گلایه
بیژن مرتضوی
🎼❤️🎼
🎼 "گلایه" دلنشین و جاودانه
🎵 اثر متفاوت "بیژن مرتضوی"
بر بال هایِ نرمِ فرشتگان؛
تا شمیم عشق ...
تا اوج سرمستی؛
تا رها شدن،
تا آغوشِ سبزِ خدا؛
پر بگیر .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🎼 "گلایه" دلنشین و جاودانه
🎵 اثر متفاوت "بیژن مرتضوی"
بر بال هایِ نرمِ فرشتگان؛
تا شمیم عشق ...
تا اوج سرمستی؛
تا رها شدن،
تا آغوشِ سبزِ خدا؛
پر بگیر .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
°
با تیک تاکِ قلبِ ثانیه ها
قدم به قدم
از ضرباهنگِ زندگی دور می شویم
و به ایستگاه آخرین این مسیر
سنگلاخِ پر پیچ و خم نزدیک ...
مبادا لحظه ای از یادمان برود
که ما همگی رهگذرانِ این دیارِ
خسته ایم،
مبادا دیر شود
و قصه ای نا خوانده بماند ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با تیک تاکِ قلبِ ثانیه ها
قدم به قدم
از ضرباهنگِ زندگی دور می شویم
و به ایستگاه آخرین این مسیر
سنگلاخِ پر پیچ و خم نزدیک ...
مبادا لحظه ای از یادمان برود
که ما همگی رهگذرانِ این دیارِ
خسته ایم،
مبادا دیر شود
و قصه ای نا خوانده بماند ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1
°
از پشت این پرده
خیابان
جور دیگری است
درها
پنجره ها، درخت ها، دیوارها
و حتی قمری تنبل شهری؛
همه می دانند
من سالهاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است
تو را به اسم آب،
تو را به روح روشن دریا،
به دیدنم بیا،
مقابلم بنشین
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهنسال من بگذرد
من به یک نفر از فهم اعتماد محتاجم
من از اینهمه نگفتن بی تو خستهام
خرابم ، ویرانم ...
واژه برایم بیاور .....
👤#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
از پشت این پرده
خیابان
جور دیگری است
درها
پنجره ها، درخت ها، دیوارها
و حتی قمری تنبل شهری؛
همه می دانند
من سالهاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است
تو را به اسم آب،
تو را به روح روشن دریا،
به دیدنم بیا،
مقابلم بنشین
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهنسال من بگذرد
من به یک نفر از فهم اعتماد محتاجم
من از اینهمه نگفتن بی تو خستهام
خرابم ، ویرانم ...
واژه برایم بیاور .....
👤#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
ما خيلي کوچک هستیم و دوست من گل سرخ
امروز صبح اين را به من ميگفت
سپيده که زد متولد شدم
با شبنم غسل تعميدم دادند
شکفته شدم
سعادتمند و عاشق
در پرتو نور خورشيد
شب که شد بسته شدم
چشم که باز کردم پير شده بودم
🎼#دوست من گل سرخ
🗣#فرانسیس_هاردی
🍏🍎🍃
ما خيلي کوچک هستیم و دوست من گل سرخ
امروز صبح اين را به من ميگفت
سپيده که زد متولد شدم
با شبنم غسل تعميدم دادند
شکفته شدم
سعادتمند و عاشق
در پرتو نور خورشيد
شب که شد بسته شدم
چشم که باز کردم پير شده بودم
🎼#دوست من گل سرخ
🗣#فرانسیس_هاردی
🍏🍎🍃
Dele Ma Rafte Mehmaani
Martik
🎼❤️🎼
✍#مسعود فردمنش
🎼#محمد حیدری
🎧#منوچهر چشم آذر
🗣#خواننده:مارتیک
دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد
کسی اومد که حرف عشقو با ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست
یه عمری راهه و در قدرت ما نیست
🍏🍎🍃
✍#مسعود فردمنش
🎼#محمد حیدری
🎧#منوچهر چشم آذر
🗣#خواننده:مارتیک
دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد
کسی اومد که حرف عشقو با ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست
یه عمری راهه و در قدرت ما نیست
🍏🍎🍃
❤1
○
سیمین دانشور (۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ – ۱۸ اسفند ۱۳۹۰) نویسنده و مترجم ایرانی بود. او نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شدهاست. سووشون از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران بهشمار میرود.
تولد: ۲۸ آوریل ۱۹۲۱، شیراز، ایران
فوت: ۸ مارس ۲۰۱۲، تهران، ایران
همسر: جلال آل احمد (ازدواج ۱۹۵۰–۱۹۶۹)
زاد روزش فرخنده یادش سبز
🍏🍎🍃
سیمین دانشور (۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ – ۱۸ اسفند ۱۳۹۰) نویسنده و مترجم ایرانی بود. او نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفهای در زبان فارسی داستان نوشت. مهمترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شدهاست. سووشون از جمله پرفروشترین آثار ادبیات داستانی در ایران بهشمار میرود.
تولد: ۲۸ آوریل ۱۹۲۱، شیراز، ایران
فوت: ۸ مارس ۲۰۱۲، تهران، ایران
همسر: جلال آل احمد (ازدواج ۱۹۵۰–۱۹۶۹)
زاد روزش فرخنده یادش سبز
🍏🍎🍃
❤1
○
اینکه می گویند:
زن حجاب داشته باشید
تا مرد به گناه نیفتد،
مثل این است که بگویند
خورشید نتابد
تا بستنی هایتان آب نشود!
✍#سیمین_دانشور
زاد روزش فرخنده و یادش گرامی
🍏🍎🍃
اینکه می گویند:
زن حجاب داشته باشید
تا مرد به گناه نیفتد،
مثل این است که بگویند
خورشید نتابد
تا بستنی هایتان آب نشود!
✍#سیمین_دانشور
زاد روزش فرخنده و یادش گرامی
🍏🍎🍃
👏1
○
نیمه گاز زده یِ یک سیب؛
در برزخِ معصیت و گناه یک باور
تا بغض خاکستریِ آسمانِ
ابریِ کبود؛
و طعمِ بوسه ای،
که در ویرانه یِ خاکی
در آغوش باد گم شد
و هبوط به عصر هایِ
" دلتنگِ جمعه"
در ازدحامِ
تردیدِ عشق و جنون؛
و اشک هایی که؛
جایِ پایِ قدم هایِ تو را؛
در بهت و ایهامِ یک آغوش؛
تمامِ کوچه هایِ بن بستِ
شهر را، شست.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
نیمه گاز زده یِ یک سیب؛
در برزخِ معصیت و گناه یک باور
تا بغض خاکستریِ آسمانِ
ابریِ کبود؛
و طعمِ بوسه ای،
که در ویرانه یِ خاکی
در آغوش باد گم شد
و هبوط به عصر هایِ
" دلتنگِ جمعه"
در ازدحامِ
تردیدِ عشق و جنون؛
و اشک هایی که؛
جایِ پایِ قدم هایِ تو را؛
در بهت و ایهامِ یک آغوش؛
تمامِ کوچه هایِ بن بستِ
شهر را، شست.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🔥1