●
دست هایِ شب تکان می داد
گاه وارِ خسته یِ تقدیر را
در خواب؛
و ناگه
خفتگانِ خفته خوابیدند
در ماتم ...
و شمعی بی فروغ لرزید؛
دل تنگِ زمین و آسمان هم،،،
در غم و اندوه لرزیدند
و خوابیدند، چشم هایِ منتظر
در صبحِ بی فردا
و بی رویا... و بی رویا.....
و بی رویا......
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
بیاد عزیزان سفرکرده در
فجایعِ بی هنگامه یِ تلخ و جانکاهِ
گاهوارِ خسته یِ زمین ...
🍏🍎🍃
دست هایِ شب تکان می داد
گاه وارِ خسته یِ تقدیر را
در خواب؛
و ناگه
خفتگانِ خفته خوابیدند
در ماتم ...
و شمعی بی فروغ لرزید؛
دل تنگِ زمین و آسمان هم،،،
در غم و اندوه لرزیدند
و خوابیدند، چشم هایِ منتظر
در صبحِ بی فردا
و بی رویا... و بی رویا.....
و بی رویا......
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
بیاد عزیزان سفرکرده در
فجایعِ بی هنگامه یِ تلخ و جانکاهِ
گاهوارِ خسته یِ زمین ...
🍏🍎🍃
○
من از نسلِ نیاکانِ غریب ام
نسلِ دلتنگی و انتظار؛
نسلِ گم گشتگی، نسلِ تنهایی
نسلِ غربت و اندوه؛
و وامانده
در جادّه ای
گنگ و مه آلوده؛
بر سرِ دو راهیِ کبود؛ که
تابلو اش سِترون ،،،
خوابیده
در بسترِ تاریکِ باد!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
من از نسلِ نیاکانِ غریب ام
نسلِ دلتنگی و انتظار؛
نسلِ گم گشتگی، نسلِ تنهایی
نسلِ غربت و اندوه؛
و وامانده
در جادّه ای
گنگ و مه آلوده؛
بر سرِ دو راهیِ کبود؛ که
تابلو اش سِترون ،،،
خوابیده
در بسترِ تاریکِ باد!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🔥1🙏1
○
برای کسی که
میفهمد
هیچ توضیحی لازم نیست
و
برای کسی که
نمیفهمد
هر توضیحی اضافه است…!
👤#پروفسور_مجید_سمیعی
🍏🍎🍃
برای کسی که
میفهمد
هیچ توضیحی لازم نیست
و
برای کسی که
نمیفهمد
هر توضیحی اضافه است…!
👤#پروفسور_مجید_سمیعی
🍏🍎🍃
○
شب چو در بستم و مست از مینابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی خفت
ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم
✍#فرخی_ یزدی
🍏🍎🍃
شب چو در بستم و مست از مینابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی خفت
ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم
✍#فرخی_ یزدی
🍏🍎🍃
Kalbindeyim
Ilyas Yalcintas
🎼❤️🎼
تمام قرصهای مسکن را
از خندههای تو ساختهاند...
هرگاه تو لبخند بزنی
در جایی...
تمام دردهای من آرام میگیرد
در اینجا...
👤#آتاکان_گولکار
🍏🍎🍃
تمام قرصهای مسکن را
از خندههای تو ساختهاند...
هرگاه تو لبخند بزنی
در جایی...
تمام دردهای من آرام میگیرد
در اینجا...
👤#آتاکان_گولکار
🍏🍎🍃
شب که میشه
ابی
🎼❤️🎼
🗣#آبی
🎼#شب_که_میشه
شب که میشه به عشق تو غزل غزل صدا میشم...
ترانه خون قصه ی تمام عاشقا میشم .....
🍏🍎🍃
🗣#آبی
🎼#شب_که_میشه
شب که میشه به عشق تو غزل غزل صدا میشم...
ترانه خون قصه ی تمام عاشقا میشم .....
🍏🍎🍃
👏1
○
چو نیک درنگری
عشق ما مجازی نیست
حقیقتی
پس هر پردهٔ مجازی هست
میان عاشق و معشوق
کی دویی گنجد
برو برو
که تو پنداری امتیازی هست
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
چو نیک درنگری
عشق ما مجازی نیست
حقیقتی
پس هر پردهٔ مجازی هست
میان عاشق و معشوق
کی دویی گنجد
برو برو
که تو پنداری امتیازی هست
✍#وحشی_بافقی
🍏🍎🍃
❤1