Gecenin sesi
Burhan Işiyok
🎼❤️🎼
ڪسانے ڪه در روحمان گل میڪارند را
ڪجاے دلمان بگذاریم
ڪه خوب نگهشان داریم؟!
✍#جمال_ثریا
🍏🍎🍃
ڪسانے ڪه در روحمان گل میڪارند را
ڪجاے دلمان بگذاریم
ڪه خوب نگهشان داریم؟!
✍#جمال_ثریا
🍏🍎🍃
○
حاکمانی که نمیدانند شبِ مردمانشان چگونه به صبح میرسد
دیگر چه فرقی میکند که به شراب نشسته باشند یا به نیایش ...!
✍#خاویر_کرمنت
🍏🍎🍃
حاکمانی که نمیدانند شبِ مردمانشان چگونه به صبح میرسد
دیگر چه فرقی میکند که به شراب نشسته باشند یا به نیایش ...!
✍#خاویر_کرمنت
🍏🍎🍃
👍2
○
در خواب های کودکی ام
هر شب طنین سوت قطاری
از ایستگاه می گذرد.
دنباله ی قطار
انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد
انگار
بیش از هزار پنجره دارد
و در تمام پنجره هایش
تنها تویی که دست تکان می دهی...
✍#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
در خواب های کودکی ام
هر شب طنین سوت قطاری
از ایستگاه می گذرد.
دنباله ی قطار
انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد
انگار
بیش از هزار پنجره دارد
و در تمام پنجره هایش
تنها تویی که دست تکان می دهی...
✍#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
❤3
○
سلام !
به رویشِ صبح؛
که طراوتِ یادِ تو سبز می کند
شکوفه هایِ نیلوفریِ آفتاب را
سلام بر عشق!
که دست هایم ؛ می زاید در نور
تا خورشیدِ چشم هایِ تو؛
در آسمانِ قلبم، جاودانه بتابد!!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
سلام !
به رویشِ صبح؛
که طراوتِ یادِ تو سبز می کند
شکوفه هایِ نیلوفریِ آفتاب را
سلام بر عشق!
که دست هایم ؛ می زاید در نور
تا خورشیدِ چشم هایِ تو؛
در آسمانِ قلبم، جاودانه بتابد!!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
°
می دانم؛
رویاهای قشنگ تو؛
روزی ققنوسی خواهد شد
و از خاکسترِ داغِ درون ات
به اوجِ آرزوهایت بال خواهد گشود
و تو؛ در قابِ تصویرِ زمان
لبخند خواهی زد؛
و به میهمانیِ
آب و آیینه و آتش،
دعوت خواهی شد!
و من بر بال هایِ پرندِ خیالت
شعری خواهم سرود
شعری در مدحِ
مردمکِ سبزِ چشمان ات
شعری در رثایِ دست هایّ
گم شده ات در باد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
می دانم؛
رویاهای قشنگ تو؛
روزی ققنوسی خواهد شد
و از خاکسترِ داغِ درون ات
به اوجِ آرزوهایت بال خواهد گشود
و تو؛ در قابِ تصویرِ زمان
لبخند خواهی زد؛
و به میهمانیِ
آب و آیینه و آتش،
دعوت خواهی شد!
و من بر بال هایِ پرندِ خیالت
شعری خواهم سرود
شعری در مدحِ
مردمکِ سبزِ چشمان ات
شعری در رثایِ دست هایّ
گم شده ات در باد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
👍1
○
رودخانه به بینظمی و جوش و خروش آب عادت دارد.
دنبال بهانهای برای خروشیدن میگردد،
سریع زندگی میکند،
سنگی را که انداختهای
به درونش میکشد،
هضمش میکند
و به زودی فراموشش میکند؛
اما برکه؛
برای موج برداشتنی چنین ناگهانی آماده نیست،
یک سنگ کافی است
برای زیر و رو کردنش.
از عمق تکان دادنش.
برکه پس از برخورد با سنگ
دیگر مثل سابق نمیماند،
نمیتواند بماند...!
📕#ملت_عشق
✍#الیف_شافاک
🍏🍎🍃
رودخانه به بینظمی و جوش و خروش آب عادت دارد.
دنبال بهانهای برای خروشیدن میگردد،
سریع زندگی میکند،
سنگی را که انداختهای
به درونش میکشد،
هضمش میکند
و به زودی فراموشش میکند؛
اما برکه؛
برای موج برداشتنی چنین ناگهانی آماده نیست،
یک سنگ کافی است
برای زیر و رو کردنش.
از عمق تکان دادنش.
برکه پس از برخورد با سنگ
دیگر مثل سابق نمیماند،
نمیتواند بماند...!
📕#ملت_عشق
✍#الیف_شافاک
🍏🍎🍃
👍1🙏1
✅❌
زندگی درکِ همین اکنون است !
زندگی شوقِ رسیدن
به همان فرداییست . . .
که نشاید آمد !
تو نه در دیروزی و نه در فردایی ؛
ظرفِ امروز پر از بودن توست ...
از ❌ #سهراب_سپهری❌ نیست
✍#کیوان شاهبداغی✅✅✅
🍏🍎🍃
زندگی درکِ همین اکنون است !
زندگی شوقِ رسیدن
به همان فرداییست . . .
که نشاید آمد !
تو نه در دیروزی و نه در فردایی ؛
ظرفِ امروز پر از بودن توست ...
از ❌ #سهراب_سپهری❌ نیست
✍#کیوان شاهبداغی✅✅✅
🍏🍎🍃
محمود دولت آبادی Mahmoud Dowlatabadi نویسندهی مشهور ایرانی متولد دهم مردادماه سال 1310 است. او در روستای دولت آباد سبزوار به دنیا آمد. او تحصیلات ابتداییاش را در دولتآباد گذراند و بعد از آن به مشهد رفت. دولت آبادی در زمان زندگیاش در مشهد با سینما و نمایش آشنا شد. او برای تکمیل دانش سینماییاش به تهران آمد و در تئاتر پارس مشغول به کار شد. دولت آبادی اولین تجربههای نویسندگیاش را با شرکت در کلاسهای بازیگری آناهیتا تجربه کرد، او در نمایشهای مهمی از برتولت برشت، بهرام بیضایی و اکبر رادی بازیگر بود. دقیقا در همان سالها یعنی حدود دههی چهل شمسی بود که دولت آبادی نوشتن را آغاز کرد. اولین داستان او به نام «ته شب» سال 1341 در مجلهای در تهران منتشر شد. بعد از انتشار اولین داستانش بود که دولت آبادی به نوشتن روی آورد و این کار را به صورت حرفهای دنبال کرد.
رمان دهجلدیِ کلیدر نامآورترین اثر اوست.
داستانِ بیشترِ نوشتههای دولتآبادی در
روستاهای خراسان رخ میدهد
و راوی رنج و محنت روستاییان شرق
ایران است.
"زاد روزش فرخنده و مبارک🎂
🍏🍎🍃
رمان دهجلدیِ کلیدر نامآورترین اثر اوست.
داستانِ بیشترِ نوشتههای دولتآبادی در
روستاهای خراسان رخ میدهد
و راوی رنج و محنت روستاییان شرق
ایران است.
"زاد روزش فرخنده و مبارک🎂
🍏🍎🍃