معمای عشق
732 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


همه می پرسند: چیست در زمزمه ی مبهم آب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال؟
چیست در خلوت خاموش کبوترها؟
چیست در کوشش بی حاصل موج؟
چیست در خنده ی جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری؟
نه به ابر، نه به آب، نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من، مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده ی هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل
همه را می شنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم!
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی!
تک و تنها، به تو می اندیشم
همه وقت، همه جا
من، به هر حال که باشم، به تو می اندیشم
تو بدان این را، تنها تو بدان!
تو بیا،،،
تو بمان با من، تنها تو بمان!


👤#فریدون مشیری

یادش سبز و جاودانه 💚

🍏🍎🍃
سلام ... صبح به خیر
اے ڪه دَرد عِشق را
گفتی ؛ مداوایی ندارد ...


آتش‌ است ، آرے .!!
ولی پروانه پروایی ندارد ...



#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
۰

آنچنان مستم زهجرانت نه صبح دانم نه شب



این سر آغازِ جنون است و
سرانجامم مپرس...



👤#راحم تبریزی
🍏🍎🍃
۰

بزرگترین خردمندی آن است که
لذت بردن از حال را
بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم،
زیرا این تنها واقعیت هستی است
و جز این همه بازی فکر و اندیشه است.

#اروین_دیوید_یالوم


🍏🍎🍃
۰
چرا عاطفه ی زمخت
و مردانه ات را نمی بینند
چرا لطف ترسناک صدایت
دلنشین نیست
اما این همه عمیق است ...
چرا یاد نگرفته ای
لطف دلبریت دیدنی باشد
چرا هیچکس نمی فهمد تو هم اشکهایی داری که گدازشی آتشفشانی دارد...
چرا کسی نمیداند
تو هم دلی داری که می سوزد
اشکی داری که ذوب میکند و عشقی داری که دیوانه میکند
چرا کسی نمیفهمد
اندازه ی عشق تو از عشق های شاعرانه خیلی بزرگتر
سنگین تر و گرانتر است...
چرا کسی نمیداند؟
عشق خراشدار و تیغ تیغی تو
از عشقهای ادکلن زده و
زرورق پیچی شده، عیارش
بیشتر است...
چرا عربده های تو...
که پر از غیرت و ترس های عاشقانه است همه را می ترساند
اما همه گرگها را دوست دارند
همان هایی که دست و پایِ
سیاه شان را با آرد سفید میکنند
همان هایی که در گلویشان صدای قناری نصب میکنند
و به کینه های دلشان
عطر فرانسوی میزنند...
عشق تو...
اما بوی گریس و بنزین و سیگار شاید بوی عرق هم میدهد
و کثیف گرد و خاکیست
تمیزش نمیکنی، رنگش نمی کنی
بهش عطر تیروز هم حتی نمیزنی
ولی چه کسی میداند
که این عشق کرکثیف خداست
باید عبادتش کرد
پیغمبر است
باید باورش کرد.....


#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
۰
گاهی میانِ خلوتِ جمع،
یا در انزوای خویش،
موسیقیِ نگاهِ تو را گوش می‌کنم!

وز شوقِ این محال،
که دستم به دستِ توست،
من جای راه رفتن
پرواز می‌کنم ...


👤#فریدون مشیری

سفرش شاد و یادش گرامی 🕊

🍏🍎🍃
Doosti
@FereydoonMoshiri
🍏دکلمه‌ی شعر "دوستی"
با صدای شاعرش، زنده‌یاد #فریدون_مشیری

🍎 بخشی از شعر #دوستی

دل من دير زمانی است كه می‌پندارد:
«دوستی» نيز گلی‌ست؛
مثل نيلوفر و ناز،
ساقه‌ی ترد ظريفی دارد.
بی گمان سنگدل است آنكه روا می‌دارد
جانِ اين ساقه‌ی نازك را - دانسته- بيازارد!

در زمينی كه ضمير من و توست،
از نخستين ديدار،
هر سخن، هر رفتار،
دانه هايیست كه می افشانيم.
برگ و باری است كه می رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش «مهر» است
گر بدان‌گونه كه بايست به بار آيد،
زندگی را به دل‌انگيزترين چهره بيارايد.
آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف،
كه تمنای وجودت همه او باشد و بس.
بی‌نيازت سازد، از همه چيز و همه كس.

زندگی، گرمی دل‌های به هم پيوسته‌ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته‌ست.

در ضميرت اگر اين گل ندميده‌ست هنوز،
عطر جان‌پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزيده است هنوز
دانه ها را بايد از نو كاشت.
آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان
خرج می‌بايد كرد.
رنج می‌بايد برد.
دوست می‌بايد داشت!

👤#فریدون_مشیری

🍏🍎🍃
۰

باز آی

و دل تنگ مرا


مونس جان باش...


👤حضرت‌‌#حافظ
🍏🍎🍃
Paeiz
Hojat Ashrafzadeh
۰

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند...

🎶🎹🎼🎧


🎤حجت اشرف زاده


🍏🍎🍃
.
.

مسافرانِ شهر شب
صدای پای نور کو!؟
فراریان بی نگاه ستاره یِ
عبور کو؟
هزار راه بسته را...
نرفته رفته ایم ما
سوار شب دو اسبه ات
برای راه دور کو؟
چه زود خسته کرده ای شتاب عصر نور را
ترانه دارِ
ایستگاه مرگ بی غرور کو؟
به خواب و زخم شعرها
و عطر گل نمک زدند
برای فهم این شگفت غزل ترین شعور کو؟
اگر دو دست مرگ بر گلویِ
اشک ات ایستاد
تو از سوار شب بپرس
پیاده ی صبور کو؟
هزار سال میشود که فکرها
و عشق ها
اسیر نان ساحرند
غروب سحر کور کو.....!؟

#سیمین
🍏🍎🍃
.
درازترین سفرها بالاخره به سر می‌رسد و پایان شب سیه سپید است. قرار دائم و التماس‌ناپذیر ساعات روز نابکاران را به شب ابدی و شب نیکان را به روز جاودانی نزدیک می‌کند.


📖 #کلبه‌_عمو_تام
✍🏻 #هریت_بیچر_استو

🍏🍎🍃
دردت منه جونوم
🎼❤️🎼


گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی
گفتم؛ منم غریبی از شهر آشنائی!!!


#خواجوی_کرمانی

🍏🍎🍃
شب خوش دوستان جان
۰


زد خنده به خورشيدِ فروزنده فروغی

هر صبح كه وصف رخ رخشان تو كردم


#فروغی_بسطامی
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
@Artistic - Tyrian Dance - Francois Mathian
@Artistic
‍ ‍ ‍ نمی دانم مشاهده کرده ای یا نه که تنفست با احساساتت تغییر می کند .

وقتی عصبانی هستی، طور دیگری نفس می کشی .
وقتی عصبانی می شوی سعی کن مشاهده کنی که چگونه نفس می کشی ، و وقتی عصبانی می شوی سعی کن طور دیگری نفس بکشی .
دیگر نمی توانی عصبانی باشی .
فقط در حالت خاصی می توانی عصبانی باشی ، با ریتم معینی از تنفس .

وقتی عاشقی ، تنفست را مشاهده کن :
ریتم را ، موسیقی را ، هارمونی را .
آن هارمونی را خراب کن تا عشق ناپدید شود .
یا هارمونی را ایجاد کن تا عشق ظاهر شود .
اگر بتوانی ارباب تنفست شوی و این علم عمیقی است
ارباب احساساتت می شوی...

🍏🍎🍃
👍1