معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


از صبح‌های دور از تو نگویم،
که مانند است به شب!
که مانند است به اوجِ چله‌ی زمستان!
ابدی جان
هر شب،
غمت در دل است و عشقت در سر
و هر صبح،
عشقت در دل و خاطره‌ات در سر!
طلوع کن  صبحم را،
که عمری‌ست بی خورشید
روزهایم شب میشود
و بی مهتاب،
شب‌هایم روز

#سيدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


ورتر: برایم شعری بخوان که حالم را خوب کند.
شارلوت: در آغوشت می‌گیرم،
این شعری است که دوست دارم
برایت بخوانم ...



📕رنج های ورتر جوان
#یوهان_ولفگانگ_گوته

🍏🍎🍃
1
💞
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


"آفتاب معرفت"
نوری است که از "نار عشق" می روید
از این روست که
تا آدمی عاشق نشود
به معرفت حقیقی دست نمی یابد،
آدمیان را نمی شناسد،
جهان را به درستی نمی بیند
و اسرار آن را درنمی یابد،

زیرا غیر عاشق "خودبین" است
و خودبین چگونه غیر را تواند دید
مگر آنکه "نقش سوداهای خویش" را
در "غیر" بیند.....

#دکتر_الهی_قمشه_ای

🍏🍎🍃
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

اهلی كردن یعنی پیوند بستن. اگر تو مرا اهلی كنی هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت. تو برای من یگانه جهان خواهی شد و من برای تو یگانه جهان خواهم شد.
هیچ چیز كامل نیست.
اگر تو مرا اهلی كنی و با من پیوند ببندی، زندگی ام چنان روشن خواهد شد كه انگار نور آفتاب بر آن تابیده است. صدای پای تو برایم مثل نغمه موسیقی خواهد بود. گندمزارها چیزی به یاد من نمی آورند. ولی تو موهای طلایی داری. پس وقتی اهلی ام كنی و با من پیوند ببندی معجزه می شود! گندم كه طلایی رنگ است یاد تو را برایم زنده می كند و من زمزمه باد را در گندمزارها دوست خواهم داشت.
فقط چیزهایی را كه اهلی كنی و با آنها پیوند ببندی می توانی بشناسی.
آدم بزرگ‌ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. همه چیزها را ساخته و آماده می‌خرند. ولی چون كسی نیست كه دوست بفروشد آدم ها دیگر دوستی ندارند.
زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست.
در صورتی كه اهلی‌ام كنی و با من عهد و پیمان ببندی، اگر در ساعت چهار بعد از ظهر بیایی، من از ساعت سه بعد از ظهر حس می كنم كه خوشبختم. هر چه ساعت پیشتر می‌رود، خوشبختیم بیشتر می‌شود. در ساعت چهار به هیجان می‌آیم و نگران می‌شوم و آن وقت قدر خوشبختی را می فهمم.
فقط با چشم دل می‌توان خوب دید.
اصل چیزها از چشم ِ سر پنهان است.

#📕شازده کوچولو
#آنتوان دوسنت اگزوپری
🍏🍎🍃
👏1
Audio
🎼❤️🎼

My Favorite Dance
Omar Bashir

درست همانجا که تاریک‌ترین نقطه سرنوشت می‌نماید، باید رقصید؛
پنجه‌ در‌ پنجه زندگی...!

#نیکوس_کازانتزاکیس
📙
#زوربای_یونانی

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


دوستت دارم ...
باید در چشمان نگریست،
یا در گوش‌ها گفت؟

جنبش انگشتانت که بر روی هم انباشته شده بود
و مروارید چشمانت
دلیل بود؟

در عصر یک پاییز
در اتوبوس بودیم
دورمان دیوار شیشه‌ی سبز ...

سبزی شیشه‌ها، زرد پاییز را
سبز خرم کرده بود.
از سبزی برگ‌ها بهار به اتوبوس نشست.

بیرون خزان در کار بود.
نمی‌دانستم در بهار درون باید گفت؟
یا در خزان بیرون؟

من و بهار پیاده شدیم
بهار در خیابان محو شد
پاییز در کنارم راه می‌آمد.


🎤#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
1
Yalan
İbrahim Tatlıses
🎶❤️🎶

آهنگ یالان ابراهیم تاتلیس

ابراهیم تاتلیس (به ترکی استانبولی: İbrahim Tatlıses؛ زادهٔ ژانویهٔ ۱۹۵۲) یکی از خوانندگان مشهور ترکیه‌ای پدر او از عرب‌های ترکیه و مادرش از کردهای ترکیه بوده‌است.
تاتلیسس افزون‌بر زبان ترکی، به زبان‌های عربی و کردی نیز تسلط کامل دارد.
مردم در ترکیه نام ایبو را هم برای او استفاده می‌کنند. امپراتور (به ترکی استانبولی: İmparator) لقب متداولی برای اوست.

🍏🍎🍃

●چه خطاهایی باعث می شود حال ما خراب شود؟

● ذهن‌خوانی mind reading
فکر می کنید، بدون شواهد کافی می دانید که دیگران به چه چیزی فکر می کنند. مثل : ”جواب سلامم را نداد، پس حتما از دست من ناراحت است.

● پیش‌گویی furtune telling
پیش بینی می کنید که حوادث آینده، بد از آب در می آیند یا این که خطرات زیادی شما را تهدید می کند. مثل : ”در امتحان شکست می خورم” یا ”کاری گیر من نخواهد آمد”.

●فاجعه‌سازی catastrophizing
معتقدید هر چه اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به شدت افتضاح، ناخوشایند و غیر قابل تحمل است. مثل : ”افتضاح می شود اگر ...”.

●برچسب زدن labling
به خودتان یا دیگران، صفات کلی و منفی نسبت می دهید. مثل : ”من آدم بدبختی هستم” یا من آدم بی ارزشی هستم”.

●نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت discounting positives
مدعی هستید که کار های مثبت خودتان یا دیگران پیش پا افتاده و ناچیز هستند. مثل: ”این کار از عهده همه بر می آید” یا ”این که کار مهمی نیست”.

●فیلتر منفی negative filter
تقریبا همیشه جنبه های منفی را می بینید و به جنبه های مثبت توجه نمی کنید. مثل: ”هیچ کس مرا دوست ندارد”.

● تعمیم افراطی overgeneralizing
بر پایه یک حادثه، الگو های کلی منفی را استنباط می کنید. مثل: ”این اتفاق همیشه برای من اتفاق می افتد” یا ”در همه کار ها شکست می خورم”.

●تفکر دوقطبی dichotomus thinking
به وقایع پیرامون و انسان های اطراف با دید همه یا هیچ نگاه می کنید. مثل : ”همه مرا طرد می کنند” یا همه وقتم تلف شد“.

● باید اندیشی should
به جای این که حوادث را بر پایه چیزی که هستند ارزیابی کنید. بیشتر آن ها بر اساس چیزی که باید باشند، تفسیر می کنید. مثل : ”باید کارم را خوب انجام بدهم” یا ”باید او را  قانع کنم”.

● شخصی‌سازی personalizing
علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید. مثل : ”ازدواجم بهم خورد، چون من مقصر بودم”.

●سرزنش‌گری blaming
دیگران را علت مشکلات و احساسات منفی خود می دانید و از طرفی مسئولیت تغییر رفتارتان را نیز فراموش می کنید. مثل : ”دیگران باعث عصبانیت من می شوند” یا ”دیگران باعث و بانی همه مشکلات من هستند”.

●مقایسه‌های نا عادلانه unfair comparisons
حوادث را طبق معیار های ناعادلانه تفسیر می کنید. خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برترند و به این نتیجه می رسید که آدم حقیری هستید. مثل : ”او خیلی موفق تر از من است” یا ”شاگرد اول کلاس در امتحان خیلی بهتر از من عمل کرد”.

●تاسف‌گرایی regret orientation (کشکول ای کاش)
به جای این که در حال حاضر به کاری فکر کنید که از دستتان بر می آید، بیشتر به این مسئله می اندیشید که ای کاش در گذشته بهتر عمل می کردید. مثل : ”اگر تلاش کرده بودم ، شغل بهتری پیدا می کردم” یا ”ای کاش این حرف را نمی زدم”.

●چی می‌شد اگر what if
دائم از خودتان سوال می کنید چی می شود اگر چنین اتفاقی بیفتد و با هیچ جوابی راضی نمی شوید . مثل : ”حرف شما درست است، اما چی می شود اگر مضطرب شوم؟” یا ”چی می شود اگر نفسم در سینه حبس شود؟”

●استدلال هیجانی emotional reasoning
از احساسات خود برای تفسیر واقعیت استفاده می کنید. مثل : ”چون دلم شور میزند، پس اتفاق ناگواری می افتد."

●تکنیک های شناخت درمانى
رابرت لی هی

      🍏🍎🍃
🙏1
تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
افشین یداللهی
💫❤️💫

#تو_با_قلب_ویرانه_من_چه_کردی
#افشین_یداللّهی
🎤#دکلمه_علی_ایلکا

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حال پروانه ی من چه کردی
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ی من
چه کردی...
🍏🍎🍃
1
🎂

مادام بوواری اثر برجسته، خیره‌کننده و مهم از گوستاو فلوبر است که اولین بار در سال ۱۸۵۶ منتشر شد و در زمان انتشار افراد زیادی را بهت‌زده کرد. مسائل مطرح شده در این رمان در فرانسه آن زمان به هیچ‌وجه عادی نبود. امروزه شخصیت اصلی رمان مادام بوواری یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین چهره‌های دنیای ادبیات است.

گوستاو فلوبر در سال ۱۸۲۱ در خانواده‌ای ثروتمند در فرانسه به دنیا آمد. آغاز کار نویسندگی فلوبر در گرماگرم جنبش رمانتیک و در زمانی بود که او برغم میل خودش درس حقوق می‌خواند اما علاقه فلوبر به ادبیات آنچنان شدید بود که حتی سفرهای درازی که به مشرق، مصر و فلسطین و آسیای صغیر کرد همه در خدمت نویسندگی او بود. مجموعه آثار فلوبر را می‌توان به دو دسته مجزا تقسیم کرد که منعکس‌کننده طبع دوگانه خود او نیز هستند. یعنی، به گفته خودش: »دو آدمی که در درونش همواره با هم کلنجار دارند، یکی آنی که شیفته موسیقی کلام و همه جنبه‌های خناییِ جمله است… و دیگری که می‌کوشد تا آنجا که می‌تواند حقیقت را بشکافد و بکاود، کسی که دلش می‌خواهد خواننده آنچه را که او عرضه می‌دارد به نحوی تقریبا مادی و ملموس حس کند.»
🍏🍎🍃
🙏1
01Madame Bovary
📕📕

#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/ اول

مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجسته‌ترین آثار او به‌شمار می‌آید.

🍏🍎🍃
📚


به ندای زندگی گوش بسپار
همه ی آن چه را که نیاز داری
درباره ی خودت بدانی
نشانت می دهد.


#ریچارد_باخ
🍏🍎🍃
👍1



ز عشقت، بند بندِ این دلِ دیوانه می‌لرزد
خرابم می‌کنی اما خرابی با تو می‌ارزد

#شهرام‌سببی
#هوشنگ‌ابتهاج

🍏🍎🍃
👎1