یالان
ابرو گوندش
🎼❤️🎼
🗣#ابرو_گوندش
🎼#یالان...
دروغه دروغه دروغه؛
اینکه تو را دوست ندارم دروغه
وقتی تو نیستی هیچ چیز کامل نیست
ولی وقتی تو باشی همه چیز،کامله....
🍏🍎🍃
🗣#ابرو_گوندش
🎼#یالان...
دروغه دروغه دروغه؛
اینکه تو را دوست ندارم دروغه
وقتی تو نیستی هیچ چیز کامل نیست
ولی وقتی تو باشی همه چیز،کامله....
🍏🍎🍃
❤1
○
به تو ای دوست سلام
حالت آیا خوبست
روزگارت آبی ست
همه اینجا خوبند
نی لبک میخواند
قاصدک میرقصد
دریا آرام است
باد عاشق شده است
و کسی هست
در این خاک غریب
که به یادت جاری ست
به تو ای دوست
سلامی به بلندای وفایت کنم و
به اندازه پیوند افق های امیدم
از ته دل دعایت کنم و
تندرستی تو آغاز کلامم باشد
آمدم تا که سلامی به تو ای دوست کنم
غم و محنت همه را از دل تو دور کنم...
..........
مهدي اخوان ثالث كه "م.اميد" تخلص مينمود تركيبات تازه در شعر و اشعار زيبا و دلپذير فراواني خلق كرده است.
مهدي اخوان ثالث در چهارم شهریور سال ۱۳۶۹ در سن ۶۲ سالگي در تهران درگذشت و پيكرش در جوار آرامگاه حكيم ابوالقاسم فردوسي در طوس به خاك سپرده شد.
سالگرد سفرش گرامی🕊
نامو یادش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
به تو ای دوست سلام
حالت آیا خوبست
روزگارت آبی ست
همه اینجا خوبند
نی لبک میخواند
قاصدک میرقصد
دریا آرام است
باد عاشق شده است
و کسی هست
در این خاک غریب
که به یادت جاری ست
به تو ای دوست
سلامی به بلندای وفایت کنم و
به اندازه پیوند افق های امیدم
از ته دل دعایت کنم و
تندرستی تو آغاز کلامم باشد
آمدم تا که سلامی به تو ای دوست کنم
غم و محنت همه را از دل تو دور کنم...
..........
مهدي اخوان ثالث كه "م.اميد" تخلص مينمود تركيبات تازه در شعر و اشعار زيبا و دلپذير فراواني خلق كرده است.
مهدي اخوان ثالث در چهارم شهریور سال ۱۳۶۹ در سن ۶۲ سالگي در تهران درگذشت و پيكرش در جوار آرامگاه حكيم ابوالقاسم فردوسي در طوس به خاك سپرده شد.
سالگرد سفرش گرامی🕊
نامو یادش سبز و جاودانه
🍏🍎🍃
🥰2👍1
○
من با هیچ کس بر سر آیین و
باوری که دارد
نجنگیده و نخواهم جنگید!
چرا که
خدای هرکس،
. همان است که
خرد او می گوید!
👤#کوروش_کبیر
🍏🍎🍃
من با هیچ کس بر سر آیین و
باوری که دارد
نجنگیده و نخواهم جنگید!
چرا که
خدای هرکس،
. همان است که
خرد او می گوید!
👤#کوروش_کبیر
🍏🍎🍃
👏3
●●
خاطرهای از #عباس_کیارستمی
دربارهء #مهدی_اخوانثالث
" در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بی تجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه ی سفر داشت .قصد سفر به لندن داشت...به مسوول گمرک گفتم " این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش . خیلی عزیز است." مسوول گمرک از من پرسید : "کی؟ همین آدم ؟ "
گفتم "بله. همین آدم." به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد. از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است." پرسید" کیه ؟" گفتم "شاعر است." سری تکان داد و تظاهر کرد که او را می شناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید "در تلویزیون کار می کند؟" به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام می خواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدی مان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می کردم. اصلا به کسی نمی مانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
چهار ساعت انتظار را نمی شد نشست و دیدنی های " دیوتی فری شاپ" فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم ، شاعر پیر را آسوده دیدم. هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان " سیر بی دست و پا " است. با خودش است. در خودش است. غرق است. آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه " هارودس" را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همه ی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدام شان احتیاجی ندارم. اینجا اخوان مثل اینکه ندیده می دانست به چیزی احتیاج ندارد و بی نیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود. "
خاطره ای از #عباس_کیارستمی
از کتاب باغ بی برگی
یادشان سبز و گرامی
🍏🍎🍃
خاطرهای از #عباس_کیارستمی
دربارهء #مهدی_اخوانثالث
" در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بی تجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه ی سفر داشت .قصد سفر به لندن داشت...به مسوول گمرک گفتم " این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش . خیلی عزیز است." مسوول گمرک از من پرسید : "کی؟ همین آدم ؟ "
گفتم "بله. همین آدم." به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد. از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است." پرسید" کیه ؟" گفتم "شاعر است." سری تکان داد و تظاهر کرد که او را می شناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید "در تلویزیون کار می کند؟" به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام می خواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدی مان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می کردم. اصلا به کسی نمی مانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
چهار ساعت انتظار را نمی شد نشست و دیدنی های " دیوتی فری شاپ" فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم ، شاعر پیر را آسوده دیدم. هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان " سیر بی دست و پا " است. با خودش است. در خودش است. غرق است. آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه " هارودس" را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همه ی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدام شان احتیاجی ندارم. اینجا اخوان مثل اینکه ندیده می دانست به چیزی احتیاج ندارد و بی نیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود. "
خاطره ای از #عباس_کیارستمی
از کتاب باغ بی برگی
یادشان سبز و گرامی
🍏🍎🍃
🙏1
Audio
🎼❤️🎼
🗣#تانجو_اوکان
بر راه بیانتهای انتظار چشم دوختهام
چون تابستان
که بازگشت پرندگان مهاجر را انتظار میکشد..
#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
🗣#تانجو_اوکان
بر راه بیانتهای انتظار چشم دوختهام
چون تابستان
که بازگشت پرندگان مهاجر را انتظار میکشد..
#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
🔥1
✍
مارگریت دوراس با نام کامل مارگریت ژرمن ماری دونادیو، نویسنده و فیلم ساز فرانسوی است. برخی از منتقدان ادبی لقب «بانوی داستاننویسی مدرن» را به او دادهاند. او در طول دوران فعالیت ادبی و هنری خود، بیش از ۱۹ فیلم ساخت و ۶۰ کتاب شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، اقتباس، فیلمنامه نوشت.دوراس در ۴ آوریل ۱۹۱۴ در خانوادهای فرانسوی در هندوچین، مستعمره ی سابق فرانسه و ویتنام فعلی زاده شد. او دو برادر بزرگتر از خود داشت. در سال ۱۹۲۹، مارگریت به منظور تحصیل در دوره ی دبیرستان به سایگون رفت. در همان زمان بود که مارگریت نوجوان عاشق یک چینی ثروتمند شد. او این ماجرا را سال ها بعد در داستان «عاشق» نوشت و توانست برنده ی جایزه ی گنکور شود.دوراس در اکتبر ۱۹۸۸ به کما میرود و پس از ۵ ماه به طور معجزهآسایی جان سالم به در میبرد. او که مسئله ی بیش مصرفی الکل داشت، در نهایت به سرطان مری مبتلا شد. دوراس در روز یکشنبه ۳ مارس سال ۱۹۹۶ در ساعت ۸ صبح در سن ۸۲ سالگی در طبقه ی سوم خانه ی شماره ی ۵ خیابان سنبنوآ پاریس درگذشت.
🍏🍎🍃
مارگریت دوراس با نام کامل مارگریت ژرمن ماری دونادیو، نویسنده و فیلم ساز فرانسوی است. برخی از منتقدان ادبی لقب «بانوی داستاننویسی مدرن» را به او دادهاند. او در طول دوران فعالیت ادبی و هنری خود، بیش از ۱۹ فیلم ساخت و ۶۰ کتاب شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، اقتباس، فیلمنامه نوشت.دوراس در ۴ آوریل ۱۹۱۴ در خانوادهای فرانسوی در هندوچین، مستعمره ی سابق فرانسه و ویتنام فعلی زاده شد. او دو برادر بزرگتر از خود داشت. در سال ۱۹۲۹، مارگریت به منظور تحصیل در دوره ی دبیرستان به سایگون رفت. در همان زمان بود که مارگریت نوجوان عاشق یک چینی ثروتمند شد. او این ماجرا را سال ها بعد در داستان «عاشق» نوشت و توانست برنده ی جایزه ی گنکور شود.دوراس در اکتبر ۱۹۸۸ به کما میرود و پس از ۵ ماه به طور معجزهآسایی جان سالم به در میبرد. او که مسئله ی بیش مصرفی الکل داشت، در نهایت به سرطان مری مبتلا شد. دوراس در روز یکشنبه ۳ مارس سال ۱۹۹۶ در ساعت ۸ صبح در سن ۸۲ سالگی در طبقه ی سوم خانه ی شماره ی ۵ خیابان سنبنوآ پاریس درگذشت.
🍏🍎🍃
Audio
🎼❤️🎼
🗣#دمیس_روسس
صدای باد را گوش بده
که آواز قدیمی و غم انگیزی را می خواند
باد میداند که من امروز از پیش تو میروم
گریه نکن
خدانگهدارت محبوب من، خدانگهدار
و به امید دیدار
تا هر وقت که مرا بخاطر بیاوری
من چندان از تو دور نخواهم بود...
🍏🍎🍃
🗣#دمیس_روسس
صدای باد را گوش بده
که آواز قدیمی و غم انگیزی را می خواند
باد میداند که من امروز از پیش تو میروم
گریه نکن
خدانگهدارت محبوب من، خدانگهدار
و به امید دیدار
تا هر وقت که مرا بخاطر بیاوری
من چندان از تو دور نخواهم بود...
🍏🍎🍃
❤2
○
آه ...
ایران؛ وطن ام:
در جای جایِ تنِ زخمی ات؛
تمشک ها؛
چه گلگون؛روییده اند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آه ...
ایران؛ وطن ام:
در جای جایِ تنِ زخمی ات؛
تمشک ها؛
چه گلگون؛روییده اند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1
Emshab Emshab
Omid Nasri
🎼❤️🎼
🗣#امید_نصری
🎼#امشب امشب
امشب به کوی من سفر کن
تنها برای من خطر کن
چشم تو دنیای من است
این قصه رویای من است
این جهان من زندان است
به شهر عاشقت راهی شو
در اب تنگ من ماهی شو ...
🍏🍎🍃
🗣#امید_نصری
🎼#امشب امشب
امشب به کوی من سفر کن
تنها برای من خطر کن
چشم تو دنیای من است
این قصه رویای من است
این جهان من زندان است
به شهر عاشقت راهی شو
در اب تنگ من ماهی شو ...
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. 🐇🪴
☀️ ۵ شهریور ۱۴۰۲
🌙 ۱۰ صفر ۱۴۴۵
🎄 ۲۷ اوت ۲۰۲۳
قلب زندگی تپنده به عشق،
شادی، امید و آرامشی سبز
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز یکشنبه. 🐇🪴
☀️ ۵ شهریور ۱۴۰۲
🌙 ۱۰ صفر ۱۴۴۵
🎄 ۲۷ اوت ۲۰۲۳
قلب زندگی تپنده به عشق،
شادی، امید و آرامشی سبز
🍏🍎🍃