○
من و پروانه و شمع
همه افسون شده یِ
ساحِرِ یک رویاییم
سوخته؛
در آتشِ عشق ایم
صبور و سرمست؛
تاکِ بستانِ شرابیم
شورِ یک؛ سوداییم
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
من و پروانه و شمع
همه افسون شده یِ
ساحِرِ یک رویاییم
سوخته؛
در آتشِ عشق ایم
صبور و سرمست؛
تاکِ بستانِ شرابیم
شورِ یک؛ سوداییم
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍2
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه. 🐇🦩
☀️ ۷ آذرماه ۱۴۰۲
🌙 ۱۴ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۲۸ نوامبر ۲۰۲۳
..........🍂......🍂🍁.......
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ بیقرار باد ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه. 🐇🦩
☀️ ۷ آذرماه ۱۴۰۲
🌙 ۱۴ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۲۸ نوامبر ۲۰۲۳
..........🍂......🍂🍁.......
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ بیقرار باد ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
○
من آن صبحم
که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین
که خورشیدی عجب زادم
ز هر چاک گریبانم
چراغی تازه می تابد
که در پیراهن خود
آذرخش آسا درافتادم
چو از هر ذره ی من
آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران
. که خواهد داد بر بادم
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
من آن صبحم
که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین
که خورشیدی عجب زادم
ز هر چاک گریبانم
چراغی تازه می تابد
که در پیراهن خود
آذرخش آسا درافتادم
چو از هر ذره ی من
آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران
. که خواهد داد بر بادم
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عاشقانه قدم بردار
زندگی را؛ زندگی کن!
بی حسرت دیروز
بی وحشت از فردا
هر لحظه را؛
با عشق نفس بکش!
زندگی زیباست.....
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
رقص زیبای کرمانجی/
خراسان شمالی
عاشقانه قدم بردار
زندگی را؛ زندگی کن!
بی حسرت دیروز
بی وحشت از فردا
هر لحظه را؛
با عشق نفس بکش!
زندگی زیباست.....
#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
رقص زیبای کرمانجی/
خراسان شمالی
❤1👍1
●
۷ آذر سالروز درگذشت حمید مصدق
یاد و خاطره اش گرامی و جاودانه
( زاده ۹ بهمن ۱۳۱۸ شهرضا -- درگذشته ۷ آذر ۱۳۷۷ تهران) شاعر و حقوقدان
حمید مصدق به همراه خانواده از زادگاهش به اصفهان رفتند و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی در یک مدرسه بودند و با آنان دوستی و آشنایی داشت.
مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانشآموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.
وی پس ار دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا در دورههای بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاههای اصفهان، بیرجند و شهید بهشتی را پی میگرفت.
او در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق اشتغال داشت و از ۱۳۶۰ به تدریس حقوق خصوصی و حقوق تعاون مشغول بود.
وی تا پایان عمر عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدتی نیز سردبیر مجله کانون وکلا بود.
وی با شعر انقلابی چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم معروف شد. او در انتهای شعر می گوید "من اگر برخيزم، تو اگر برخيزى همه بر میخیزند".
حمیدمصدق در ۵۹ سالگی درگذشت.
شعر دشت ارغوان که از مجموعه سالهای صبوری گزیده شده است:
«آه چه شام تیرهای، از چه سحر نمیشود»
«دیو سیاه شب چرا جای دگر نمیشود؟»
«سقف سیاه آسمان سوده شده ز اختران.»
«ماه چه، ماه آهنی، این که قمر نمیشود»
«وای ز دشت ارغوان، ریخته خون هر جوان»
«چشم یکی به ماتم اینهمه تر نمیشودا»
«مادر داغدار من، طعنه تهنیت شنو»
«بهر تو طعن و تسلیت، گر چه پسر نمیشود»
«کودک بینوای من، گریه مکن برای من»
«باغ ز گل تهی شده، بلبل زار را بگو:»
«از چه ز بانگ زاغها، گوش تو کر نمیشود»
«ای تو بهار و باغ من، چشم من و چراغ من»
«بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود
🍏🍎🍃
۷ آذر سالروز درگذشت حمید مصدق
یاد و خاطره اش گرامی و جاودانه
( زاده ۹ بهمن ۱۳۱۸ شهرضا -- درگذشته ۷ آذر ۱۳۷۷ تهران) شاعر و حقوقدان
حمید مصدق به همراه خانواده از زادگاهش به اصفهان رفتند و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی در یک مدرسه بودند و با آنان دوستی و آشنایی داشت.
مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانشآموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.
وی پس ار دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا در دورههای بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاههای اصفهان، بیرجند و شهید بهشتی را پی میگرفت.
او در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق اشتغال داشت و از ۱۳۶۰ به تدریس حقوق خصوصی و حقوق تعاون مشغول بود.
وی تا پایان عمر عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدتی نیز سردبیر مجله کانون وکلا بود.
وی با شعر انقلابی چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم معروف شد. او در انتهای شعر می گوید "من اگر برخيزم، تو اگر برخيزى همه بر میخیزند".
حمیدمصدق در ۵۹ سالگی درگذشت.
شعر دشت ارغوان که از مجموعه سالهای صبوری گزیده شده است:
«آه چه شام تیرهای، از چه سحر نمیشود»
«دیو سیاه شب چرا جای دگر نمیشود؟»
«سقف سیاه آسمان سوده شده ز اختران.»
«ماه چه، ماه آهنی، این که قمر نمیشود»
«وای ز دشت ارغوان، ریخته خون هر جوان»
«چشم یکی به ماتم اینهمه تر نمیشودا»
«مادر داغدار من، طعنه تهنیت شنو»
«بهر تو طعن و تسلیت، گر چه پسر نمیشود»
«کودک بینوای من، گریه مکن برای من»
«باغ ز گل تهی شده، بلبل زار را بگو:»
«از چه ز بانگ زاغها، گوش تو کر نمیشود»
«ای تو بهار و باغ من، چشم من و چراغ من»
«بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ
ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺧﯿﺰﺩ؟
✍#حمید_مصدق
دکلمه با صدای شاعر🕊🍃
یاد و خاطره اش سبز و گرامی
🍏🍎🍃
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ
ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺧﯿﺰﺩ؟
✍#حمید_مصدق
دکلمه با صدای شاعر🕊🍃
یاد و خاطره اش سبز و گرامی
🍏🍎🍃
❤1👍1
من و تو
حمید مصدق
🕊
با من اکنون
چه نشستن ها،خاموشي ها
با تواکنون چه فراموشي هاست؛
چه کسی می خواهد؛
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
من اگر ما نشوم تنهايم
تو اگر ما نشوی، خويشتنی
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
با من اکنون
چه نشستن ها،خاموشي ها
با تواکنون چه فراموشي هاست؛
چه کسی می خواهد؛
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
من اگر ما نشوم تنهايم
تو اگر ما نشوی، خويشتنی
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
👍1
●
۷ آذر سالروز درگذشت ژاله اصفهانی
( زاده سال ۱۳۰۰ اصفهان – درگذشته ۷ آذر ۱۳۸۶ لندن ) شاعر، معروف به «شاعرِامید»
"اطل سلطانی" اولین شعرش را در هفت سالگی سرود و در سیزده سالگی نام خویش را به «ژاله» تغییر داد. او در سال ۱۳۲۳ در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. وی نخستین مجموعه شعرش با عنوان «گلهای خود رو» را در دوران دانشجویی در ۲۲ سالگی منتشر کرد.
در ۲۵ سالگی همراه همسرش، «شمسالدین بدیع تبریزی» که عضو حزب توده بود به اتحاد شوروی مهاجرت کرد. سپس در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه دولتی آذربایجان لیسانس و در سال ۱۳۴۰ در مسکو از دانشگاه لامانوسوف مدرک دکترا گرفت و به مدت بیست سال در «آکادمی بینالمللی ادبیات ماکسیم گورکی» به تحقیق پرداخت.
در سال ۱۳۵۹ بعد از انقلاب، در ۶۰ سالگی به ایران بازگشت و مدتی را در زندان اوین گذراند اما مجبور شد به لندن مهاجرت کند.
او دوازده مجموعه شعر منتشر کرد ...
دیگر افتخارات:
ژاله اصفهانی بعد از پروین اعتصامی اولین زنی بود که کتاب شعرش را که شعرهای آن را در دوران دبیرستان سروده بود، به چاپ رساند.
شصت سال پیش در «نخستین کنگره نویسندگان ایران» به ریاست ملکالشعرای بهار و با شرکت فروزانفر و صادق هدایت و بسیاری دیگر، ژاله اصفهانی به عنوان یک زن شاعر یکی از شرکتکنندگان در این کنگره بود.
در ژوئن ۲۰۰۲ در «کنفرانس سالانه بنیاد پژوهشهای زنان» که در کلرادو برگزار شد، ژاله اصفهانی به عنوان «زن برگزیده سال» انتخاب شد.
🍏🍎🍃
۷ آذر سالروز درگذشت ژاله اصفهانی
( زاده سال ۱۳۰۰ اصفهان – درگذشته ۷ آذر ۱۳۸۶ لندن ) شاعر، معروف به «شاعرِامید»
"اطل سلطانی" اولین شعرش را در هفت سالگی سرود و در سیزده سالگی نام خویش را به «ژاله» تغییر داد. او در سال ۱۳۲۳ در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. وی نخستین مجموعه شعرش با عنوان «گلهای خود رو» را در دوران دانشجویی در ۲۲ سالگی منتشر کرد.
در ۲۵ سالگی همراه همسرش، «شمسالدین بدیع تبریزی» که عضو حزب توده بود به اتحاد شوروی مهاجرت کرد. سپس در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه دولتی آذربایجان لیسانس و در سال ۱۳۴۰ در مسکو از دانشگاه لامانوسوف مدرک دکترا گرفت و به مدت بیست سال در «آکادمی بینالمللی ادبیات ماکسیم گورکی» به تحقیق پرداخت.
در سال ۱۳۵۹ بعد از انقلاب، در ۶۰ سالگی به ایران بازگشت و مدتی را در زندان اوین گذراند اما مجبور شد به لندن مهاجرت کند.
او دوازده مجموعه شعر منتشر کرد ...
دیگر افتخارات:
ژاله اصفهانی بعد از پروین اعتصامی اولین زنی بود که کتاب شعرش را که شعرهای آن را در دوران دبیرستان سروده بود، به چاپ رساند.
شصت سال پیش در «نخستین کنگره نویسندگان ایران» به ریاست ملکالشعرای بهار و با شرکت فروزانفر و صادق هدایت و بسیاری دیگر، ژاله اصفهانی به عنوان یک زن شاعر یکی از شرکتکنندگان در این کنگره بود.
در ژوئن ۲۰۰۲ در «کنفرانس سالانه بنیاد پژوهشهای زنان» که در کلرادو برگزار شد، ژاله اصفهانی به عنوان «زن برگزیده سال» انتخاب شد.
🍏🍎🍃
👏2
○
گیاه وحشی کوهم
نه لاله ی گلدان
مرا به بزم
خوشی های خود سرانه مبر
به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم
مرا به خانه مبر زادگاه من کوه است
ز زیر سنگی
یک روز سر زدم بیرون
به زیر سنگی
یک روز میشوم مدفون
سرشت سنگی من
آشیان اندوه است
جدا ز یار و دیار دلم نمی خندد
ز من طراوت و
شادی و رنگ و بوی مخواه
گیاه وحشی کوهم در انتظار بهار
مرا نوازش و گرمی به گریه می آرد
مرا گریه میار ...
✍#ژاله_اصفهانی🕊
یاد و خاطره اش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
گیاه وحشی کوهم
نه لاله ی گلدان
مرا به بزم
خوشی های خود سرانه مبر
به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم
مرا به خانه مبر زادگاه من کوه است
ز زیر سنگی
یک روز سر زدم بیرون
به زیر سنگی
یک روز میشوم مدفون
سرشت سنگی من
آشیان اندوه است
جدا ز یار و دیار دلم نمی خندد
ز من طراوت و
شادی و رنگ و بوی مخواه
گیاه وحشی کوهم در انتظار بهار
مرا نوازش و گرمی به گریه می آرد
مرا گریه میار ...
✍#ژاله_اصفهانی🕊
یاد و خاطره اش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
👍3❤1
○
زندگی؛
صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی؛ نغمه ی
خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم
بسپارند به یاد ...
✍#ژاله_اصفهانی
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
زندگی؛
صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی؛ نغمه ی
خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم
بسپارند به یاد ...
✍#ژاله_اصفهانی
سالروز سفرش گرامی 🕊
🍏🍎🍃
❤4