○
میخواهم یاد من باشی.
اگر تو یاد من باشی،
دیگر عین خیالم نیست
که همه فراموشم کنند.
📕کافکا_در_کرانه
✍🏼 #هاروکی_موراکامی
🍏🍎🍃
میخواهم یاد من باشی.
اگر تو یاد من باشی،
دیگر عین خیالم نیست
که همه فراموشم کنند.
📕کافکا_در_کرانه
✍🏼 #هاروکی_موراکامی
🍏🍎🍃
○
در این مکتب که رمزِ عاشقی
آموخت استادم
منممجنون تر از مجنون و
عاشق تر ز فرهادم
بسان تکدرختی تشنه لب در
دامنِ صحرا
گهی سوزد تن از گرما و
گه بر سر زند بادم
منم آن سرنشینِ قایق موج
دل دریا....
که هر دم می رسد
بر ساحل آرام فریادم
خدا را...رحمتی ای آشنایان
سوختم از غم
که همچون طایر بشکسته پر
در دام صیادم
من از سیل غم عشقِ جمالِ
یار می ترسم
که این بیدادگر، آخر کَند
از بیخ بنیادم
نباشد بیمِ سر بر دار گردیدن
صداقت را
که چون منصور از قید هوای
نفس، نیست میآید آزادم...
#ح_صداقت📕اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
در این مکتب که رمزِ عاشقی
آموخت استادم
منممجنون تر از مجنون و
عاشق تر ز فرهادم
بسان تکدرختی تشنه لب در
دامنِ صحرا
گهی سوزد تن از گرما و
گه بر سر زند بادم
منم آن سرنشینِ قایق موج
دل دریا....
که هر دم می رسد
بر ساحل آرام فریادم
خدا را...رحمتی ای آشنایان
سوختم از غم
که همچون طایر بشکسته پر
در دام صیادم
من از سیل غم عشقِ جمالِ
یار می ترسم
که این بیدادگر، آخر کَند
از بیخ بنیادم
نباشد بیمِ سر بر دار گردیدن
صداقت را
که چون منصور از قید هوای
نفس، نیست میآید آزادم...
#ح_صداقت📕اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
وقتی که از دل سنگ؛
نورِ امید می تراود
و در حافظه ی ذهنِ کوه
بذرها می شکفند
و گل هایِ رنگین، رنگین کمانِ
کوه و دشت می شوند
وقتی در شیارهایی پنهانِ
دیوارهایی بس زمخت و بلند
بوته هایِ گل؛
شیدا می کند؛
چشمِ رهگذران را
وقتی که؛
از چشمِ خیسِ آسمان؛
عشق می بارد
و از دلِ خاکِ باران خورده یِ
نمناک؛ گل های سبزِ زندگی می روید.
چگونه می شود؟ باور نکرد
که در پسِ این همه
سیاهی و غربتِ فهم؛
آفتاب از پس کوه ..
در طلوعِ صبحی روشن،
عاشقانه نتابد ...
چطور می شود؛
بجای امید به سخاوتِ هستی
درهای ناامیدی، یاس و
اندوه را به روی خود گشود
و کاری کرد که نباید ....
حرفی را زد که نشاید ...
و در مسیری قدم گذاشت؛
که برگشتی نخواهد داشت!
همیشه امید شکفتن هست؛
همیشه می شود چشم به
دستانِ پرمهر هستی داشت
و به انتظارِ معجزه ای
که درهای بسته گشوده شود
و از شیار کوه ها و صخره
هایِ صعب و سختِ زندگی؛
گل های رنگین و خوشبو بروید
امید چراع راهِ روزهای تار و
شب های تاریک و ظلمانی ست؛
ایمان بیاوریم به عشق...
ایمان بیاوریم به آفتاب...
ایمان بیاوریم به خدایی که...
این همه اعجاز را آفرید.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
وقتی که از دل سنگ؛
نورِ امید می تراود
و در حافظه ی ذهنِ کوه
بذرها می شکفند
و گل هایِ رنگین، رنگین کمانِ
کوه و دشت می شوند
وقتی در شیارهایی پنهانِ
دیوارهایی بس زمخت و بلند
بوته هایِ گل؛
شیدا می کند؛
چشمِ رهگذران را
وقتی که؛
از چشمِ خیسِ آسمان؛
عشق می بارد
و از دلِ خاکِ باران خورده یِ
نمناک؛ گل های سبزِ زندگی می روید.
چگونه می شود؟ باور نکرد
که در پسِ این همه
سیاهی و غربتِ فهم؛
آفتاب از پس کوه ..
در طلوعِ صبحی روشن،
عاشقانه نتابد ...
چطور می شود؛
بجای امید به سخاوتِ هستی
درهای ناامیدی، یاس و
اندوه را به روی خود گشود
و کاری کرد که نباید ....
حرفی را زد که نشاید ...
و در مسیری قدم گذاشت؛
که برگشتی نخواهد داشت!
همیشه امید شکفتن هست؛
همیشه می شود چشم به
دستانِ پرمهر هستی داشت
و به انتظارِ معجزه ای
که درهای بسته گشوده شود
و از شیار کوه ها و صخره
هایِ صعب و سختِ زندگی؛
گل های رنگین و خوشبو بروید
امید چراع راهِ روزهای تار و
شب های تاریک و ظلمانی ست؛
ایمان بیاوریم به عشق...
ایمان بیاوریم به آفتاب...
ایمان بیاوریم به خدایی که...
این همه اعجاز را آفرید.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👍1
○
آدم باید یا دیگران را همانطورکه هستند بپذیرد، یا همانطورکه هستند، به حال خودشان بگذارد.
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یکسویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
"فرانتس کافکا"
📗نامه به فلیسه
🍏🍎🍃
آدم باید یا دیگران را همانطورکه هستند بپذیرد، یا همانطورکه هستند، به حال خودشان بگذارد.
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یکسویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
"فرانتس کافکا"
📗نامه به فلیسه
🍏🍎🍃
* * * اندیشه های فتنه * * *
با آنکه سالهاست
دشت های خشم
آرام می شوند
با مثنوی عشق
با حافظ و غزل و شاخه ی نبات
با پنجه های بتهوون
و بوم و رنگ پیکاسو ،
اما هنوز...
در جهان ما
فریاد کینه جوی لات و بعل
آشفته می کند
رویای سبز شکوفه های زیتون را
و علف های هرز
با خون تازه سیراب می شوند.
به روزگار ما بنگرید
به زخم های تازه ی او
که راوی شمشیرهای کهنه اند،
آن تیغ های بی نیام
فرمانبر اندیشه های فتنه اند
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
با آنکه سالهاست
دشت های خشم
آرام می شوند
با مثنوی عشق
با حافظ و غزل و شاخه ی نبات
با پنجه های بتهوون
و بوم و رنگ پیکاسو ،
اما هنوز...
در جهان ما
فریاد کینه جوی لات و بعل
آشفته می کند
رویای سبز شکوفه های زیتون را
و علف های هرز
با خون تازه سیراب می شوند.
به روزگار ما بنگرید
به زخم های تازه ی او
که راوی شمشیرهای کهنه اند،
آن تیغ های بی نیام
فرمانبر اندیشه های فتنه اند
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
مشق نام لیلی
داود آزاد
🎼❤️🎼
گفت ای مجنون شیدا ،
چیست این؟
می نویسی نامه، بهر کیست این؟
گفت : مشق نام لیلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست؛
من را کام او
عشق بازی میكنم با نام او...
آواز: 🎙#داود_آزاد
آلبوم: #لیلی_نامه
شعر: # ✍جامی
🍏🍎🍃
گفت ای مجنون شیدا ،
چیست این؟
می نویسی نامه، بهر کیست این؟
گفت : مشق نام لیلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست؛
من را کام او
عشق بازی میكنم با نام او...
آواز: 🎙#داود_آزاد
آلبوم: #لیلی_نامه
شعر: # ✍جامی
🍏🍎🍃
○
این جشن در گرامیداشت تیشتر (ستارهٔ بارانآور در فرهنگ ایرانی و ادیان میترایی و زرتشتی) است و برپایۀ آیین و تَراداد در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام میپذیرد. در برخی از آثار تاریخی عصر اسلامی مناسبت جشن تیرگان به تیراندازی و کمان کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز توسط او نسبت داده شده است .
🍏🍎🍃
این جشن در گرامیداشت تیشتر (ستارهٔ بارانآور در فرهنگ ایرانی و ادیان میترایی و زرتشتی) است و برپایۀ آیین و تَراداد در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام میپذیرد. در برخی از آثار تاریخی عصر اسلامی مناسبت جشن تیرگان به تیراندازی و کمان کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز توسط او نسبت داده شده است .
🍏🍎🍃
داریوش و فرامرز اصلانی- ای عشق
🎻 گروه یاد ایام 💯
🎼❤️🎼
#فرامرز_اصلانی&#داریوش
عشق به شکل پرواز پرندهست
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
"مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست" ...
🍏🍎🍃
#فرامرز_اصلانی&#داریوش
عشق به شکل پرواز پرندهست
عشق خواب یک آهوی رمندهست
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشندهست
من میمیرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندهست
"مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز پرندهست" ...
🍏🍎🍃
○
این تصویر، آخرین عکسی هست که از "چارلی_چاپلین" کمدینِ مشهورِ دنیای سینما گرفته شده است.
عکس مربوط به اکتبرِ سال 1977، سوار بر ویلچر، در کرانه های دریاچه "ژنو" در شهرِ "وِوِه" (Vevey) در غرب سوئیس، در کنارِ سگش و در حالی که "اونا_چاپلین" همسرش او را راه می بَرَد گرفته شده است، او دو ماه بعد در 25 دسامبر 1977 در 88 سالگی، در همین شهر درگذشت.
"اونا_چاپلین" که مادرِ هشت فرزند او از جمله "جرالدین_ چاپلین" هست، در سال 1943 وقتی که 18 سال داشت با سودای بازیگری به هالیوود آمد، در آن جا با "چارلی_ چاپلین" آشنا شد و کمی بعد در همان سال در حالی که "چاپلین" 54 ساله بود و این بار برای بارِ چهارم ازدواج می کرد با او ازدواج کرد و تا زمانِ مرگ در کنارِ او ماند، "چارلی_چاپلین" در سال 1977 و "اونا_چاپلین" در سال 1991 در همین شهر درگذشتند.
#سینما
#چارلی_چاپلین
🍏🍎🍃
این تصویر، آخرین عکسی هست که از "چارلی_چاپلین" کمدینِ مشهورِ دنیای سینما گرفته شده است.
عکس مربوط به اکتبرِ سال 1977، سوار بر ویلچر، در کرانه های دریاچه "ژنو" در شهرِ "وِوِه" (Vevey) در غرب سوئیس، در کنارِ سگش و در حالی که "اونا_چاپلین" همسرش او را راه می بَرَد گرفته شده است، او دو ماه بعد در 25 دسامبر 1977 در 88 سالگی، در همین شهر درگذشت.
"اونا_چاپلین" که مادرِ هشت فرزند او از جمله "جرالدین_ چاپلین" هست، در سال 1943 وقتی که 18 سال داشت با سودای بازیگری به هالیوود آمد، در آن جا با "چارلی_ چاپلین" آشنا شد و کمی بعد در همان سال در حالی که "چاپلین" 54 ساله بود و این بار برای بارِ چهارم ازدواج می کرد با او ازدواج کرد و تا زمانِ مرگ در کنارِ او ماند، "چارلی_چاپلین" در سال 1977 و "اونا_چاپلین" در سال 1991 در همین شهر درگذشتند.
#سینما
#چارلی_چاپلین
🍏🍎🍃
فریاد _ هایده
@baritonmosighi
🎼❤️🎼
🗣# بانو_هایده
🎧#فریاد
🎼#انوشیروان_روحانی
✍#کریم_فکور
اميدم را مگير از من خدايا
دل تنگ مرا مشكن خدايا
من دور از آشيانم سر به آسمانم بي نصيب و خسته
ماندم جدا ز ياران از بلاي طوفان بال من شكسته
ميزنم فرياد هرچه باداباد واي از اين طوفان واي از اين بيداد
آه واي از اين بيداد ...
🍏🍎🍃
🗣# بانو_هایده
🎧#فریاد
🎼#انوشیروان_روحانی
✍#کریم_فکور
اميدم را مگير از من خدايا
دل تنگ مرا مشكن خدايا
من دور از آشيانم سر به آسمانم بي نصيب و خسته
ماندم جدا ز ياران از بلاي طوفان بال من شكسته
ميزنم فرياد هرچه باداباد واي از اين طوفان واي از اين بيداد
آه واي از اين بيداد ...
🍏🍎🍃
👏1
○
چشمِ شب بارید؛
زمین یخ زد و خاک
آبستنِ اندوهِ یک باور
تمامِ فصل را، خوابید
و انگشتانِ خیسِ پنجره
در کوچه یِ بن بست؛
جایِ پایِ خاطراتت را
با دستانِ باران؛ شست!
و من هر روز و شب؛
می نویسم
مشقِ اسمت را؛
برویِ شیشه هایِ ابریِ اندوه!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
چشمِ شب بارید؛
زمین یخ زد و خاک
آبستنِ اندوهِ یک باور
تمامِ فصل را، خوابید
و انگشتانِ خیسِ پنجره
در کوچه یِ بن بست؛
جایِ پایِ خاطراتت را
با دستانِ باران؛ شست!
و من هر روز و شب؛
می نویسم
مشقِ اسمت را؛
برویِ شیشه هایِ ابریِ اندوه!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1