○
سیّد ابراهیم تقوی شیرازی (۲۶ مهر ۱۳۰۱ – ۳۱ مرداد ۱۴۰۲) مشهور به ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلمساز ایرانی بود. او در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز جشنوارهٔ فیلم کوتاه ونیز شد. این جایزه، اولین جایزهٔ بینالمللی برای یک کارگردان ایرانی بهشمار میرود. او در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
در بریتانیا درگذشت.
سفرش سبز 🕊💚
نام و یادش جاودانه و گرامی
🍏🍎🍃
سیّد ابراهیم تقوی شیرازی (۲۶ مهر ۱۳۰۱ – ۳۱ مرداد ۱۴۰۲) مشهور به ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلمساز ایرانی بود. او در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز جشنوارهٔ فیلم کوتاه ونیز شد. این جایزه، اولین جایزهٔ بینالمللی برای یک کارگردان ایرانی بهشمار میرود. او در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۴۰۲
در بریتانیا درگذشت.
سفرش سبز 🕊💚
نام و یادش جاودانه و گرامی
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
ابراهیم گلستان شخصیتی برجسته در سینما و ادبیات ایران است. او خط فکری خود را ایجاد کرد و بر مسیر ادبیات و سینمای ایران اثر گذاشت و با آثارش آغازگر سبکی نوین شد. او بهواسطه آثار، لحن کلام و زندگی شخصیاش همواره موردتوجه بوده و هرگز فراموش نشده است.
پدرش روزنامهنگار و مؤسس روزنامه گلستان در شیراز بود. گلستان آغازگر نوعی جدید از داستاننویسی در ایران است. او مجموعهداستانهایی مرتبط با هم را خلق میکرد. گرچه این سبک در غرب سابقهای طولانی داشت، آن زمان در ایران کاملا جدید بود. گلستان در داستانهایش از نثر آهنگین استفاده کرده است. همه این ویژگیهای قابلتوجه در آثار گلستان، از او نقشی پررنگ در پیشرفت داستان معاصر فارسی به جا گذاشته است.
ابراهیم گلستان کمتر از ۱۴ سال داشت که زبانهای عربی و فرانسوی را آموخت. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز گذراند و در ۱۹سالگی راهی تهران شد و تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه تهران را شروع کرد. او در ۲۱سالگی با دخترعمویش، فخری گلستان، ازدواج کرد که مترجم، سفالگر و فعال حقوق کودکان بود. حاصل این ازدواج یک دختر بهنام لیلی و یک پسر بهنام کاوه بود. فرزندان گلستان نیز مانند پدر و مادر خود به هنر و ادبیات علاقه نشان دادند. لیلی گلستان مترجم و نقاش شد و کاوه گلستان هم سراغ عکاسی خبری، مستندسازی و فیلمبرداری رفت.
گلستان در سال ۱۳۴۶ موقتا به انگلستان مهاجرت کرد و در سال ۱۳۵۰ به ایران بازگشت، اما در سال ۱۳۵۶ برای همیشه ایران را ترک کرد و دائمی مقیم انگلستان شد. او از دهه ۵۰ بهبعد، بهاندازه گذشته فعال نبود. ابراهیم گلستان صدمین سال زندگی خود را در خانه بزرگ و قدیمیاش در انگلیس میگذراند. سفرش سبز🕊
🍏🍎🍃
ابراهیم گلستان شخصیتی برجسته در سینما و ادبیات ایران است. او خط فکری خود را ایجاد کرد و بر مسیر ادبیات و سینمای ایران اثر گذاشت و با آثارش آغازگر سبکی نوین شد. او بهواسطه آثار، لحن کلام و زندگی شخصیاش همواره موردتوجه بوده و هرگز فراموش نشده است.
پدرش روزنامهنگار و مؤسس روزنامه گلستان در شیراز بود. گلستان آغازگر نوعی جدید از داستاننویسی در ایران است. او مجموعهداستانهایی مرتبط با هم را خلق میکرد. گرچه این سبک در غرب سابقهای طولانی داشت، آن زمان در ایران کاملا جدید بود. گلستان در داستانهایش از نثر آهنگین استفاده کرده است. همه این ویژگیهای قابلتوجه در آثار گلستان، از او نقشی پررنگ در پیشرفت داستان معاصر فارسی به جا گذاشته است.
ابراهیم گلستان کمتر از ۱۴ سال داشت که زبانهای عربی و فرانسوی را آموخت. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز گذراند و در ۱۹سالگی راهی تهران شد و تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه تهران را شروع کرد. او در ۲۱سالگی با دخترعمویش، فخری گلستان، ازدواج کرد که مترجم، سفالگر و فعال حقوق کودکان بود. حاصل این ازدواج یک دختر بهنام لیلی و یک پسر بهنام کاوه بود. فرزندان گلستان نیز مانند پدر و مادر خود به هنر و ادبیات علاقه نشان دادند. لیلی گلستان مترجم و نقاش شد و کاوه گلستان هم سراغ عکاسی خبری، مستندسازی و فیلمبرداری رفت.
گلستان در سال ۱۳۴۶ موقتا به انگلستان مهاجرت کرد و در سال ۱۳۵۰ به ایران بازگشت، اما در سال ۱۳۵۶ برای همیشه ایران را ترک کرد و دائمی مقیم انگلستان شد. او از دهه ۵۰ بهبعد، بهاندازه گذشته فعال نبود. ابراهیم گلستان صدمین سال زندگی خود را در خانه بزرگ و قدیمیاش در انگلیس میگذراند. سفرش سبز🕊
🍏🍎🍃
○
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بیسواد حقيقی است؛ هر چند تمام کتابهای دنيا را خوانده باشد!
#رهایی_از_دانستگی
#کریشنا_مورتی
🍏🍎🍃
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بیسواد حقيقی است؛ هر چند تمام کتابهای دنيا را خوانده باشد!
#رهایی_از_دانستگی
#کریشنا_مورتی
🍏🍎🍃
❌✅
سرزمینی که «پخمِگانش» شاغل باشند ! و «نخبگانش» بیکار ! صادراتش «متفکر» باشد و وارداتش«مخدر» ! «قبرهایش» خریده شوند و «مغزهایش»فروخته ! گورستان تاریخ است نه سرزمین زندگان
❌#حسین_پناهی❌❌
#ناشناس✅✅
🍏🍎🍃
سرزمینی که «پخمِگانش» شاغل باشند ! و «نخبگانش» بیکار ! صادراتش «متفکر» باشد و وارداتش«مخدر» ! «قبرهایش» خریده شوند و «مغزهایش»فروخته ! گورستان تاریخ است نه سرزمین زندگان
❌#حسین_پناهی❌❌
#ناشناس✅✅
🍏🍎🍃
○
دنیا همه را در هم میشکند !
ولی پس از آن خیلیها ،
جای شکستگیشان قویتر میشود ...
📕 وداع با اسلحه
✍🏻 #ارنست_همینگوی
🍏🍎🍃
دنیا همه را در هم میشکند !
ولی پس از آن خیلیها ،
جای شکستگیشان قویتر میشود ...
📕 وداع با اسلحه
✍🏻 #ارنست_همینگوی
🍏🍎🍃
Delam Gerefte
Amin Rostami
🎶❤️🎶
من در تو نگاه میکنم
در تو نفس میکشم
و زندگی
مرا تکرار میکند
بهسان بهار
که آسمان را و علف را.
و پاکی آسمان
در رگ من ادامه مییابد.
دیرگاهیست که دستی بداندیش
دروازهی کوتاه خانهی ما را نکوفته است…
با آنان بگو که با ما
نیاز شنیدنِشان نیست.
با آنان بگو که با تو...
#احمد_شاملو
🍎🍏🍃
من در تو نگاه میکنم
در تو نفس میکشم
و زندگی
مرا تکرار میکند
بهسان بهار
که آسمان را و علف را.
و پاکی آسمان
در رگ من ادامه مییابد.
دیرگاهیست که دستی بداندیش
دروازهی کوتاه خانهی ما را نکوفته است…
با آنان بگو که با ما
نیاز شنیدنِشان نیست.
با آنان بگو که با تو...
#احمد_شاملو
🍎🍏🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
الهی!!
می خوانمت؛
نه از وحشت و بهتِ دوزخ؛
نه از گستره یِ
بال هایِ زخمیِ مرگ
نه در آرزوی بهشت؛
که به شوقِ رسیدن،
که به شوقِ پریدن ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی!!
می خوانمت؛
نه از وحشت و بهتِ دوزخ؛
نه از گستره یِ
بال هایِ زخمیِ مرگ
نه در آرزوی بهشت؛
که به شوقِ رسیدن،
که به شوقِ پریدن ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
در نظربازی ما بی خبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که درین دایره سرگردانند
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست
ماه و خورشید هم این آینه میگردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خِرقه ی پشمین به گرو نستانند
وصل رُخساره خورشید ز خُفّاش مپرس
که درین آینه صاحب نظران حیرانند
لاف عشق و گله از یار؟ زهی لاف دروغ!
عشقبازان چنین، مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
✍#حضرت_حافظ
🗣#استاد_شجریان
🍏🍎🍃
در نظربازی ما بی خبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که درین دایره سرگردانند
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست
ماه و خورشید هم این آینه میگردانند
عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خِرقه ی پشمین به گرو نستانند
وصل رُخساره خورشید ز خُفّاش مپرس
که درین آینه صاحب نظران حیرانند
لاف عشق و گله از یار؟ زهی لاف دروغ!
عشقبازان چنین، مستحق هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
✍#حضرت_حافظ
🗣#استاد_شجریان
🍏🍎🍃
👏1