معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
11Madame Bovary
📕📕

#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/یازدهم

مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجسته‌ترین آثار او به‌شمار می‌آید.

🍏🍎🍃
📚

وقتی به تو خیانت می‌کنند
انگار بازوهایت را قطع کرده‌اند!
می‌توانی آن‌ها را ببخشی،
اما دیگر نمی‌توانی در آغوشِ شان بگیری...


#لئو_تولستوی
🍏🍎🍃
مەرزیە فەرێقی | هەوری پاییز
@Bartaonana
🎼❤️🎼

🗣#مرضیه_فریقی
🎼#هاوار پاییز (هه وری پاییز)


به امید چهار فصلی بهاری...
به امیدِ شمیمِ خوشِ گیسوان پریشانِ قاصدک ها؛ رها از تاراجِ طوفان و دست های غارتگرِ باد ...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃


آزمون نهایی دین،
دینداری نیست
بلکه عشق است.


👤#هانری_دراموند
🍏🍎🍃


THE dry river-bed finds no thanks for its past.

هیچکس از بستر خشک رود
به خاطر گذشته اش
سپاسگزاری نخواهد کرد!


#رابیندرانات_تاگور
🍏🍎🍃
🌖
تفنگ دسته نقره
ناظری - موسوی
🎼❤️🎼

🗣#شهرام_ناظری
🎼#تفنگ دسته نقره

تفنگ دسته نقره م رو فروختم
میگن اسبت رفیق روز جنگه
مو می گویم ازو بهتر تفنگه

سوار بی تفنگ قدرت نداره
سوار وقتی تفنگ داره سواره

تفنگ دسته نقره م را فروختم
برای وی قبای ترمه دوختم

فرستادم،  برایم پس فرستاد
تفنگ دسته نقره م داد و بیداد
هر که او از هم‌ زبانی شد جدا
بی نوا شد گرچه دارد صد نوا

چونکه گل رفت و  گلستان شد خراب
بوی گل را از که جوییم از گلاب
چونکه گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهی آن ده .. که آن به ...

 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓   امروز شنبه      🐇🍇

☀️   ۱۸  شهریور  ‌      ۱۴۰۲
🌙   ۲۳ صفر             ۱۴۴۵
🎄   ۹   سپتامبر        ۲۰۲۳

هفت روز هفته تان به عشق،
لحظه لحظه هایتان بشادی

🍏🍎🍃
⌛️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


الهی سینه‌ای ده آتش افروز
در آن سینه دلی وان دل همه سوز

هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست
دل افسرده غیر از آب و گل نیست

دلم پر شعله گردان، سینه پردود
زبانم کن به گفتن آتش آلود

کرامت کن درونی درد پرورد
دلی در وی درون درد و برون درد

به سوزی ده کلامم را روایی
کز آن گرمی کند آتش گدایی

دلم را داغ عشقی بر جبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده

سخن کز سوز دل تابی ندارد
چکد گر آب ازو، آبی ندارد

دلی افسرده دارم سخت بی نور
چراغی زو به غایت روشنی دور

بده گرمی دل افسرده‌ام را
فروزان کن چراغ مرده‌ام را

#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃