○
نمیشود به عقب برگشت
و گذشته را از نو ساخت،
فقط میشود با آن کنار آمد.
📕#در رویای بابل
✍#ریچارد_براتیگان
🍏🍎🍃
نمیشود به عقب برگشت
و گذشته را از نو ساخت،
فقط میشود با آن کنار آمد.
📕#در رویای بابل
✍#ریچارد_براتیگان
🍏🍎🍃
👍1👏1
○
در خانهات
درختی خواهد رویید
و درخت هایی در شهرت
و بسیار درختان در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را
به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید:
در راه که میآمدی سحر را ندیدی؟
✍#سمین_دانشور
📕#سووشون
🍏🍎🍃
در خانهات
درختی خواهد رویید
و درخت هایی در شهرت
و بسیار درختان در سرزمینت
و باد پیغام هر درختی را
به درخت دیگر خواهد رسانید
و درخت ها از باد خواهند پرسید:
در راه که میآمدی سحر را ندیدی؟
✍#سمین_دانشور
📕#سووشون
🍏🍎🍃
❤1👍1
A Time For Us
Harmonica
🎼❤️🎼
#بیکلام
#سازدهنی
بازنوازیِ موسیقیِ زیبا و ماندگار
" زمانی برای ما " با سازدهنی
از آلبوم : ملودی عشق سازدهنی
A For Us
Harmonica Love Melody
#Harmonica
شبتون آرام...
🍏🍎🍃
#بیکلام
#سازدهنی
بازنوازیِ موسیقیِ زیبا و ماندگار
" زمانی برای ما " با سازدهنی
از آلبوم : ملودی عشق سازدهنی
A For Us
Harmonica Love Melody
#Harmonica
شبتون آرام...
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
سلام! به صبح
که خورشید نگاه اش را
در شبنمِ چشم هایِ تو
نقش می زند؛
و دست هایِ من،
در زایشِ زلالِ عشق
. سبز می شوند
تا گونه هایِ خاک؛
زیرِ بارشِ بوسه هایِ یادِ تو
رویشی دوباره؛ آغاز کند
و پاییز،،،
تلنگرِ بارانی می شود
در چشم هایِ خیسِ من!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام! به صبح
که خورشید نگاه اش را
در شبنمِ چشم هایِ تو
نقش می زند؛
و دست هایِ من،
در زایشِ زلالِ عشق
. سبز می شوند
تا گونه هایِ خاک؛
زیرِ بارشِ بوسه هایِ یادِ تو
رویشی دوباره؛ آغاز کند
و پاییز،،،
تلنگرِ بارانی می شود
در چشم هایِ خیسِ من!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنجشنبه 🐇🦩
☀️ ۱۱ آبان ۱۴۰۲
🌙 ۱۶ ربیع الثانی ۱۴۴۵
🌲 ۲ نوامبر ۲۰۲۳
⌛️فصل ها در گذرند ...
لحظه ها را دریاب .....
پایان هفته تان به عشق و
شادی و آرامش 🍂🍃
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنجشنبه 🐇🦩
☀️ ۱۱ آبان ۱۴۰۲
🌙 ۱۶ ربیع الثانی ۱۴۴۵
🌲 ۲ نوامبر ۲۰۲۳
⌛️فصل ها در گذرند ...
لحظه ها را دریاب .....
پایان هفته تان به عشق و
شادی و آرامش 🍂🍃
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
نامه ی نیچه به دوستش پیترگاست:
هر روز بیشتر به این واقعیت پی میبرم که :
زندگی را نمی توان تحمل کرد مگر دیوانگی چاشنی آن باشد !!!
#فردریش_نیچه
🍏🍎🍃
نامه ی نیچه به دوستش پیترگاست:
هر روز بیشتر به این واقعیت پی میبرم که :
زندگی را نمی توان تحمل کرد مگر دیوانگی چاشنی آن باشد !!!
#فردریش_نیچه
🍏🍎🍃
👍3
🐞
الهی .....
مرا ... چشمی آگاه و بینا ده ...
و قلبی بیدار و عاشق؛ تا ببینم آنچه را که باید و روحم را تعالی ببخش؛ تا تو را ...در ذره ذره هایِ این همه عظمت و زیبایی،،،
آنچنان که شایسته ی توست؛ ستایش کنم؛ و ایمان بیاورم به عشق ...
و هستی را.. در مسیری شاد ...
با چشمانِ سبزِ تو؛ بنگرم.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی .....
مرا ... چشمی آگاه و بینا ده ...
و قلبی بیدار و عاشق؛ تا ببینم آنچه را که باید و روحم را تعالی ببخش؛ تا تو را ...در ذره ذره هایِ این همه عظمت و زیبایی،،،
آنچنان که شایسته ی توست؛ ستایش کنم؛ و ایمان بیاورم به عشق ...
و هستی را.. در مسیری شاد ...
با چشمانِ سبزِ تو؛ بنگرم.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1
Rastak.Group-Hele.Mali.Booshehri(DornaMusic.Com)
Rastak.Group (DornaMusic.Com)
🎼❤️🎼
🎵#هله مالی/رستاک
#ترانه#بوشهری
.................
برای تمام کسانی که
دوستشان دارم
کمی دیوانگی
آرزو میکنم
✍#آناتول_فرانس
🍏🍎🍃
🎵#هله مالی/رستاک
#ترانه#بوشهری
.................
برای تمام کسانی که
دوستشان دارم
کمی دیوانگی
آرزو میکنم
✍#آناتول_فرانس
🍏🍎🍃
❤2
○
با آنکه سالهاست
دشت های خشم
آرام می شوند
با مثنوی عشق
با حافظ و غزل و شاخه ی نبات
با پنجه های بتهوون
و بوم و رنگ پیکاسو ،
اما هنوز...
در جهان ما
فریاد کینه جوی لات و بعل
آشفته می کند
رویای سبز شکوفه های زیتون را
و علف های هرز
با خون تازه سیراب می شوند.
به روزگار ما بنگرید
به زخم های تازه ی او
که راوی شمشیرهای کهنه اند،
آن تیغ های بی نیام
فرمانبر اندیشه های فتنه اند
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
با آنکه سالهاست
دشت های خشم
آرام می شوند
با مثنوی عشق
با حافظ و غزل و شاخه ی نبات
با پنجه های بتهوون
و بوم و رنگ پیکاسو ،
اما هنوز...
در جهان ما
فریاد کینه جوی لات و بعل
آشفته می کند
رویای سبز شکوفه های زیتون را
و علف های هرز
با خون تازه سیراب می شوند.
به روزگار ما بنگرید
به زخم های تازه ی او
که راوی شمشیرهای کهنه اند،
آن تیغ های بی نیام
فرمانبر اندیشه های فتنه اند
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
❤1👍1
داریوش و فرامرز اصلانی- ای عشق
🎻 گروه یاد ایام 💯
🎼❤️🎼
🎤فرامرز_اصلانی&داریوش
عشق به شکل پرواز پرندهست
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
"مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست" ...
🍏🍎🍃
🎤فرامرز_اصلانی&داریوش
عشق به شکل پرواز پرندهست
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
"مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست" ...
🍏🍎🍃
📕
روزی همچنان که زرتشت از پل بزرگ میگذشت، عاجزان و گدایان پیرامون اش حلقه زدند و گوژپشتی با او گفت: "هان زرتشت ! مردم نیز از تو چیز می آموزند و به آموزههای ات ایمان می آورند؛ اما هنوز یک کار مانده است تا آنان یک باره به تو ایمان آورند: تو نخست باید ما عاجزان را به خود معتقد کنی! و اینک دست چینی عالی از ما در اختیار تو و فرصتی چند جانبه! تو میتوانی کور را شفا بخشی و زمینگیر را پا دهی؛ و نیز از پشت آن کس که پشتی گران بار دارد، اندکی بار برگیری. این به گمان من، راه درست مومن کردن عاجزان است به زرتشت.
اما زرتشت به سخنگوی چنین پاسخ داد : بر گرفتن گوژ از گوژپشت گرفتنِ جان اوست: مردم چنین می آموزانند! اگر نابینا را چشم دهی، چه بدی هایی بر روی زمین خواهد دید که نفرین خواهد کرد بر کسی که او را شفا بخشیده است و اما آن کس که زمین گیر را پا دهد، بزرگترین زیان را به او رسانده است. زیرا هنوز از جای نجنبیده، بدی هایش با او از جای میجنبند: این است آموزهی مردم دربارهی عاجزان! و اگر مردم از زرتشت چیز میآموزند، چرا زرتشت از مردم نیاموزد؟ باری، از آن زمان که در میان آدمیان به سر میبرم، چیزی نمیشمارم دیدن این را که یکی چشم نداشته باشد و دیگری گوش و سه دیگر پا و دیگرانی باشند زبان خویش باخته یا بینی یا سر خویش. از این بَتَر چیزها دیده ام و می بینم و بسی از آنها چنان نفرت انگیز که از یکایکشان سخن نیارم گفت و دربارهی برخی یکسره خاموش نتوانم ماند: یعنی دربارهی آدمیانی که از همه چیز هیچ ندارند، اما از یک چیز بیش از آنچه باید دارند.
آدمیانی که هیچ نیستند مگر چشمی کَلان یا دهانی کلان یا شکمی کلان یا دیگر چیزی کلان! من اینان را عاجزان باژگونه مینامم.
📕#چنین_گفت_زرتشت
👤#فریدریش_نیچه
🔃 #داریوش_آشوری
🍏🍎🍃
روزی همچنان که زرتشت از پل بزرگ میگذشت، عاجزان و گدایان پیرامون اش حلقه زدند و گوژپشتی با او گفت: "هان زرتشت ! مردم نیز از تو چیز می آموزند و به آموزههای ات ایمان می آورند؛ اما هنوز یک کار مانده است تا آنان یک باره به تو ایمان آورند: تو نخست باید ما عاجزان را به خود معتقد کنی! و اینک دست چینی عالی از ما در اختیار تو و فرصتی چند جانبه! تو میتوانی کور را شفا بخشی و زمینگیر را پا دهی؛ و نیز از پشت آن کس که پشتی گران بار دارد، اندکی بار برگیری. این به گمان من، راه درست مومن کردن عاجزان است به زرتشت.
اما زرتشت به سخنگوی چنین پاسخ داد : بر گرفتن گوژ از گوژپشت گرفتنِ جان اوست: مردم چنین می آموزانند! اگر نابینا را چشم دهی، چه بدی هایی بر روی زمین خواهد دید که نفرین خواهد کرد بر کسی که او را شفا بخشیده است و اما آن کس که زمین گیر را پا دهد، بزرگترین زیان را به او رسانده است. زیرا هنوز از جای نجنبیده، بدی هایش با او از جای میجنبند: این است آموزهی مردم دربارهی عاجزان! و اگر مردم از زرتشت چیز میآموزند، چرا زرتشت از مردم نیاموزد؟ باری، از آن زمان که در میان آدمیان به سر میبرم، چیزی نمیشمارم دیدن این را که یکی چشم نداشته باشد و دیگری گوش و سه دیگر پا و دیگرانی باشند زبان خویش باخته یا بینی یا سر خویش. از این بَتَر چیزها دیده ام و می بینم و بسی از آنها چنان نفرت انگیز که از یکایکشان سخن نیارم گفت و دربارهی برخی یکسره خاموش نتوانم ماند: یعنی دربارهی آدمیانی که از همه چیز هیچ ندارند، اما از یک چیز بیش از آنچه باید دارند.
آدمیانی که هیچ نیستند مگر چشمی کَلان یا دهانی کلان یا شکمی کلان یا دیگر چیزی کلان! من اینان را عاجزان باژگونه مینامم.
📕#چنین_گفت_زرتشت
👤#فریدریش_نیچه
🔃 #داریوش_آشوری
🍏🍎🍃