○
دفاع از بشر، فقط جلوگیری از قتل عام جسمانی را معنی نمیدهد. معنی دیگر آن کمک به بشر ماندن و بشر بودن است و گاهی برای بشر بودن، باید مُرد.
✍#اوریانا_فالاچی
📒#زندگی_و_دیگر_هیچ
🍏🍎🍃
دفاع از بشر، فقط جلوگیری از قتل عام جسمانی را معنی نمیدهد. معنی دیگر آن کمک به بشر ماندن و بشر بودن است و گاهی برای بشر بودن، باید مُرد.
✍#اوریانا_فالاچی
📒#زندگی_و_دیگر_هیچ
🍏🍎🍃
👏1
○
دریا را؛
همیشه دوست داشته ام
و خدا را... بیشتر .....
غریوِ غریبِ امواج را هم
گاه به لالایی مادرم می ماند
گاه به صدایِ بی خوابِ زنجره ها
در شب هایِ عبوسِ" تن هایِ تنها"
گاه به شعر می ماند
گاه به حزنی غریب و خاموش
گاه به آوایِ خوشِ
"دوستت دارم"
گاه؛ به فریادی در گلو خفته
دریا را؛
همیشه دوست داشته ام
تورهایِ ماهیگیری را حتا.....
و ماهیگیران
بی خوابِ منتظر را؛
که تا چشمِ افق، بیدارِ بیدارند
به امیدِ بی خوابیِ تورها؛
و خوابِ ماهیانی که تا آخرین
رمق بر ساحل پای می کوبند
تا رویایِ دریا؛ در ذهنِ ماهیانِ
رود سبز بماند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
#دریا را همیشه دوست داشته ام
🍏🍎🍃
دریا را؛
همیشه دوست داشته ام
و خدا را... بیشتر .....
غریوِ غریبِ امواج را هم
گاه به لالایی مادرم می ماند
گاه به صدایِ بی خوابِ زنجره ها
در شب هایِ عبوسِ" تن هایِ تنها"
گاه به شعر می ماند
گاه به حزنی غریب و خاموش
گاه به آوایِ خوشِ
"دوستت دارم"
گاه؛ به فریادی در گلو خفته
دریا را؛
همیشه دوست داشته ام
تورهایِ ماهیگیری را حتا.....
و ماهیگیران
بی خوابِ منتظر را؛
که تا چشمِ افق، بیدارِ بیدارند
به امیدِ بی خوابیِ تورها؛
و خوابِ ماهیانی که تا آخرین
رمق بر ساحل پای می کوبند
تا رویایِ دریا؛ در ذهنِ ماهیانِ
رود سبز بماند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
#دریا را همیشه دوست داشته ام
🍏🍎🍃
❤1
Safar
Soroush
🎼❤️🎼
" سفر "
🎤 #سروش
اگر زمستان بگويد :
بهار در قلب من است،
چه كسى زمستان را باور مى كند؟
در هر نقطه اى عشقى نهفته است...
✍ #جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
" سفر "
🎤 #سروش
اگر زمستان بگويد :
بهار در قلب من است،
چه كسى زمستان را باور مى كند؟
در هر نقطه اى عشقى نهفته است...
✍ #جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
❤1
°
من خدا را در قمقمهی آب یافتهام، در عطر یک گل. در خلوص برخی کتابها و حتی نزد بیدینان. اما تقریبا هیچگاه خدا را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست نیافتهام!
#کریستین_بوبن
نویسندهی معاصر فرانسوی است که کتابخوان های ایرانی با آثارش آشنایی دارند. سبک نوشتاری او لطیف و شاعرانه است؛
و بنمایهی اغلب آثارش
عشق و تنهایی انسان در دنیای امروز است.
🍏🍎🍃
من خدا را در قمقمهی آب یافتهام، در عطر یک گل. در خلوص برخی کتابها و حتی نزد بیدینان. اما تقریبا هیچگاه خدا را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست نیافتهام!
#کریستین_بوبن
نویسندهی معاصر فرانسوی است که کتابخوان های ایرانی با آثارش آشنایی دارند. سبک نوشتاری او لطیف و شاعرانه است؛
و بنمایهی اغلب آثارش
عشق و تنهایی انسان در دنیای امروز است.
🍏🍎🍃
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🪕🪕🪕
صدای پای اسب رو میشنوید؟!
نام این قطعه
«سوار سوار» است از خلیل عالی نژاد:)
🍏🍎🍃
صدای پای اسب رو میشنوید؟!
نام این قطعه
«سوار سوار» است از خلیل عالی نژاد:)
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
روز قسمت بود. خدا همه چیز را قسمت میکرد. خدا گفت: «چیزی از من بخواهید، هر چه که باشد، شما را خواهم داد. سهم تان را از هستی طلب کنید، زیرا خدا بسیار بخشنده است.»
و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت: «خدایا، منت چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ، نه بالی و نه پایی، نه آسمان و نه دریا، تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت به من بده.»
و خدا کمی نور به او داد.
نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت: « آن نوری که با خود دارد بزرگ است. حتی اگر به قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی. »
و رو به دیگران گفت: « کاش می دانستید این کرم کوچک، بهترین را خواست، زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست. »
هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی میتابد. وقتی ستاره ای نیست، چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
#عرفان_نظرآهاري
🍏🍎🍃
روز قسمت بود. خدا همه چیز را قسمت میکرد. خدا گفت: «چیزی از من بخواهید، هر چه که باشد، شما را خواهم داد. سهم تان را از هستی طلب کنید، زیرا خدا بسیار بخشنده است.»
و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت: «خدایا، منت چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ، نه بالی و نه پایی، نه آسمان و نه دریا، تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت به من بده.»
و خدا کمی نور به او داد.
نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت: « آن نوری که با خود دارد بزرگ است. حتی اگر به قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی. »
و رو به دیگران گفت: « کاش می دانستید این کرم کوچک، بهترین را خواست، زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست. »
هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی میتابد. وقتی ستاره ای نیست، چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
#عرفان_نظرآهاري
🍏🍎🍃
❤1👍1