🟧
محبوبم!
در پاییز اینجا باغها تا صبح، تا طلوعِ آفتاب بازند.
ای عقل مهلت بده این پاییز هم پاییزی کنم، از سال دیگر عاقل خواهم شد.
محبوب من!
فردا صبح زود آفتاب برمیگردد و زندگی شروع میشود. پنجرهها، کوچهها، خیابانها و میدانگاهیها، همه روشن میشود و بر تاریکی نور میپاشند و یادِ تو کوران میکند ..
#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
محبوبم!
در پاییز اینجا باغها تا صبح، تا طلوعِ آفتاب بازند.
ای عقل مهلت بده این پاییز هم پاییزی کنم، از سال دیگر عاقل خواهم شد.
محبوب من!
فردا صبح زود آفتاب برمیگردد و زندگی شروع میشود. پنجرهها، کوچهها، خیابانها و میدانگاهیها، همه روشن میشود و بر تاریکی نور میپاشند و یادِ تو کوران میکند ..
#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
Rafigh
Siavash Ghomayshi
🎼🎻🎼🎺🎼🎸
🗣#سیاوش_قمیشی
🎼#رفیق
من هرگز نمی گویم در هیچ لحظهای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد.
من میگویم: به امید بازگردیم، قبل از اینڪه ناامیدی نابودمان ڪند...
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
🗣#سیاوش_قمیشی
🎼#رفیق
من هرگز نمی گویم در هیچ لحظهای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد.
من میگویم: به امید بازگردیم، قبل از اینڪه ناامیدی نابودمان ڪند...
✍#نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
○
نگاهی به روابطتان بیندازید
و مطمئن شوید سه ساعت از وقتتان را
برای یک فرد سه دقیقهای صرف نمیکنید...!
📕#اثر مرکب
✍#دارن_هاردی
🍏🍎🍃
نگاهی به روابطتان بیندازید
و مطمئن شوید سه ساعت از وقتتان را
برای یک فرد سه دقیقهای صرف نمیکنید...!
📕#اثر مرکب
✍#دارن_هاردی
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش
اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر
هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مىشود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مىکند
خلق و خوى گرگ پیدا مىکند
هرکه از گرگش خورد دائم شکست
گرچه انسان مىنماید، گرگ هست
در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر
اینکه مردم یکدگر را مىدرند
گرگهاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این س
ان دردمند
گرگها فرمان روایى مىکنند
این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند
گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش
اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر
هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مىشود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مىکند
خلق و خوى گرگ پیدا مىکند
هرکه از گرگش خورد دائم شکست
گرچه انسان مىنماید، گرگ هست
در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر
اینکه مردم یکدگر را مىدرند
گرگهاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این س
ان دردمند
گرگها فرمان روایى مىکنند
این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند
گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
26Madame Bovary
📕✨📕
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/بیست و ششم
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/بیست و ششم
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
Where Do I Begin
Patricia Kaas
🎼❤️🎼
🗣#Patricia_Kass
🎼#Where_Do_I_ Begin
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا می میرم.
_و فردا چطور؟
_جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشته ام ...
#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
🗣#Patricia_Kass
🎼#Where_Do_I_ Begin
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا می میرم.
_و فردا چطور؟
_جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشته ام ...
#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
○
تاک هایِ
زخمیِ شهریور؛
مرثیه خوانند
گیسوانِ پریشانِ
قاصدک هایِ
گم شده در باد را؛
و آفتابِ مهر؛
زیر شلاقِ تازیانه یِ
گرد بادِ بی مهرِ پاییزی
چه صبورانه؛
دستانِ سبز
و پرمهرِ بهار را
انتظار می کشد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تاک هایِ
زخمیِ شهریور؛
مرثیه خوانند
گیسوانِ پریشانِ
قاصدک هایِ
گم شده در باد را؛
و آفتابِ مهر؛
زیر شلاقِ تازیانه یِ
گرد بادِ بی مهرِ پاییزی
چه صبورانه؛
دستانِ سبز
و پرمهرِ بهار را
انتظار می کشد!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
○
با ما سر چه داشتی
ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق
به پایان نیامدی
شعر من از زبان تو
خوش صید دل کند
افسوس ای غزال
غزل خوان نیامدی
گفتم به خوان
عشق شدم میزبان ماه
مهمان من چرا
به سر خوان نیامدی
نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی
گیتی متاع چون منش آید
گران به دست
اما تو هم به دست من
ارزان نیامدی
صبرم ندیده ای
که چه زورق شکسته ایست
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی
در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی
✍#استاد_شهریار
🍏🍎🍃
با ما سر چه داشتی
ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق
به پایان نیامدی
شعر من از زبان تو
خوش صید دل کند
افسوس ای غزال
غزل خوان نیامدی
گفتم به خوان
عشق شدم میزبان ماه
مهمان من چرا
به سر خوان نیامدی
نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی
گیتی متاع چون منش آید
گران به دست
اما تو هم به دست من
ارزان نیامدی
صبرم ندیده ای
که چه زورق شکسته ایست
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی
در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی
✍#استاد_شهریار
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
الهی!
پر کن ؛ ساغرِ دل را
از شرابِ کهنه یِ
شهد و شرنگِ عشق
که بی ساقی و بی ساغر
سرابی سرد و بی روح ام ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی!
پر کن ؛ ساغرِ دل را
از شرابِ کهنه یِ
شهد و شرنگِ عشق
که بی ساقی و بی ساغر
سرابی سرد و بی روح ام ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1