○
به مرد کوری بگویید آزاد هستی.
دری را که از دنیای خارج جدایش می كند باز کنید. بار دیگر به او مي گوييم آزادی، برو، و او نمي رود.
همانجا وسط جاده با سایر همراهانش ایستاده، می ترسند، نمی دانند کجا بروند.
واقعیت اینست که زندگی در یک هزارتوی منطقی، که توصیف تیمارستان است، قابل قیاس نیست با قدم بیرون گذاشتن از آن؛ بدون مدد یک دست راهنما یا قلادهٔ یک سگ راهنما.
برای ورود به هزارتوی شهری آشوب زده که حافظه نیز در آن به هیچ دردی نمی خورد.
چون حافظه قادر است یادآور تصاویر محله ها شود، نه راههای رسیدن به آن ها.
📕#كوري
✍# ژوزه_ساراماگو
🍏🍎🍃
به مرد کوری بگویید آزاد هستی.
دری را که از دنیای خارج جدایش می كند باز کنید. بار دیگر به او مي گوييم آزادی، برو، و او نمي رود.
همانجا وسط جاده با سایر همراهانش ایستاده، می ترسند، نمی دانند کجا بروند.
واقعیت اینست که زندگی در یک هزارتوی منطقی، که توصیف تیمارستان است، قابل قیاس نیست با قدم بیرون گذاشتن از آن؛ بدون مدد یک دست راهنما یا قلادهٔ یک سگ راهنما.
برای ورود به هزارتوی شهری آشوب زده که حافظه نیز در آن به هیچ دردی نمی خورد.
چون حافظه قادر است یادآور تصاویر محله ها شود، نه راههای رسیدن به آن ها.
📕#كوري
✍# ژوزه_ساراماگو
🍏🍎🍃
❤1
موسیقی ناب بختیاری اهنگ تی ره با صدای صنم سوسنی
🎼❤️🎼
🎼موسیقی بختیاری
عشق رازی ست
که تنها به خدا
باید گفت!
🍏🍎🍃
🎼موسیقی بختیاری
عشق رازی ست
که تنها به خدا
باید گفت!
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
شعری از #میرزاده عشقی،
با اجرای #فریدون فرح اندوز
#وطن
خاکم بسر،
ز غصه بسر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت
چه خاکی بسر کنم
من آن نیم
بمرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون
به بستر راحت هدر کنم
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
شعری از #میرزاده عشقی،
با اجرای #فریدون فرح اندوز
#وطن
خاکم بسر،
ز غصه بسر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت
چه خاکی بسر کنم
من آن نیم
بمرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون
به بستر راحت هدر کنم
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
👍1
○
بهاران فردا
که آمد ز راه
از این باغ بی برگ و بَر
سلامی ، دعایی رسان ای صبا !
بگو سالیانی دراز ،
همه دیده بر راه تو بوده ایم
دریغ از نگاهی به پاییز ما
و آغوش سردِ
زمستان سخت ،
و گوشی که نشنید
آوای اندوه این سینه ها .
بگو ای صبا
باغ و بستان فردای تو شادمان
دلت خوش
لبان تو پُرخنده چون غنچه ها
سرت گرم و مستانه از
موج پیمانه ها.
بگو :یادی از ما درآن روزگار
بگو :جامی از ما لب جویبار
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
بهاران فردا
که آمد ز راه
از این باغ بی برگ و بَر
سلامی ، دعایی رسان ای صبا !
بگو سالیانی دراز ،
همه دیده بر راه تو بوده ایم
دریغ از نگاهی به پاییز ما
و آغوش سردِ
زمستان سخت ،
و گوشی که نشنید
آوای اندوه این سینه ها .
بگو ای صبا
باغ و بستان فردای تو شادمان
دلت خوش
لبان تو پُرخنده چون غنچه ها
سرت گرم و مستانه از
موج پیمانه ها.
بگو :یادی از ما درآن روزگار
بگو :جامی از ما لب جویبار
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
👍1
مرجان _ معبود
@tanehayeghadimi
🎼❤️🎼
دیریست ...
که در غربت تو خسته ترینم !
ای خانه ی دلدادگی و عشق و یقینم ...
با تو مرا عاشقی و لحظه ی شیرین !
🍏🍎🍃
دیریست ...
که در غربت تو خسته ترینم !
ای خانه ی دلدادگی و عشق و یقینم ...
با تو مرا عاشقی و لحظه ی شیرین !
🍏🍎🍃
❤1
○
از در زدنش... بهار باید باشد
این سوت ِ همان قطار باید باشد
سریال بلند عاشقی ها با تو
هر سال ، ادامه دار باید باشد.
پهلو به بهار می زنی با چشمت
هی نقش و نگار می زنی با چشمت
موسیقی ِ سنّتی است آرامش تو
هر بار " سه تار" می زنی با چشمت!
دیوار اتاق هم فدایت شده بود
مبهوت لطافت صدایت شده بود
مردی که به قرص خواب هم میل نداشت
معتاد به " شب به خیر "
هایت شده بود.
فهمیده ام
از بوی تو، باران اینجاست
در نقشه ی من،
قمصر کاشان اینجاست!
خیس عرقی
در بغلم ای گل سرخ!
بی شک گذر ِ
"گلاب گیران" اینجاست.
✍محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
از در زدنش... بهار باید باشد
این سوت ِ همان قطار باید باشد
سریال بلند عاشقی ها با تو
هر سال ، ادامه دار باید باشد.
پهلو به بهار می زنی با چشمت
هی نقش و نگار می زنی با چشمت
موسیقی ِ سنّتی است آرامش تو
هر بار " سه تار" می زنی با چشمت!
دیوار اتاق هم فدایت شده بود
مبهوت لطافت صدایت شده بود
مردی که به قرص خواب هم میل نداشت
معتاد به " شب به خیر "
هایت شده بود.
فهمیده ام
از بوی تو، باران اینجاست
در نقشه ی من،
قمصر کاشان اینجاست!
خیس عرقی
در بغلم ای گل سرخ!
بی شک گذر ِ
"گلاب گیران" اینجاست.
✍محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم❤️قلب زندگی تپنده به عشق و امید و آرامش 🌺
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
تار سه مهر یحیی
استاد فرهنگ شریف
🎼❤️🎼
🎼 تار سه مهر یحیی
● استاد فرهنگ شریف
🪕......🪕......🪕......
هر که شد محرم دل
در حرم یار بماند
و ان که این کار ندانست
در انکار بماند..!
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
🎼 تار سه مهر یحیی
● استاد فرهنگ شریف
🪕......🪕......🪕......
هر که شد محرم دل
در حرم یار بماند
و ان که این کار ندانست
در انکار بماند..!
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👍2
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه 🐇🦩
☀️ ۲۱ آذرماه ۱۴۰۲
🌙 ۲۸جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۳
..........🍂......🍂🍁.......
قدم های فردا در مسیری سبز
در پناه عشق و رحمت ایزد پاک
🍂🍂🍂
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ بیقرار باد ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه 🐇🦩
☀️ ۲۱ آذرماه ۱۴۰۲
🌙 ۲۸جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۱۲ دسامبر ۲۰۲۳
..........🍂......🍂🍁.......
قدم های فردا در مسیری سبز
در پناه عشق و رحمت ایزد پاک
🍂🍂🍂
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ بیقرار باد ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
Audio
🎼❤️🎼
🎧#رهزن
🗣#علیرضا_پوراستاد
🎼🪕#علی_قمصری
...............
و تو
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و مرا
باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجه ی چشمان تو
شاعر بشوم ...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
🎧#رهزن
🗣#علیرضا_پوراستاد
🎼🪕#علی_قمصری
...............
و تو
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و مرا
باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجه ی چشمان تو
شاعر بشوم ...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
👍1
○
نسیم صبح سعادت
بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن
در آن زمان که تو دانی
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی
بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را
ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
نسیم صبح سعادت
بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن
در آن زمان که تو دانی
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی
بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را
ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👏1
○
چه شب ها با غمت
عمر گرانم را سحر کردم
نشستم کنج تنهایی و
دایم دیده ترکردم
نخفتم هیچ شب
بی یاد تو در دامن بستر
ز فریاد دلم شب زنده داران
. را خبر کردم
به گرد شمع رویت
سالها پروانه سان گشتم
گهی گریان شدم
گه سوختم گه ناله سر کردم
بهار زندگی
در خاطر من شد خزان اما
نهال عشق را
با اشک چشمان بارور کردم
ثبات مهر و الفت بین
وفا و عهد را بنگر
که بعد سوختن هم
شوق پرواز دگر کردم
عنان صبر از کف رفت و
از دل شد توان زین رو
شکایت از تو یار سنگدل
بر دادگر کردم
سکوت بردباری را
شکستم در نهاد آخر
به شوق وصل و دیدار
جمالت ترک سر کردم
صداقت را
زمان هجر تو بس بود طولانی
رها دامانِ
عزلت کرده و عزم سفر کردم
✍#ح_صداقت📕اشک_قلم۲
🍏🍎🍃
چه شب ها با غمت
عمر گرانم را سحر کردم
نشستم کنج تنهایی و
دایم دیده ترکردم
نخفتم هیچ شب
بی یاد تو در دامن بستر
ز فریاد دلم شب زنده داران
. را خبر کردم
به گرد شمع رویت
سالها پروانه سان گشتم
گهی گریان شدم
گه سوختم گه ناله سر کردم
بهار زندگی
در خاطر من شد خزان اما
نهال عشق را
با اشک چشمان بارور کردم
ثبات مهر و الفت بین
وفا و عهد را بنگر
که بعد سوختن هم
شوق پرواز دگر کردم
عنان صبر از کف رفت و
از دل شد توان زین رو
شکایت از تو یار سنگدل
بر دادگر کردم
سکوت بردباری را
شکستم در نهاد آخر
به شوق وصل و دیدار
جمالت ترک سر کردم
صداقت را
زمان هجر تو بس بود طولانی
رها دامانِ
عزلت کرده و عزم سفر کردم
✍#ح_صداقت📕اشک_قلم۲
🍏🍎🍃
👏2