Rastak.Group-Hele.Mali.Booshehri(DornaMusic.Com)
Rastak.Group (DornaMusic.Com)
🎼❤️🎼
🎵#هله مالی/رستاک
#ترانه#بوشهری
.................
برای تمام کسانی که
دوستشان دارم
کمی دیوانگی
آرزو میکنم
✍#آناتول_فرانس
🍏🍎🍃
🎵#هله مالی/رستاک
#ترانه#بوشهری
.................
برای تمام کسانی که
دوستشان دارم
کمی دیوانگی
آرزو میکنم
✍#آناتول_فرانس
🍏🍎🍃
❤2
○
با آنکه سالهاست
دشت های خشم
آرام می شوند
با مثنوی عشق
با حافظ و غزل و شاخه ی نبات
با پنجه های بتهوون
و بوم و رنگ پیکاسو ،
اما هنوز...
در جهان ما
فریاد کینه جوی لات و بعل
آشفته می کند
رویای سبز شکوفه های زیتون را
و علف های هرز
با خون تازه سیراب می شوند.
به روزگار ما بنگرید
به زخم های تازه ی او
که راوی شمشیرهای کهنه اند،
آن تیغ های بی نیام
فرمانبر اندیشه های فتنه اند
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
با آنکه سالهاست
دشت های خشم
آرام می شوند
با مثنوی عشق
با حافظ و غزل و شاخه ی نبات
با پنجه های بتهوون
و بوم و رنگ پیکاسو ،
اما هنوز...
در جهان ما
فریاد کینه جوی لات و بعل
آشفته می کند
رویای سبز شکوفه های زیتون را
و علف های هرز
با خون تازه سیراب می شوند.
به روزگار ما بنگرید
به زخم های تازه ی او
که راوی شمشیرهای کهنه اند،
آن تیغ های بی نیام
فرمانبر اندیشه های فتنه اند
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
❤1👍1
داریوش و فرامرز اصلانی- ای عشق
🎻 گروه یاد ایام 💯
🎼❤️🎼
🎤فرامرز_اصلانی&داریوش
عشق به شکل پرواز پرندهست
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
"مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست" ...
🍏🍎🍃
🎤فرامرز_اصلانی&داریوش
عشق به شکل پرواز پرندهست
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
"مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست" ...
🍏🍎🍃
📕
روزی همچنان که زرتشت از پل بزرگ میگذشت، عاجزان و گدایان پیرامون اش حلقه زدند و گوژپشتی با او گفت: "هان زرتشت ! مردم نیز از تو چیز می آموزند و به آموزههای ات ایمان می آورند؛ اما هنوز یک کار مانده است تا آنان یک باره به تو ایمان آورند: تو نخست باید ما عاجزان را به خود معتقد کنی! و اینک دست چینی عالی از ما در اختیار تو و فرصتی چند جانبه! تو میتوانی کور را شفا بخشی و زمینگیر را پا دهی؛ و نیز از پشت آن کس که پشتی گران بار دارد، اندکی بار برگیری. این به گمان من، راه درست مومن کردن عاجزان است به زرتشت.
اما زرتشت به سخنگوی چنین پاسخ داد : بر گرفتن گوژ از گوژپشت گرفتنِ جان اوست: مردم چنین می آموزانند! اگر نابینا را چشم دهی، چه بدی هایی بر روی زمین خواهد دید که نفرین خواهد کرد بر کسی که او را شفا بخشیده است و اما آن کس که زمین گیر را پا دهد، بزرگترین زیان را به او رسانده است. زیرا هنوز از جای نجنبیده، بدی هایش با او از جای میجنبند: این است آموزهی مردم دربارهی عاجزان! و اگر مردم از زرتشت چیز میآموزند، چرا زرتشت از مردم نیاموزد؟ باری، از آن زمان که در میان آدمیان به سر میبرم، چیزی نمیشمارم دیدن این را که یکی چشم نداشته باشد و دیگری گوش و سه دیگر پا و دیگرانی باشند زبان خویش باخته یا بینی یا سر خویش. از این بَتَر چیزها دیده ام و می بینم و بسی از آنها چنان نفرت انگیز که از یکایکشان سخن نیارم گفت و دربارهی برخی یکسره خاموش نتوانم ماند: یعنی دربارهی آدمیانی که از همه چیز هیچ ندارند، اما از یک چیز بیش از آنچه باید دارند.
آدمیانی که هیچ نیستند مگر چشمی کَلان یا دهانی کلان یا شکمی کلان یا دیگر چیزی کلان! من اینان را عاجزان باژگونه مینامم.
📕#چنین_گفت_زرتشت
👤#فریدریش_نیچه
🔃 #داریوش_آشوری
🍏🍎🍃
روزی همچنان که زرتشت از پل بزرگ میگذشت، عاجزان و گدایان پیرامون اش حلقه زدند و گوژپشتی با او گفت: "هان زرتشت ! مردم نیز از تو چیز می آموزند و به آموزههای ات ایمان می آورند؛ اما هنوز یک کار مانده است تا آنان یک باره به تو ایمان آورند: تو نخست باید ما عاجزان را به خود معتقد کنی! و اینک دست چینی عالی از ما در اختیار تو و فرصتی چند جانبه! تو میتوانی کور را شفا بخشی و زمینگیر را پا دهی؛ و نیز از پشت آن کس که پشتی گران بار دارد، اندکی بار برگیری. این به گمان من، راه درست مومن کردن عاجزان است به زرتشت.
اما زرتشت به سخنگوی چنین پاسخ داد : بر گرفتن گوژ از گوژپشت گرفتنِ جان اوست: مردم چنین می آموزانند! اگر نابینا را چشم دهی، چه بدی هایی بر روی زمین خواهد دید که نفرین خواهد کرد بر کسی که او را شفا بخشیده است و اما آن کس که زمین گیر را پا دهد، بزرگترین زیان را به او رسانده است. زیرا هنوز از جای نجنبیده، بدی هایش با او از جای میجنبند: این است آموزهی مردم دربارهی عاجزان! و اگر مردم از زرتشت چیز میآموزند، چرا زرتشت از مردم نیاموزد؟ باری، از آن زمان که در میان آدمیان به سر میبرم، چیزی نمیشمارم دیدن این را که یکی چشم نداشته باشد و دیگری گوش و سه دیگر پا و دیگرانی باشند زبان خویش باخته یا بینی یا سر خویش. از این بَتَر چیزها دیده ام و می بینم و بسی از آنها چنان نفرت انگیز که از یکایکشان سخن نیارم گفت و دربارهی برخی یکسره خاموش نتوانم ماند: یعنی دربارهی آدمیانی که از همه چیز هیچ ندارند، اما از یک چیز بیش از آنچه باید دارند.
آدمیانی که هیچ نیستند مگر چشمی کَلان یا دهانی کلان یا شکمی کلان یا دیگر چیزی کلان! من اینان را عاجزان باژگونه مینامم.
📕#چنین_گفت_زرتشت
👤#فریدریش_نیچه
🔃 #داریوش_آشوری
🍏🍎🍃
○
بیشتر مردم به ترسها و حماقتهایشان زنجیر شدهاند و جرات ندارند بیطرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگیشان چیست. بیشتر آدمها همینطور زندگیشان را بیهیچ رضایتی ادامه میدهند بدون این که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه نارضایتیشان از کجاست یا بخواهند تغییری در زندگیشان ایجاد کنند. سر آخر میمیرند در حالی که هیچچیز در قلبشان نیست.
📕# برادران سیسترز
✍#پاتریک دوویت
🍏🍎🍃
بیشتر مردم به ترسها و حماقتهایشان زنجیر شدهاند و جرات ندارند بیطرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگیشان چیست. بیشتر آدمها همینطور زندگیشان را بیهیچ رضایتی ادامه میدهند بدون این که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه نارضایتیشان از کجاست یا بخواهند تغییری در زندگیشان ایجاد کنند. سر آخر میمیرند در حالی که هیچچیز در قلبشان نیست.
📕# برادران سیسترز
✍#پاتریک دوویت
🍏🍎🍃
❤1
🕊
شاید؛
از شاخسار زندگی جدا شدی
اما؛ تا همیشه یِ هستی؛
در رود زمان؛
جاری می مانی...
در تمام لحظه هایی که
تو را؛ در خاطراتم
مرور می کنم
و با عشق بیادت می آورم
سبز می مانی، می شکفی
و باور می کنم که "مرگ"...
تراژدی یِ مضحکی ست که
تماشاگری جز مترسک،
اندوه ندارد
کلاغان مزرعه باور دارند
که زمین؛ در هر بهار سبز
می شود
و دانه های اندوه،
از آنِ مترسک است
تو همچنان؛
در باورِ هستی و در
مزرعه یِ جان من
سبز می مانی ....
مرگ تنها یک فریب تلخ است
پس باور دارم
"از آنجایی که تو هستی
تا اینجایی
که منم، تنها یک یاد
فاصله است..."
با عشق یادم کن؛
در آسمان باورت سبز
می شوم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
"یاد عزیزان سفرکرده سبز "
🍏🍎🍃
شاید؛
از شاخسار زندگی جدا شدی
اما؛ تا همیشه یِ هستی؛
در رود زمان؛
جاری می مانی...
در تمام لحظه هایی که
تو را؛ در خاطراتم
مرور می کنم
و با عشق بیادت می آورم
سبز می مانی، می شکفی
و باور می کنم که "مرگ"...
تراژدی یِ مضحکی ست که
تماشاگری جز مترسک،
اندوه ندارد
کلاغان مزرعه باور دارند
که زمین؛ در هر بهار سبز
می شود
و دانه های اندوه،
از آنِ مترسک است
تو همچنان؛
در باورِ هستی و در
مزرعه یِ جان من
سبز می مانی ....
مرگ تنها یک فریب تلخ است
پس باور دارم
"از آنجایی که تو هستی
تا اینجایی
که منم، تنها یک یاد
فاصله است..."
با عشق یادم کن؛
در آسمان باورت سبز
می شوم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
"یاد عزیزان سفرکرده سبز "
🍏🍎🍃
❤2
New day has come
Celine Dion
🎼❤️🎼
🗣#سلین_دیون
باورم نمیشود فرشتهی عشق مرا لمس کرده باشد
بگذار روحم را سیراب کند و وحشتم را غرق سازد
بگذار دیوارها را فرو ریزد برای خورشید نو...
🍏🍎🍃
🗣#سلین_دیون
باورم نمیشود فرشتهی عشق مرا لمس کرده باشد
بگذار روحم را سیراب کند و وحشتم را غرق سازد
بگذار دیوارها را فرو ریزد برای خورشید نو...
🍏🍎🍃
62Madame Bovary
@morsal_saba📕✨📕
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/62
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/62
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
○
در اینچنین جهانی که دوام هیچچیز ممکن نیست، جایی که همهچیز در گرداب بیامان تغییر و تبدیل گرفتار آمده، جایی که همهچیز با شتاب دیوانهوار در حرکت و گریز است و مغلوب حرکت و پیشرفت، مشکل بتوان احساس خوشحالی و خرسندی کرد. چگونه میتوان در جایی آرام و قرار یافت که به گفتهی افلاطون «شدنِ مداوم و هرگز نابودن» تنها شکل هستی و وجود در آنجا است؟
انسان هیچگاه خشنود نیست! سرتاسرِ زندگی را به دنبال خشنودیِ خیالی میدود، خشنودیای که به ندرت به دست میآید و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خواب خوشحالی است: چون کشتیِ شکستهای که بیدکل به بندرگاه وارد میشود. دست آخر هم تفاوتی نمیکند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت، چون زندگیِ وی چیزی جز یک اکنونِ گذرا نبوده و اکنون پایان یافته.
#آرتور_شوپنهاور
کتاب: در باب عبث بودن وجود
🍏🍎🍃
در اینچنین جهانی که دوام هیچچیز ممکن نیست، جایی که همهچیز در گرداب بیامان تغییر و تبدیل گرفتار آمده، جایی که همهچیز با شتاب دیوانهوار در حرکت و گریز است و مغلوب حرکت و پیشرفت، مشکل بتوان احساس خوشحالی و خرسندی کرد. چگونه میتوان در جایی آرام و قرار یافت که به گفتهی افلاطون «شدنِ مداوم و هرگز نابودن» تنها شکل هستی و وجود در آنجا است؟
انسان هیچگاه خشنود نیست! سرتاسرِ زندگی را به دنبال خشنودیِ خیالی میدود، خشنودیای که به ندرت به دست میآید و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خواب خوشحالی است: چون کشتیِ شکستهای که بیدکل به بندرگاه وارد میشود. دست آخر هم تفاوتی نمیکند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت، چون زندگیِ وی چیزی جز یک اکنونِ گذرا نبوده و اکنون پایان یافته.
#آرتور_شوپنهاور
کتاب: در باب عبث بودن وجود
🍏🍎🍃
Eleni_Anna vissi
@Euterpe_Calliope
🎼❤️🎼
Eleni
Anna Vissi
#ترانهٔ یونانی "النی" یا "هلن" از خوانندهٔ یونانی _قبرسی #آنا_ویسی فوق ستارهی موسیقی یونان
چشمان غمگینات
همچون دو ابر در آسمان
به کدام سو روانهاند
در کجا سیر میکنند
"النی"
به هر کجا که میروی
امیدوارم
همواره شادمان باشی
این ترانه را میفرستم
برای همراهی تو
و هرگز فراموش نکن
که همیشه به من لبخند بزنی
🍏🍎🍃
Eleni
Anna Vissi
#ترانهٔ یونانی "النی" یا "هلن" از خوانندهٔ یونانی _قبرسی #آنا_ویسی فوق ستارهی موسیقی یونان
چشمان غمگینات
همچون دو ابر در آسمان
به کدام سو روانهاند
در کجا سیر میکنند
"النی"
به هر کجا که میروی
امیدوارم
همواره شادمان باشی
این ترانه را میفرستم
برای همراهی تو
و هرگز فراموش نکن
که همیشه به من لبخند بزنی
🍏🍎🍃
❌✅
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچکس باور نداشت!
خوب میدانم که "تنهایی" مرا دق میدهد
عشق هم در چنتهاش چیزی از این بهتر نداشت!
آنقدر میترسم از بیرحمی پاییز که
ترس من را روز پایانی شهریور نداشت!
زندگی ظرف بلوری بود کنج خانهام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!
حال من، حال گل سرخی ست در چنگ مغول
هیچکس حالی شبیه من به جز "قیصر" نداشت!
❌از #قیصر_امین_پور❌❌
✅#مریم آرام ✅✅
🍏🍎🍃
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچکس باور نداشت!
خوب میدانم که "تنهایی" مرا دق میدهد
عشق هم در چنتهاش چیزی از این بهتر نداشت!
آنقدر میترسم از بیرحمی پاییز که
ترس من را روز پایانی شهریور نداشت!
زندگی ظرف بلوری بود کنج خانهام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!
حال من، حال گل سرخی ست در چنگ مغول
هیچکس حالی شبیه من به جز "قیصر" نداشت!
❌از #قیصر_امین_پور❌❌
✅#مریم آرام ✅✅
🍏🍎🍃