معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


تو را دوست دارم ولی رو نکردم
فقط شعر گفتم ، هياهو نکردم

نگفتم ، که روزی که گفتم ، بگويی :
کف دست خود را که من بو نکردم

ضمير مخاطب برايم تو بودی
به غير تو من ، قصدی از او نکردم

سرم با تو چرخيد هر سو که رفتی
دلم را به غير از تو همسو نکردم

به پيش حسودانِ تو اعتنايی
به ياوه سرايی بدگو نکردم

خودت را خودت را ، تو را دوست دارم !
تو را دوست دارم ولی رو نکردم ...

#قیصر_امین_پور
#ناشناس
🍏🍎🍃
👍1👏1
عبـــادت از ســـر وحشــت واســه عـــاشـــق ، عبــــادت نیست
🎼❤️🎼
🗣#محمد_اصفهانی
🎼#یه تیکه زمین

بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب مارو پیچیدن
یه روزی هرکسی باشن حساباشونو پس میدن

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینِ پرستیدن تجارت نیست.....
🍏🍎🍃
👍1


این مردمی که به این آسانی
سال هاست همان گولها را مرتب میخورند؛
مضحك اینجاست که خودشان را
باهوش ترین مردم دنیا هم میدانند...!


#صادق_هدایت
📕#حاجی_آقا
🍏🍎🍃
1👍1
🌕
نشانی از تو می‌بینم- ویولن
صادق نوجوکی
🎼❤️🎼

و او به شیوهٔ باران
پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت
میان عافیت نور
منتشر میشد
همیشه کودکی باد را
صدا می کرد.
همیشه رشته‌ی صحبت را
به چفت آب گره می‌زد..

#سهراب_سپهری

🍏🍎🍃
👍1

 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓 امروز‌ چهار شنبه 🐇🦩

☀️  ۱ آذرماه   ‌      ۱۴۰۲
🌙  ۸ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲  ۲۲ نوامبر     ۲۰۲۳
..........🍂......🍂.......

آبان ماهی دیگر... در غبار
مه آلوده یِ فصل ها؛
در رثایِ برگ هایِ زرد و باران
خورده یِ خاطراتی خیس؛
شتابان می گریزد ...

با گام هایی خسته و
"خاکسترِ آتشی همچنان ...
داغ و بر دل نشسته"

آذر ماهی زیبا؛ اما در راه است
قدم هایش به گرمایِ عشق و
امید .. و شور و نشاط زندگی...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
1👍1
⌛️
پاییز / مازیار
@katibehchannel

🎼❤️🎼

🎼
#پاییز
🎙
#مازیار

‌پاییز جان!
چه سرد،‌ چه درد‌آلود 
چون من تو نیز تنها ماندستی
ای فصل فصل‌های نگارینم
سرد سکوت خود را بسراییم
پاییز! ای قناری غمگینم!


#مهدی_اخوان‌ثالث
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰

آبانی دیگر در غبارِ مه آلوده یِ
خاطراتی خیس؛ دور می شود

و قدم هایِ آذر ...
بیدار می کند؛ خوابِ آشفته یِ
فصل هایِ رفته را...

پاییز ..‌بهاری هزار رنگ است؛
دوست می دارم اش...
برگ برگِ رها در دست هایِ
بیقرارش را...

مهر ماه اش را...
شکوهِ رنگ رنگِ مهربانش را
و آبان را؛
گونه هایِ سرخ رنگِ
لاله هایِ واژگونش را
کوچه هایِ بیقرارش را ...

و آذر را؛
آهِ سرد و آذرخش و
آتش و خاکسترش را...
......🔥.....🍁🍂.......

🔥قدم های آذر به گرمای عشق
و امید و به شوق و شور و نشاط
زندگی.....🍂🍁

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ma jeunesse fout le camp
Françoise Hardy
🎼❤️🎼


ناگهان تو را به ياد مى آورم
در عصرى پاييزى
و صدايى بسيار دلنشين
كه از دور شنيده ميشود
آرام بخش و ملموس
همان آهنگى كه هر قدر
به طرفش ميروم
نزديكتر شنيده ميشود.

آتيلا_ ايلهان

🍏🍎🍃
2

نخفته ایم
که شب بگذرد ، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس
بال و پر بزند

نخفته ایم که تا صبح شاعرانه ی ما
از ره رسیده و همراه عشق ، در بزند

نسیم ، بوی تو را می برد به همره خود
که با غرور ، به گل های باغ سر بزند

شب از تب تو و من سوخت ، وصل مان آبی
مگر بر آتش تن های شعله ور بزند


تمام روز که دور از توام چه خواهم کرد ؟
هوای بستر و بالینم ار ، به سر بزند ؟

چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوست !
دو دیده ام مژه بر هم ، دمی اگر بزند

بپوش پنجره را ، ای برهنه ! می ترسم
که چشم شور ستاره ، تو را ، نظر بزند

غزل برای لبت عاشقانه تر گفتم
که بوسه بر دهنم عاشقانه تر بزند

#حسين_منزوى
🍏🍎🍃
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰

چه سفر درازی کردم
در اندوه
و چون باز آمدم
روح عریانی دیدم
در انتهای افق
و خود را
در اندوه خود بازشناختم...
...........

"بیژن جلالی"
آبان ماه سال ۱۳۰۶ در تهران
به دنیا آمد.
بیژن جلالی از چهره‌های شناخته شده شعر معاصر ایران بود، شاعری که به‌ویژه پس از مرگ با استقبال نسل جدیدی از مخاطبان ادبی مواجه شد که سادگی بیان و تصاویر او را در شعر می‌پسندیدند، اگرچه شعر جلالی بر مفاهیم عمیق انسانی تأمل می‌کند، خاصه مفهوم مرگ و نیستی که در بسیاری از اشعار او بازتاب یافته است

علاقه به شعر و ادب، فلسفه و عرفان، زندگی در محیط فرهنگی خاندان هدایت، گفت‌وگو با دایی‌اش صادق هدایت و تأثیرپذیری از او و اقامت پنج‌ساله دورهٔ جوانی در فرانسه، پیوندهایی میان جلالی و نوشتن به‌وجود آورد. او گاهی به‌فارسی و گاهی به‌فرانسوی می‌نوشت؛ اما آن‌ها را جدی نمی‌گرفت. اما پس از این‌که به ایران بازگشت و توانست با فراغ بیش‌تری بخواند و بیندیشد و بنویسد، تأمل‌های شاعرانه‌اش نظم گرفت.

زاد روزش گرامی 🎂🌷
🍏🍎🍃
1👍1
👍1
🎂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‍ ○

اگر نامه ای می نویسی به باران
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا از دل کاهدود و غباران .
اگر نامه ای می نویسی به خورشید 
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا ، زین شب سرد و نومید .
اگر نامه ای می نویسی به دریا
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا ،
با
   « اگر » 
        « آه » 
             « آیا » .
به مرغان صحرا ، در آن جست و جوها
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامه ای می نویسی 
سلامی پر از شوق پرواز
از روزن آرزوها

#شفیعی_کدکنی
🍏🍎🍃
1👍1