○
تا عشق هست؛
تو در ذره ذره هستی سبز می مانی
یاد و خاطره ات
در قطره قطره هایِ باران
در لطافت و نرمی نسیم
ودر بال زدن پروانه ها
یاد تو؛
عزیز سفر کرده ام ...
در برگ برگِ نوشکفته یِ جوانه ها،
در عطرِ خوشِ رازقی ها؛
هر روز و شب،
نه فقط پنج شنبه ها؛
در تمام لحظه ها، یاد تو جاری ست
هستی ... با من، در من؛
تا با عشق از تو یاد می شود
تا با خاطرات خوش ات؛
هم سفر می شوم
تو هستی، نمرده ای،
"تو در یادی نه در خاکی"،،،
سفرت سبز، یادت خوش ومعطر.....
عزیزان سفرکرده،
سفرتان شادان🕊
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تا عشق هست؛
تو در ذره ذره هستی سبز می مانی
یاد و خاطره ات
در قطره قطره هایِ باران
در لطافت و نرمی نسیم
ودر بال زدن پروانه ها
یاد تو؛
عزیز سفر کرده ام ...
در برگ برگِ نوشکفته یِ جوانه ها،
در عطرِ خوشِ رازقی ها؛
هر روز و شب،
نه فقط پنج شنبه ها؛
در تمام لحظه ها، یاد تو جاری ست
هستی ... با من، در من؛
تا با عشق از تو یاد می شود
تا با خاطرات خوش ات؛
هم سفر می شوم
تو هستی، نمرده ای،
"تو در یادی نه در خاکی"،،،
سفرت سبز، یادت خوش ومعطر.....
عزیزان سفرکرده،
سفرتان شادان🕊
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Why
Omar Faruk Tekbilek
🎼🤍🎼
و جهان را بنگر
جهان را
در رخوتِ معصومانهی خواباش
که از خویش چه بیگانه است!
ماه میگذرد
در انتهای مدارِ سردش.
ما ماندهایم و
روز
نمیآید...
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
و جهان را بنگر
جهان را
در رخوتِ معصومانهی خواباش
که از خویش چه بیگانه است!
ماه میگذرد
در انتهای مدارِ سردش.
ما ماندهایم و
روز
نمیآید...
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
○
روشنائی درخشان لازم نیست . برای اینکه آدم در بیگانگی زندگی نکند فقط یک فتیله کافی است . به شرط اینکه صادقانه بسوزد
✍#ساموئل_بکت
🍏🍎🍃
روشنائی درخشان لازم نیست . برای اینکه آدم در بیگانگی زندگی نکند فقط یک فتیله کافی است . به شرط اینکه صادقانه بسوزد
✍#ساموئل_بکت
🍏🍎🍃
گلدی بابا
جمشید نجفی
🎼❤️🎼
🗣#جمشید_نجفی
🎼#گلدی_بابا
سه، چهارساله بودم. یک شب تابستانی بود. تب کرده بودم و پایین نمیآمد. بابا بغلم کرد و پیاده راه افتاد که من را ببرد درمانگاه. شاید ساعت ۱۰،۱۱ شب بود. شهر تاریک بود و توی آن حالت تب و بیحالی، زیبایی ریسههای رنگی و چراغانی مغازهها و خیابانها به چشمم میآمد. رسیدیم درمانگاه. سرایدار سرِ بزرگ و کچلش را از پنجره بیرون آورد و گفت دکتر نیست. با بابا نیمساعتی همانطور توی خیابانها گشتیم و برایم خواند "نازلی قیزیم، جیران بالام، آچ قاپونی، گلدی بابا". وقتی به خانه رسیدیم، تبم قطع شده بود.
🍏🍎🍃
🗣#جمشید_نجفی
🎼#گلدی_بابا
سه، چهارساله بودم. یک شب تابستانی بود. تب کرده بودم و پایین نمیآمد. بابا بغلم کرد و پیاده راه افتاد که من را ببرد درمانگاه. شاید ساعت ۱۰،۱۱ شب بود. شهر تاریک بود و توی آن حالت تب و بیحالی، زیبایی ریسههای رنگی و چراغانی مغازهها و خیابانها به چشمم میآمد. رسیدیم درمانگاه. سرایدار سرِ بزرگ و کچلش را از پنجره بیرون آورد و گفت دکتر نیست. با بابا نیمساعتی همانطور توی خیابانها گشتیم و برایم خواند "نازلی قیزیم، جیران بالام، آچ قاپونی، گلدی بابا". وقتی به خانه رسیدیم، تبم قطع شده بود.
🍏🍎🍃
👍2❤1
ماه در میزند (سروش رضایی)
@matalebzib
🎼❤️🎼
🎼#ماه در میزند
🗣#سروش_رضایی
▪️ تو نماندی و دگر حوصلهای نیست مرا
◾️تا تباهی و جنون؛
فاصلهای نیست مرا
◾️◾️در پی روی تو؛
ای عشق!
◾️بروم من به کجا ....
وقتی که ماه در میزنه
◾️این دل من پر میزنه
◾️برای دیدار تو عشق
به خاطرات سر میزنه...
🍏🍎🍃
🎼#ماه در میزند
🗣#سروش_رضایی
▪️ تو نماندی و دگر حوصلهای نیست مرا
◾️تا تباهی و جنون؛
فاصلهای نیست مرا
◾️◾️در پی روی تو؛
ای عشق!
◾️بروم من به کجا ....
وقتی که ماه در میزنه
◾️این دل من پر میزنه
◾️برای دیدار تو عشق
به خاطرات سر میزنه...
🍏🍎🍃
❤2👍2