°
تو بخند!
من؛ در بهار لبخند تو سبز
می شوم
من عشق را با لبانِ تو می بوسم
تو بمان؛ من در هوایِ تو
نفس می کشم
باز کن؛
پنجره یِ بسته یِ بی تابی را
من؛
در هوایِ خسته یِ دلتنگ
می میرم
تو بخند؛ تو بمان
بگذار
در هوایِ هم .. نفس بکشیم
مگذار؛ چترها
زیرِ بارانِ دلتنگی بگریند
بگذار؛ بخندیم در باد
بگذار شاپرک ها باور کنند
پرواز را...
دوستم داشته باش؛
تا عشق؛ قصّه یِ تلخِ
گندم زار نشود
باز کن؛ پنجره را
من در هوایِ بسته یِ دلتنگ
می میرم!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تو بخند!
من؛ در بهار لبخند تو سبز
می شوم
من عشق را با لبانِ تو می بوسم
تو بمان؛ من در هوایِ تو
نفس می کشم
باز کن؛
پنجره یِ بسته یِ بی تابی را
من؛
در هوایِ خسته یِ دلتنگ
می میرم
تو بخند؛ تو بمان
بگذار
در هوایِ هم .. نفس بکشیم
مگذار؛ چترها
زیرِ بارانِ دلتنگی بگریند
بگذار؛ بخندیم در باد
بگذار شاپرک ها باور کنند
پرواز را...
دوستم داشته باش؛
تا عشق؛ قصّه یِ تلخِ
گندم زار نشود
باز کن؛ پنجره را
من در هوایِ بسته یِ دلتنگ
می میرم!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👏1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
°
#جزیره قشم
🎼گروه لیان
من با غزلی قانعم و با غزلی شاد...
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد...
✍#محمد _علی_بهمنی
🍏🍎🍃
#جزیره قشم
🎼گروه لیان
من با غزلی قانعم و با غزلی شاد...
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد...
✍#محمد _علی_بهمنی
🍏🍎🍃
👏2❤1
°
شب ها به یادت اشک می ریزم
از غصه ات هر لحظه لبریزم
از آبی زیبای چشمان ات
در التهابی حیرت انگیزم
در بازی دیوانه ی ذهنم
هر شب به دستانت میآویزم
از رفتنت تا مرگ رقصیدم
من پیش این اندوه ناچیزم
شهر تخیل رو به ویرانی ست
شاید همین امشب فرو ریزم
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
شب ها به یادت اشک می ریزم
از غصه ات هر لحظه لبریزم
از آبی زیبای چشمان ات
در التهابی حیرت انگیزم
در بازی دیوانه ی ذهنم
هر شب به دستانت میآویزم
از رفتنت تا مرگ رقصیدم
من پیش این اندوه ناچیزم
شهر تخیل رو به ویرانی ست
شاید همین امشب فرو ریزم
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
❤1
●
بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم!
یادم آید
که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و
در آن خلوت دل خواسته گشتیم
یادم آید: تو بمن گفتی:
ازین عشق حذر کن!
با تو گفتم؛
حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پیش تو؟
هرگز نتوانم!!
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم!
یادم آید
که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و
در آن خلوت دل خواسته گشتیم
یادم آید: تو بمن گفتی:
ازین عشق حذر کن!
با تو گفتم؛
حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پیش تو؟
هرگز نتوانم!!
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤1
علیرضاعصار
شعرروزبهبمانی
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_عصار
✍#روزبه_بمانی
با سختیِ بتها چه باید کرد؟
با این تَشَتُتها چه باید کرد؟
گیرم تفاوتها نمایان شد
با بیتفاوت ها چه باید کرد؟
با مردمی که سیل را هر سال
بر گردنِ قسمت میاندازند
دنیایشان را میدهند اما
قبل از دعا یک سد نمیسازند!
ما مردمانی عاشق کوروش
ما قومِ در تاریخ جا مانده
جداً کدام از ما فقط یک بار
یک خط از آن تاریخ را خوانده؟
ما فخرمان فرهنگ دیروز است
انکار هر یک درد تسکین است
باید پذیرفت این حقیقت را
امروز ما فرهنگمان این است
تا زخم را گردن نمیگیریم
این دردهای کهنه پابرجاست
ما بیشتر دنبال توجیهایم
این فرق ما با مردم دنیاست
جداً اگر ما فخر دنیاییم
از مردم دنیا چه باید گفت؟
من میپذیرم سخت بدبینم
تو جای من، از ما چه باید گفت ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_عصار
✍#روزبه_بمانی
با سختیِ بتها چه باید کرد؟
با این تَشَتُتها چه باید کرد؟
گیرم تفاوتها نمایان شد
با بیتفاوت ها چه باید کرد؟
با مردمی که سیل را هر سال
بر گردنِ قسمت میاندازند
دنیایشان را میدهند اما
قبل از دعا یک سد نمیسازند!
ما مردمانی عاشق کوروش
ما قومِ در تاریخ جا مانده
جداً کدام از ما فقط یک بار
یک خط از آن تاریخ را خوانده؟
ما فخرمان فرهنگ دیروز است
انکار هر یک درد تسکین است
باید پذیرفت این حقیقت را
امروز ما فرهنگمان این است
تا زخم را گردن نمیگیریم
این دردهای کهنه پابرجاست
ما بیشتر دنبال توجیهایم
این فرق ما با مردم دنیاست
جداً اگر ما فخر دنیاییم
از مردم دنیا چه باید گفت؟
من میپذیرم سخت بدبینم
تو جای من، از ما چه باید گفت ...
🍏🍎🍃
❤1
○
خواب دیدم؛ ساحلِ عمان
در آغوشِ کویر لوت؛ عریان بود
قله هایِ پر غرورِ برفیِ البرز
بی قرارِ بیشه هایِ سوخته یِ
زاگرس، پریشان بود
خواب دیدم؛
از تنِ خشکیده یِ کارون
خارهایِ کینه می رویید و از
لب هایِ زخم آلودِ ماهی هایِ
بی دریا؛ اشک جاری بود
هوایِ شهر مسموم از ریا و
قصه هایِ تلخِ دوران بود
دستِ چنگیزِ زمان؛
در قفایِ دین و ایمان؛
ریشه ها را؛ تیشه می زد
تیشه بر هر ریشه می زد
آه...
یک شب اما؛ خواب دیدم
تندری زد؛ ابرها بارید
رود جاری شد؛
زمین بیدار شد از خواب؛
و نخلستانِ بی سر؛
باز هم، خندید
و جنگل ها، همه رویید،
و من درخواب دیدم
زمستان رفت؛ بهاران شد
از تنِ سرخِ زمین هم؛
یک گلستان، لاله جوشید
"من و تو؛ ما شدیم"
با عشق خندیدیم
و ققنوسِ وطن؛
بیدار شد، بیدار
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
خواب دیدم؛ ساحلِ عمان
در آغوشِ کویر لوت؛ عریان بود
قله هایِ پر غرورِ برفیِ البرز
بی قرارِ بیشه هایِ سوخته یِ
زاگرس، پریشان بود
خواب دیدم؛
از تنِ خشکیده یِ کارون
خارهایِ کینه می رویید و از
لب هایِ زخم آلودِ ماهی هایِ
بی دریا؛ اشک جاری بود
هوایِ شهر مسموم از ریا و
قصه هایِ تلخِ دوران بود
دستِ چنگیزِ زمان؛
در قفایِ دین و ایمان؛
ریشه ها را؛ تیشه می زد
تیشه بر هر ریشه می زد
آه...
یک شب اما؛ خواب دیدم
تندری زد؛ ابرها بارید
رود جاری شد؛
زمین بیدار شد از خواب؛
و نخلستانِ بی سر؛
باز هم، خندید
و جنگل ها، همه رویید،
و من درخواب دیدم
زمستان رفت؛ بهاران شد
از تنِ سرخِ زمین هم؛
یک گلستان، لاله جوشید
"من و تو؛ ما شدیم"
با عشق خندیدیم
و ققنوسِ وطن؛
بیدار شد، بیدار
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👍1
این که دلتنگ توام
سالار عقیلی
🎶❤️🎶
🗣#سالار_عقیلی
🎼 این که دلتنگ توام
این که دلتنگ توام، اقرار
می خواهد مگر
این که از من دلخوری، انکار
می خواهد مگر......
🍏🍎🍃
🗣#سالار_عقیلی
🎼 این که دلتنگ توام
این که دلتنگ توام، اقرار
می خواهد مگر
این که از من دلخوری، انکار
می خواهد مگر......
🍏🍎🍃
❤1
○
تا به شب ها
رمز آهِ چشم تر آموختم
نغمه آزادی از مرغ سحر آموختم
سوختم در آتش غم
جسم و جانِ خویش را
این ره ،
از پروانه بی بال و پر آموختم
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
تا به شب ها
رمز آهِ چشم تر آموختم
نغمه آزادی از مرغ سحر آموختم
سوختم در آتش غم
جسم و جانِ خویش را
این ره ،
از پروانه بی بال و پر آموختم
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
❤1👍1
۰
خداوندا!
آرامشی عطافرما تابپذیرم
آنچه را که نمیتوانم تغییردهم.
شهامتی که تغییردهم
آنچه را که میتوانم.
ودانشی که تفاوت این دو را بدانم.
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
خداوندا!
آرامشی عطافرما تابپذیرم
آنچه را که نمیتوانم تغییردهم.
شهامتی که تغییردهم
آنچه را که میتوانم.
ودانشی که تفاوت این دو را بدانم.
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
❤2