معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


چه شبى بود و چه فرخنده شبى
آن شب دور كه چون خواب خوش از ديده پريد
كودک قلب من اين قصه ى شاد
از لبان تو شنيد :

“زندگى رويا نيست
زندگى زيبايى ست

مى توان
بر درختى تهى از بار ، زدن پيوندى
مى توان در دل اين مزرعه ى خشك و تهى بذرى ريخت

مى توان
از ميان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بيزار از اين فاصله هاست “
قصه ى شيرينى ست
كودک چشم من؛
از قصه ى تو مى خوابد
قصه ى نغز تو از غصه تهى ست
باز هم قصه بگو
تا به آرامش دل
سر به دامان تو
بگذارم و در خواب روم...

#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
💫
دیلمان
محمد اصفهانی
🎼❤️🎼

🗣#محمد_اصفهانی
🎼#دیلمان
#حضرت_مولونا
کمانچه/ هادی_آرزم
عود /جمال_جهانشاد
......................

واى ، باران
باران ؛
شيشه ى پنجره را باران شست
از دل من اما
چه كسى نقش تو را خواهد شست ؟

#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
👍1👌1
استاد بنان
دیلمان
🎼❤️🎼

🗣#استاد_بنان
🎼دیلمان
................
چنان
در قید مهرت پایبندم
که گویی آهوی سر
در کمندم
گهی بر درد بی درمان
بگریم
گهی بر حال بی سامان
بخندم
نه مجنونم؛ که دل
بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده
پندم ...
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


الهی!
عشق را بر من‌ارزانی دار
و روح پاک الوهیت را در بند بند
وجودم جاری‌ساز ...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃

 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓 امروز‌.چهارشنبه. 🐇🦩

☀️  ۸ آذرماه   ‌      ۱۴۰۲
🌙  ۱۵ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲  ۲۹ نوامبر     ۲۰۲۳
..........🍂......🍂🍁.......

آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه‌، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ بیقرار باد ....

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤‍🔥1
📆


باز كن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حيات
آب اين رود به سرچشمه نمى گردد باز
بهتر آنست كه غفلت نكنيم از آغاز
باز كن پنجره را
صبح دميد ...

#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
i love you
Billie Eilish
🎼❤️🎼


دوستت دارم
        تا آخرین ایستگاهِ
                     قطارِ زمان
           
در تنهاترین کوپه
     بر رویِ تمامیِ
             صندلی هایِ
                  خالیِ منتظر... 


#فرح_فریماااا_معمای_عشق

🍏🍎🍃
👍1


یک روز صبح از خوابِ زندگی برمی‌خیزی
و می‌بینی که آفتابِ درخشان از پنجره تافته
و درختان، شاد و سرخوش
در نور آفتاب با باد صبا می‌رقصند...

و خواهی خندید بر آن شب سیاه
که یکی دو ساعت تو را ترسانده بود.

#امیلی_دیکنسون
🍏🍎🍃
👍1
عاشق بودُم
ناصر عبداللهی
🎼❤️🎼

🗣#ناصر_عبدالهی


ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هذیان از توست

زندگی از تو و
مرگم از توست ...

#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


ذهن
خدمتکاری زیبا و
اربابی خطرناک است!


👤#اشو
🍏🍎🍃
👍1


اولین باری که دزدی کردم هفت سالم بود، شایدم هشت سال، لقمه های همکلاسیم رو می دزدیدم، آخه خیلی خوش مزه بودن، بعد از اون دیگه دستم به دزدی عادت کرد، همه کار می کردم، جیب می زدم، کف می رفتم، دزدی از طلا فروشی که خوراکم بود، کارم به جایی رسیده بود که از پول اشباع شده بودم، ولی می دونید رفقا وقتی دستت کج بشه دیگه هیچ جوره درست نمیشه، من هم تفننی دزدی می کردم!
آخرین باری که دزدی کردم یه غروب چهارشنبه لب ساحل بود، یه کیف زنونه رو از روی شن ها کش رفتم. اما وقتی تو خونه کیف رو باز کردم خبری از پول نبود، پر بود از قلموی نقاشی، رنگ روغن، لوازم آرایش، یه عطر زنونه و یه عکس! عکس زیباترین دختری که تا حالا دیدم، با چشم هایی معصوم و لبخندی دلنشین، تموم شب رو داشتم به اون عکس نگاه می کردم، همیشه دلم می خواست یکی مثل اون داشته باشم، اما خب اون یه دختر زیبای هنرمند بود و من یه دزد!
فردای اون روز دوباره به همون ساحل رفتم تا پیداش کنم، چند ساعت منتظر موندم ولی اون نیومد، من هم به خونه برگشتم، عطرش رو به وسایلم زدم و ساعت ها به تماشای عکسش نشستم و زندگی کردم. با خودم می گفتم کاش حداقل می تونستم آلبوم عکسش رو بدزدم...
جمعه دوباره به ساحل رفتم اما اثری ازش نبود، شنبه رو از صبح تا شب منتظر نشستم، یکشنبه ساحل های کناری رو هم گشتم، دوشنبه و سه شنبه هم خبری ازش نشد.
تا اینکه چهارشنبه نزدیک های غروب دختری رو کنار ساحل دیدم که داشت روی یه بوم نقاشی می کشید، نزدیک شدم و فهمیدم که آره، خودشه، اما نتونستم بهش چیزی بگم. به خونه برگشتم و با اون عطر و عکس زندگی کردم.
چهارشنبه هفته بعد هم باز به همون ساحل رفتم و اون رو تماشا کردم و دوباره بدون گفتن حرفی به خونه برگشتم و مثل شب های دیگه با عکسش حرف زدم، عطرش رو بو کردم و خوابیدم.
شش ماه به همین شکل سپری شد و من فقط چهارشنبه ها اون رو نگاه می کردم، چون از نه شنیدن می ترسیدم، تا اینکه وقتی تابلو نقاشیش تموم شد خودش اومد سمت من و گفت: شش ماه پیش شما کیف من رو دزدیدی و من فهمیدم، ولی واسم سواله چرا بعد از اون هر چهارشنبه اومدی اینجا بدون اینکه چیزی بدزدی.
گفتم: وقتی بچه بودم حسرت لقمه های همکلاسیم رو داشتم و اون ها رو ازش می قاپیدم، بزرگتر که شدم هر چیزی که حسرتش رو داشتم دزدیدم، ولی بعضی از حسرت ها قابل دزدین نیستن، فقط باید از دور نگاه کنی و بری خونه با عکسشون زندگی کنی...

قهوه سرد آقای نویسنده
#روزبه_معین
🍏🍎🍃
Vivir Mi Vida
Marc Anthony @Vivamusic_channel
🎼❤️🎼

🗣#Marc_Anthony


تنها زمانی صبور خواهیم شد که صبر را یک قدرت بدانیم نه یک ضعف ؛ و آنچه ویرانمان می‌کند روزگار نیست بلکه حوصله‌ی کوچک و آرزوهای بزرگ‌مان است.

#رومن_رولان
📕#جان_شیفته
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


‏قاضی:
تو السالوادور چیکار میکردی؟
چگوارا:
آفتاب میگرفتم
-پس چراساختمون دادگستری رو
منفجر کردی؟
+جلو آفتاب رو گرفته بود!

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


اگر ما، مردم را از عقوبت «آن دنیا» نترسانیم
و در «این دنیا» از سرنیزه و مشت و تو سری نترسانیم
فردا کلاهمان پس معرکه است.
اگر عمله روزی ده ساعت جون می‌کنه و کار می‌کنه
و به نون شب محتاجه و من انبار قالی‌ام تا طاق
چیده شده
باید معتقد باشه که تقدیر همين بوده!
ولی فراموش نکنید که ظاهرا برای مردم باید اظهار
همدردی و دلسوزی کرد

چون امروز مد شده اما در باطن «باید پدرشان را در آورد»!

 #صادق_هدایت
🍏🍎🍃