17مدار صفر درجه,نویسنده احمد محمود,گوینده رضا عمرانی
@behtarinhayesoti
📕✨📕
17 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت/ هفدهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
17 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت/ هفدهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
○
جلو خودم را نگاه کردم
در جمعیت تو را دیدم
میان گندمها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.
در انتهای همه سفرهایم
در عمق همه عذابهایم
در خمِ همه خندهها
سر بر کرده از آب و از آتش،
تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانهام تو را دیدم
در آغوش خود تو را دیدم
در رؤیاهای خود تو را دیدم
دیگر ترکت نخواهم کرد...
✍#پل_الوار
🍏🍎🍃
جلو خودم را نگاه کردم
در جمعیت تو را دیدم
میان گندمها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.
در انتهای همه سفرهایم
در عمق همه عذابهایم
در خمِ همه خندهها
سر بر کرده از آب و از آتش،
تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانهام تو را دیدم
در آغوش خود تو را دیدم
در رؤیاهای خود تو را دیدم
دیگر ترکت نخواهم کرد...
✍#پل_الوار
🍏🍎🍃
❤3
Fekre To
Mohsen Yeganeh
🎼❤️🎼
🎼#فکر تو
🗣# محسن_یگانه
فکر تو تنها کرد منو
از همه دورم کرد
چشامو بستم رو همه
عشق تو کورم کرد
یخ زده بودم، تو خودم
عشق تو آبم کرد
قبل تو آروم بود دلم
عشق خرابم کرد ...
🍏🍎🍃
🎼#فکر تو
🗣# محسن_یگانه
فکر تو تنها کرد منو
از همه دورم کرد
چشامو بستم رو همه
عشق تو کورم کرد
یخ زده بودم، تو خودم
عشق تو آبم کرد
قبل تو آروم بود دلم
عشق خرابم کرد ...
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم قلب زندگی تپنده به عشق و امید و شادی ❤️
❤1
○
" شناختن تاریکیِ خود بهترین روش برای برخورد با تاریکیِ دیگر انسانها است.
انسان نه با تجسم کردن شکلهایی از نور، بلکه با آگاه ساختن تاریکی به روشنشدگی میرسد.
وحشتناکترین چیز، پذیرفتن کامل خود است. دید شما ، فقط وقتی که انسان بتواند در درون خود، قلب خود بنگرد شفاف خواهد شد.
کسی که به بیرون مینگرد ، رویا میبیند ؛ کسی که در درون مینگرد، بیدار معنوی میشود . "
👤#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
" شناختن تاریکیِ خود بهترین روش برای برخورد با تاریکیِ دیگر انسانها است.
انسان نه با تجسم کردن شکلهایی از نور، بلکه با آگاه ساختن تاریکی به روشنشدگی میرسد.
وحشتناکترین چیز، پذیرفتن کامل خود است. دید شما ، فقط وقتی که انسان بتواند در درون خود، قلب خود بنگرد شفاف خواهد شد.
کسی که به بیرون مینگرد ، رویا میبیند ؛ کسی که در درون مینگرد، بیدار معنوی میشود . "
👤#کارل_گوستاو_یونگ
🍏🍎🍃
👍2
○
چون باد صبح رزق من از بوی گل بود
مرغ قفس نیم که بسازم به دانهای
عاشق کسی بود که درین دشت آتشین
پروانهوار خوش نکند آشیانهای
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاند
چون نی نمیزنم نفس بیترانهای
صائب فسردهایم، بیا در میان فکن
از قول مولوی غزل عاشقانهای
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
چون باد صبح رزق من از بوی گل بود
مرغ قفس نیم که بسازم به دانهای
عاشق کسی بود که درین دشت آتشین
پروانهوار خوش نکند آشیانهای
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاند
چون نی نمیزنم نفس بیترانهای
صائب فسردهایم، بیا در میان فکن
از قول مولوی غزل عاشقانهای
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
✅❌
بر قدسیان آسمان من هر شبی یاهو زنم
گر صوفی از لا دم زند، من دم ز الاهو زنم
بازِ هوایی نیستم تا تیهوی جانها برم
عنقایِ قاف قربتم کی بانگ بر تیهو زنم؟
من کوکویی دیوانهام، صد شهر ویران کردهام
بر تاج قیصر قی کنم بر قصر خاقان قو زنم
قاضی چه باشد پیش من؟ مفتی چه داند کیش من؟
چون پشتپای نیستی بر حکم و بر یرغو زنم
خاقان اردودار اگر، از جان نگردد ایل من
صاحبقِران عالمم بر ایل و بر اردو زنم
ای کاروان! ای کاروان! من دزدِ شبرو نیستم
من پهلوان کشورم، من تیغ رویارو زنم
ای باغبان! ای باغبان! در بستهای بر من چرا؟
بگشا دری این باغ را تا سیب و شفتالو زنم
ای نفسِ هندووش برو، تُرکی مکن با من که من
سلطانِ صاحبقوّتم بر تُرک و بر هندو زنم
ای کوهی اندر لو زدی از ترسِ یاغی رخت را
پوشیده بادا رخت من، کی رخت اندر لو زنم؟
گر آسیایِ معرفت بیبار مانَد ساعتی
من بر فرازِ نُهفلک از بهرِ او توتو زنم
نفس است کدبانوی من، من کدخدا و شویِ او
کدبانو ار بد میکند بر رویِ کدبانو زنم
خیز ای «نعیمی» پیش من بنشین به زانوی ادب
من پادشاه کشورم کی پیش تو زانو زنم؟
❇️ ✍# فضلالله نعیمی حروفی استرآبادی✅
بنیانگذار فرقهٔ حروفیه، قرن هشتم.
❌❌❌این شعر به اشتباه به حضرت مولانا نسبت داده اند❌.
(در آلبوم عصار به نام «کوچ عاشقانه» هم اشتباهاً نوشتهاند: مولوی)
🍏🍎🍃
بر قدسیان آسمان من هر شبی یاهو زنم
گر صوفی از لا دم زند، من دم ز الاهو زنم
بازِ هوایی نیستم تا تیهوی جانها برم
عنقایِ قاف قربتم کی بانگ بر تیهو زنم؟
من کوکویی دیوانهام، صد شهر ویران کردهام
بر تاج قیصر قی کنم بر قصر خاقان قو زنم
قاضی چه باشد پیش من؟ مفتی چه داند کیش من؟
چون پشتپای نیستی بر حکم و بر یرغو زنم
خاقان اردودار اگر، از جان نگردد ایل من
صاحبقِران عالمم بر ایل و بر اردو زنم
ای کاروان! ای کاروان! من دزدِ شبرو نیستم
من پهلوان کشورم، من تیغ رویارو زنم
ای باغبان! ای باغبان! در بستهای بر من چرا؟
بگشا دری این باغ را تا سیب و شفتالو زنم
ای نفسِ هندووش برو، تُرکی مکن با من که من
سلطانِ صاحبقوّتم بر تُرک و بر هندو زنم
ای کوهی اندر لو زدی از ترسِ یاغی رخت را
پوشیده بادا رخت من، کی رخت اندر لو زنم؟
گر آسیایِ معرفت بیبار مانَد ساعتی
من بر فرازِ نُهفلک از بهرِ او توتو زنم
نفس است کدبانوی من، من کدخدا و شویِ او
کدبانو ار بد میکند بر رویِ کدبانو زنم
خیز ای «نعیمی» پیش من بنشین به زانوی ادب
من پادشاه کشورم کی پیش تو زانو زنم؟
❇️ ✍# فضلالله نعیمی حروفی استرآبادی✅
بنیانگذار فرقهٔ حروفیه، قرن هشتم.
❌❌❌این شعر به اشتباه به حضرت مولانا نسبت داده اند❌.
(در آلبوم عصار به نام «کوچ عاشقانه» هم اشتباهاً نوشتهاند: مولوی)
🍏🍎🍃