○
مطالعه مرا در خلوت خود تسلی میبخشد.
مرا از سنگینی بطالت اندوهبار آزاد میکند
و در هر زمانی میتواند مرا
از مصاحبتهای کسالتبار خلاص کند.
هر زمان که درد خیلی کُشنده و شدید نباشد،مطالعه چاقوی درد را کُند میکند.
برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده،
صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
✍#آلن_دوباتن
📕تسلی بخشیهای فلسفه
🍏🍎🍃
مطالعه مرا در خلوت خود تسلی میبخشد.
مرا از سنگینی بطالت اندوهبار آزاد میکند
و در هر زمانی میتواند مرا
از مصاحبتهای کسالتبار خلاص کند.
هر زمان که درد خیلی کُشنده و شدید نباشد،مطالعه چاقوی درد را کُند میکند.
برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده،
صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
✍#آلن_دوباتن
📕تسلی بخشیهای فلسفه
🍏🍎🍃
روی سکوی پنجره
سیاوش قمیشی
🎼❤️🎼
🗣#سیاوش_قمیشی
🎼روی سکوی پنجره
----------------------
با همه سرخوردگیهایی که در زندگی هست خیلی لذتبخش است که آدم بتواند؛
فکرش را روی شخصیتهایی والا، احساسهایی پاک و چشماندازهای پر از خوشبختی متمرکز کند.
📕# مادام بوواری
✍#گوستاو فلوبر
🍏🍎🍃
🗣#سیاوش_قمیشی
🎼روی سکوی پنجره
----------------------
با همه سرخوردگیهایی که در زندگی هست خیلی لذتبخش است که آدم بتواند؛
فکرش را روی شخصیتهایی والا، احساسهایی پاک و چشماندازهای پر از خوشبختی متمرکز کند.
📕# مادام بوواری
✍#گوستاو فلوبر
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بخندانم؛
جهان در حسرتِ آیین بی فرداست
بگریانم؛
که اشک؛ سرچشمه یِ دریایِ
ناپیداست
بمیرانم؛ که مرگ
سرمنزلِ دنیایِ بی رویاست
بسوزانم؛ بسوزانم!
که عشق ققنوسِ نامیراست
نمی میرد؛ نمی میرد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
بخندانم؛
جهان در حسرتِ آیین بی فرداست
بگریانم؛
که اشک؛ سرچشمه یِ دریایِ
ناپیداست
بمیرانم؛ که مرگ
سرمنزلِ دنیایِ بی رویاست
بسوزانم؛ بسوزانم!
که عشق ققنوسِ نامیراست
نمی میرد؛ نمی میرد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1
Shabe Meikhouneh
Hayedeh
🎼❤️🎼
🗣#بانو_هایده
🎼شب_میخونه
------------------------
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
🗣#بانو_هایده
🎼شب_میخونه
------------------------
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
○
آرزو دارم جهانی را.. سرشار از
صلح و آشتی و دوستی...
باشد که از شیارهایِ خالیِ قرن ها
ستیزه و جنگ، جوانه هایِ شادی بشکفد و گل هایِ عشق و دوستی بروید
باشد که جهانی داشته باشیم
خالیِ از بمب و گلوله و موشک
دور از سیاستِ کین آلوده یِ قرن ها،
باشد که؛ بجایِ بافتنِ گره هایِ کور دلواپسانه و رذیلانه یِ دین و منطق و عقل، بذر شکوفایِ عشق؛ در جهان پاشیده شود!
و بجایِ ترکه هایِ خیسِ مذهبیون بی قلب، بر تنِ عریانِ باورهایِ پوسیده یِ قرن هایِ مسخ شده یِ بی هویّت، عِطرِ ربوبیّت الهی بر هویّت انسانیِ انسان ها پراکنده شود
باشد که؛
آزادی را نه در چنته یِ عریانِ تن، که آزادی روح و قلب و اندیشه یِ انسان ها جستجو کنیم،
ره را در شبانِ بی فروغ مان، گم کرده ایم...
و آنقدر در بن بستِ بیراهه هایِ کور با چشمانِ بسته، سردرگم و گیج، گرفتار آمده ایم، که واژه ای بنام عشق و انسانیت و انسان؛ واژه ای گنگ و ناماُنوس شده است!
آه .. که روحِ آفرینش چه زخم خورده و مجروح است!
باشد که بیاد بیاوریم، اصالت و رسالتِ انسانیِ خویش را...
باورمان باشد،
که همه از روحِ متعالیِ و یکتایِ
آفرینش ایم، همه از سرچشمه یِ حیات و از بذری نهفته در شیارهایِ ترک خورده یِ هستی،
نطفه بسته ایم، بذر شده ایم، ریشه
دوانده ایم
ریشه هایِ همه مان در آغوشِ
سبزِ هستی، بهم گره خورده است؛
و دست های مان اما، چه حسرت آلوده و تلخ...
شاخه هایِ هرس شده یِ قرن ها؛
بی خردی، بی هویّتی و بی خویشی ست؛ گویی راه را، از ازل گم کرده ایم
و از یاد برده ایم، ذاتِ الهیِ خویش را
کاش با چشمانی بینا با ذاتِ و سرشتِ اهورایی خویش، به جهانِ هستی بنگریم
-------------
آه که شیطان چه خشنود می شود
و چه فاتحانه می خندد
وقتی با شلیکِ هر گلوله به قلب کودکی و با پرتابِ هر موشک، به قلبِ جهانی، چشمانِ سبزِ خدا در سوگِ پرپر شدنِ عشق و درمرگ انسانیتِ انسان، مظلومانه می گرید!
---------------------
با آرزویِ جهانی سراسر عشق و دوستی و با امید سال و سالیانی بیدار، آگاه به رسالتِ روح الهی انسانی مان؛
و اینکه از یادمان نرود از تولد تا مرگ؛
فقط چند قدم فاصله بیش نیست.
قدم های مان را با عشق و برای عشق برداریم ..
بی گمان عقل و خرد ...
خود راه خویش را در جهان پیدا
خواهد کرد، اگر.. اگر که... سیاستِ بی قلب بگذارد ...
--------------------
سال نو میلادی مبارک 🌲
کاج هایِ سبز میلادِ سال نو🌲در جای جایِ جهان، گره خورده بر
یلدایِ سرخِ 🍉 این دیار و بافته شده،
بر پسین سفره هایِ هفت سینِ🪻
آرزوهایِ مان، در سرزمینی که مهدِ عشق و دوستی و یکتا پرستی بوده است و احترام به تمامیِ اقوام و ادیان و تیره هایِ سرخ و سفید و سیاه و زردِ این جهانِ پهناور، ردایِ معرفت و بینش مان بوده است و همواره به اندیشه و خردی آگاه و به لطف الهی خواهد بود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آرزو دارم جهانی را.. سرشار از
صلح و آشتی و دوستی...
باشد که از شیارهایِ خالیِ قرن ها
ستیزه و جنگ، جوانه هایِ شادی بشکفد و گل هایِ عشق و دوستی بروید
باشد که جهانی داشته باشیم
خالیِ از بمب و گلوله و موشک
دور از سیاستِ کین آلوده یِ قرن ها،
باشد که؛ بجایِ بافتنِ گره هایِ کور دلواپسانه و رذیلانه یِ دین و منطق و عقل، بذر شکوفایِ عشق؛ در جهان پاشیده شود!
و بجایِ ترکه هایِ خیسِ مذهبیون بی قلب، بر تنِ عریانِ باورهایِ پوسیده یِ قرن هایِ مسخ شده یِ بی هویّت، عِطرِ ربوبیّت الهی بر هویّت انسانیِ انسان ها پراکنده شود
باشد که؛
آزادی را نه در چنته یِ عریانِ تن، که آزادی روح و قلب و اندیشه یِ انسان ها جستجو کنیم،
ره را در شبانِ بی فروغ مان، گم کرده ایم...
و آنقدر در بن بستِ بیراهه هایِ کور با چشمانِ بسته، سردرگم و گیج، گرفتار آمده ایم، که واژه ای بنام عشق و انسانیت و انسان؛ واژه ای گنگ و ناماُنوس شده است!
آه .. که روحِ آفرینش چه زخم خورده و مجروح است!
باشد که بیاد بیاوریم، اصالت و رسالتِ انسانیِ خویش را...
باورمان باشد،
که همه از روحِ متعالیِ و یکتایِ
آفرینش ایم، همه از سرچشمه یِ حیات و از بذری نهفته در شیارهایِ ترک خورده یِ هستی،
نطفه بسته ایم، بذر شده ایم، ریشه
دوانده ایم
ریشه هایِ همه مان در آغوشِ
سبزِ هستی، بهم گره خورده است؛
و دست های مان اما، چه حسرت آلوده و تلخ...
شاخه هایِ هرس شده یِ قرن ها؛
بی خردی، بی هویّتی و بی خویشی ست؛ گویی راه را، از ازل گم کرده ایم
و از یاد برده ایم، ذاتِ الهیِ خویش را
کاش با چشمانی بینا با ذاتِ و سرشتِ اهورایی خویش، به جهانِ هستی بنگریم
-------------
آه که شیطان چه خشنود می شود
و چه فاتحانه می خندد
وقتی با شلیکِ هر گلوله به قلب کودکی و با پرتابِ هر موشک، به قلبِ جهانی، چشمانِ سبزِ خدا در سوگِ پرپر شدنِ عشق و درمرگ انسانیتِ انسان، مظلومانه می گرید!
---------------------
با آرزویِ جهانی سراسر عشق و دوستی و با امید سال و سالیانی بیدار، آگاه به رسالتِ روح الهی انسانی مان؛
و اینکه از یادمان نرود از تولد تا مرگ؛
فقط چند قدم فاصله بیش نیست.
قدم های مان را با عشق و برای عشق برداریم ..
بی گمان عقل و خرد ...
خود راه خویش را در جهان پیدا
خواهد کرد، اگر.. اگر که... سیاستِ بی قلب بگذارد ...
--------------------
سال نو میلادی مبارک 🌲
کاج هایِ سبز میلادِ سال نو🌲در جای جایِ جهان، گره خورده بر
یلدایِ سرخِ 🍉 این دیار و بافته شده،
بر پسین سفره هایِ هفت سینِ🪻
آرزوهایِ مان، در سرزمینی که مهدِ عشق و دوستی و یکتا پرستی بوده است و احترام به تمامیِ اقوام و ادیان و تیره هایِ سرخ و سفید و سیاه و زردِ این جهانِ پهناور، ردایِ معرفت و بینش مان بوده است و همواره به اندیشه و خردی آگاه و به لطف الهی خواهد بود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
ترانهی
«اسب ابلق سم طلا…»
▪️خواننده: ویگن
🍏🍎🍃
ترانهی
«اسب ابلق سم طلا…»
▪️خواننده: ویگن
🍏🍎🍃
معین.....نیاز
@mu5sik
🎼❤️🎼
🗣#معین
🎼#:نیاز
بدون تو؛
چه پروازی؛
چه احساسی
چه آوازی ...
تویی که از صدای من؛
شرابِ کهنه می سازی ...
🍏🍎🍃
🗣#معین
🎼#:نیاز
بدون تو؛
چه پروازی؛
چه احساسی
چه آوازی ...
تویی که از صدای من؛
شرابِ کهنه می سازی ...
🍏🍎🍃
○
و آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.
یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان؛
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب می بینم!
✍#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
و آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.
یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان؛
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب می بینم!
✍#نیما_یوشیج
🍏🍎🍃
MohammadReza Shajarian - Deylaman (128).mp3
MohammadReza Shajarian ~ Musico.IR
🎼❤️🎼
🗣#محمد_رضا_شجریان
-----------------
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خـدا را بـا کـه ايـن بـازی تـوان کرد؟
• ساز و آواز : دیلمان
• آواز : استاد شجریان
• آلبوم : دیلمان
🍏🍎🍃
🗣#محمد_رضا_شجریان
-----------------
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خـدا را بـا کـه ايـن بـازی تـوان کرد؟
• ساز و آواز : دیلمان
• آواز : استاد شجریان
• آلبوم : دیلمان
🍏🍎🍃
گریه نکن
فرزین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با نام و یاد پروردگار هستی بخش ❤️ با آرزوی جهانی سرشار از عشق🎄 جهانی بدون مرز، بدون جنگ، بدونِ تعصبات پوچ قرن هایِِ کبود
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃