررسی جعلیات است. کانالهایی مثل انجمن مبارزه با نشر جعلیات و جعلیات ادبی، بهرهمندی عوامل تشخیص اطلاعات مطمئن و مقابله با خبرهای جعلی را حق مستمع و بیننده، شاعر و مؤلف میداند.
در شبکههای اجتماعی_مجازی علاوه بر شعر، مطالب نثر تاریخی و ادبی، کرامات منسوب به مشایخ و زهاد و صوفیه هم به نادرستی به نویسندهها و شاعران صاحبسبک منتسب میشود و متأسفانه بعضی از نوشتهها بااینکه بسیار سطحی و ساختگی هستند، باز در کانالها و گروههایی منتشر میشوند.
شاید، نه.. بهطور حتم دسترسی ما به تمام دیوانها و کتابهای نثر و نظم در مواقعی محدود است و نمیتوانیم برای انتساب درستی یا نادرستی یک اثر به شخص نامداری به همهٔ آثارش مراجعه کنیم.
گاهی شناختی که از شخصیت نویسندهٔ کتاب داریم، میتواند راهنمای ما در تشخیص اخبار جعلی باشد.
البته ناگفته نماند جعلیات مختص به روزگار رسانهها نیست؛ در کتابی مانند راحةالصدور و آیةالسرور هم نویسنده بیتهایی از نظامی و شاعران دیگر آورده است بدوناینکه نامی از صاحباثر بیاورد.
اینجا بهطور کلی به مجموع اشعار باباطاهر اشاره میکنیم.
در فهلویات منسوب به باباطاهر کاتبان، هر نوع فهلویاتی که حتی به لهجههای دیگر هم بوده است به او منسوب کردهاند.
آقای زرینکوب در کتاب جستوجو در تصوف ایران، کوتاه به این بحث پرداخته است چون در اصل موضوع کتاب فرق دارد.
خب نوشته است قدیمیترین جاییکه هنوز چند نمونه از اشعار منسوب به باباطاهر را در دسترس پژوهنده قرار میدهد یک مجموعهٔ خطی است مربوط به سال 848 که به شمارهٔ 2546 در موزهٔ قونیه است و کاتب از گویندهٔ اشعار (باباطاهر) بهعنوان قدوةالعارفین نام میبرد.
آنچه کلمان هوار، هرون الن و لشچینسکی جمع کردهاند، رویهم بهزحمت حدود هشتاد دوبیتی است.
درحالیکه یک نسخه از اشعار باباطاهر به اهتمام وحید دستگردی در تهران انتشار یافت که مجموع دوبیتیهای باباطاهر را بهطور اغراقآمیزی به حدود 296 دوبیتی میرسانید.
خب بدونشک مجموعهایی از این دوبیتیها تقلیدی و یا اصیل محلی است که ارتباط آنها با نام باباطاهر محقق نیست؛ حتی اگر معرف اصالت آنها باشد به هیچوجه دلیل درستی انتساب آنها نیست.
#دکتر_الهه_خوشبخت
🍏🍎🍃
○
سه درد آمو به جانُم؛
هر سه یکبار
غریبی و
اسیری و غم یار
غریبی و
اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار
👤#بابا_طاهر
🍏🍎🍃
سه درد آمو به جانُم؛
هر سه یکبار
غریبی و
اسیری و غم یار
غریبی و
اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار
👤#بابا_طاهر
🍏🍎🍃
○
لشگر محمود شاه در سومنات بتی یافتند به نام لات. هندوان به زاری و تمنا از او خواستند تا در برابر ده من زر بت را باز ستانند. شاه بت را نفروخت و در عوض آتشی بر افروخت و لات را در آن بسوزاند. یک از سردارانش گفت: زر از بت بهتر بود، کاش بت را به آن همه زر می فروختی.
شاه گفت: ترسیدم که در روز حساب کردگار آذر و محمود را به پیش آورد و بگوید که او بت تراش بود و تو بت فروشی. ناگاه از میان بت که در آتش می سوخت بیست من گوهر برون آمد.
شاه گفت: لایق این بت آن بود و از خدای من مکافات و پاداش این بود.
بشـــــکن آن بتــهـا که داری ســـر بسـر
تا عوض یابی تو دریای گهر
نفس را چون بت بسوز از شوق دوست
تا بسی گوهر فرو ریزد ز پوست
📕#منطق_الطیر
✍#عطارِ نیشابوری
🍏🍎🍃
لشگر محمود شاه در سومنات بتی یافتند به نام لات. هندوان به زاری و تمنا از او خواستند تا در برابر ده من زر بت را باز ستانند. شاه بت را نفروخت و در عوض آتشی بر افروخت و لات را در آن بسوزاند. یک از سردارانش گفت: زر از بت بهتر بود، کاش بت را به آن همه زر می فروختی.
شاه گفت: ترسیدم که در روز حساب کردگار آذر و محمود را به پیش آورد و بگوید که او بت تراش بود و تو بت فروشی. ناگاه از میان بت که در آتش می سوخت بیست من گوهر برون آمد.
شاه گفت: لایق این بت آن بود و از خدای من مکافات و پاداش این بود.
بشـــــکن آن بتــهـا که داری ســـر بسـر
تا عوض یابی تو دریای گهر
نفس را چون بت بسوز از شوق دوست
تا بسی گوهر فرو ریزد ز پوست
📕#منطق_الطیر
✍#عطارِ نیشابوری
🍏🍎🍃
○
با من بیا!
با من؛ تا عریانیِ روحِ شاپرک؛
تا مرزِ اثیرِ باور و یقین؛
تا چشمِ هایِ بیقرار قاصدک؛
تا آغوشِ واج هایِ نهفته یِ
عشق بیا!
شاید جهانِ زیباتری باشد؛
در باورِ واژه هایِ جادویی عشق!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با من بیا!
با من؛ تا عریانیِ روحِ شاپرک؛
تا مرزِ اثیرِ باور و یقین؛
تا چشمِ هایِ بیقرار قاصدک؛
تا آغوشِ واج هایِ نهفته یِ
عشق بیا!
شاید جهانِ زیباتری باشد؛
در باورِ واژه هایِ جادویی عشق!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃