Jane Mani To
Hojat Ashrafzadeh
🎼❤️🎼
🗣#حجت_اشرف_زاده
🎼#جان_منی_تو ....
مستم نه از آن دست
که میخانه بخواهد
وای از دل دیوانه که دیوانه
بخواهد ....
🍏🍎🍃
🗣#حجت_اشرف_زاده
🎼#جان_منی_تو ....
مستم نه از آن دست
که میخانه بخواهد
وای از دل دیوانه که دیوانه
بخواهد ....
🍏🍎🍃
با من بخوان- علیرضا-قربانی
@PabloNerudaa
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
🎼با من بخوان ...
دوست داشتنت بهانه بود!
من ، تو را
برای نفسکشیدن
میخواستم،
برای زنده ماندن.
✍#علی_سید_صالحی
🍎🍏🍃
🗣#علیرضا_قربانی
🎼با من بخوان ...
دوست داشتنت بهانه بود!
من ، تو را
برای نفسکشیدن
میخواستم،
برای زنده ماندن.
✍#علی_سید_صالحی
🍎🍏🍃
شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت
دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت
شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست
دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت
شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست
دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
محبوب من...!
هنگامی که با شما دردِدل میکنم، خداوند حرفهایم را میشنود.
خداوند دردِدل عاشقها را دوست دارد.
برای همین عاشقها به بهشت میروند.
دنیا به خاطر شما بهار میشود.
درختها برای شما سبز میشوند.
گلها میشکفند، خورشید به خاطر شما طلوع میکند و شب مهتابی دریاها بالا میآیند.
شما با هستی چه میکنید؟
شما هستید، زندگی هم هست.
شاعرها شعر مینویسند و ستارهها بر واژهها میبارند.
#محمد__صالح_علاء
🍏🍎🍃
هنگامی که با شما دردِدل میکنم، خداوند حرفهایم را میشنود.
خداوند دردِدل عاشقها را دوست دارد.
برای همین عاشقها به بهشت میروند.
دنیا به خاطر شما بهار میشود.
درختها برای شما سبز میشوند.
گلها میشکفند، خورشید به خاطر شما طلوع میکند و شب مهتابی دریاها بالا میآیند.
شما با هستی چه میکنید؟
شما هستید، زندگی هم هست.
شاعرها شعر مینویسند و ستارهها بر واژهها میبارند.
#محمد__صالح_علاء
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰
رسید،،، مژده شادی
که امشب یار می آید
به دیر عاشقان خسته جان
دلدار می آید
طبیبِ درد بهر دیدنِ
بیمار می آید
امید بی کسان با لعل شکر بار
می آید
به هر غمدیده و هر بینوا
غمخوار می آید
همینم بس که حق را
محرم اسرار می آید
خدیوِ ملک امکان با نکو
رخسار می آید
فروغ تابناک از ره به شامِ
تار می آید
بیا بشنو ز جبرئیل امین
اوصافِ احمد را
به دامانِ شرف بین روی
زیبایِ محمد را...
👤# ح_صداقت_اشک_قلم
🍏🍎🍃
رسید،،، مژده شادی
که امشب یار می آید
به دیر عاشقان خسته جان
دلدار می آید
طبیبِ درد بهر دیدنِ
بیمار می آید
امید بی کسان با لعل شکر بار
می آید
به هر غمدیده و هر بینوا
غمخوار می آید
همینم بس که حق را
محرم اسرار می آید
خدیوِ ملک امکان با نکو
رخسار می آید
فروغ تابناک از ره به شامِ
تار می آید
بیا بشنو ز جبرئیل امین
اوصافِ احمد را
به دامانِ شرف بین روی
زیبایِ محمد را...
👤# ح_صداقت_اشک_قلم
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با نام و یاد حضرت عشق
🗓 امروز یکشنبه ↯
☀️ ۰۲ آبان ۱۴۰۰
🌙 ۱۷ ربیع الاول ۱۴۴۳
🎄 ۲۴ اکتبر ۲۰۲۱
سرشار باشید، از شور و شعف
زندگی.... 💖🤍💫💫💫🌷
🗓 امروز یکشنبه ↯
☀️ ۰۲ آبان ۱۴۰۰
🌙 ۱۷ ربیع الاول ۱۴۴۳
🎄 ۲۴ اکتبر ۲۰۲۱
سرشار باشید، از شور و شعف
زندگی.... 💖🤍💫💫💫🌷
۰
باید ...
نگاه مخملینت را نگاه کنم تا رازهای نقره ای، زیبایی ات
بر من آشکار شود.
باید امواج خروشان نگاهت
همان نگاهی که
آمیزه ای شکوهمند...
از عصمت و عظمت است را
زانوی بندگی بر زمین زنم
تا اعجازِ عشقت بر زمستان
جانم بتابد.
آه....
سُکر قیرین نگاهت در جنبش نازآلودِ نگاه ات،،، چه ظالمانه
دلبری میکند.
رقص نور و رنگ، در جذبه ی وحشی بازی چشمانت
رنگین کمان را ...
به چاکری واداشته
و دل بیچاره را به بندگی
پرتو طلایی نگاه ات
هر سحر این دیوانه را...
الّاهانه فرمان پرستش میدهد.
می پذیرم... می پرستم ....
#سیمین
🍏🍎🍃
باید ...
نگاه مخملینت را نگاه کنم تا رازهای نقره ای، زیبایی ات
بر من آشکار شود.
باید امواج خروشان نگاهت
همان نگاهی که
آمیزه ای شکوهمند...
از عصمت و عظمت است را
زانوی بندگی بر زمین زنم
تا اعجازِ عشقت بر زمستان
جانم بتابد.
آه....
سُکر قیرین نگاهت در جنبش نازآلودِ نگاه ات،،، چه ظالمانه
دلبری میکند.
رقص نور و رنگ، در جذبه ی وحشی بازی چشمانت
رنگین کمان را ...
به چاکری واداشته
و دل بیچاره را به بندگی
پرتو طلایی نگاه ات
هر سحر این دیوانه را...
الّاهانه فرمان پرستش میدهد.
می پذیرم... می پرستم ....
#سیمین
🍏🍎🍃
۰
روی سنگفرش ایستاد.
سخت کوشید به زنده بودن بیندیشد،
که فراموش کند روزی میمیرد،
ولی نمیتوانست.
به محض آنکه به زنده بودن فکر میکرد،
فکر مردن نیز به ذهنش میآمد و برعکس،
زیرا زمانی که غرق فکر مرگ بود،
به ارزش زندگی پی میبرد.
مرگ و زندگی دوروی یک سکه بودند
که دائم در ذهن میچرخاند
و هرچه یک روی سکه بزرگتر و روشنتر میشد،
روی دیگرهم بزرگتر و روشنتر جلوه مینمود.
فکر کرد، اگر ندانیم که میمیریم،
طعم زنده بودن را نمیتوانیم بچشیم،
و بدون دریافت شگفتی زندگی،
تصور مرگ نیز ناممکن است.....
📚دنیای سوفی
| #یوستین_گردر
🍏🍎🍃
روی سنگفرش ایستاد.
سخت کوشید به زنده بودن بیندیشد،
که فراموش کند روزی میمیرد،
ولی نمیتوانست.
به محض آنکه به زنده بودن فکر میکرد،
فکر مردن نیز به ذهنش میآمد و برعکس،
زیرا زمانی که غرق فکر مرگ بود،
به ارزش زندگی پی میبرد.
مرگ و زندگی دوروی یک سکه بودند
که دائم در ذهن میچرخاند
و هرچه یک روی سکه بزرگتر و روشنتر میشد،
روی دیگرهم بزرگتر و روشنتر جلوه مینمود.
فکر کرد، اگر ندانیم که میمیریم،
طعم زنده بودن را نمیتوانیم بچشیم،
و بدون دریافت شگفتی زندگی،
تصور مرگ نیز ناممکن است.....
📚دنیای سوفی
| #یوستین_گردر
🍏🍎🍃