○
چگونه می شود
بهار را بوسید؟! وقتی
که تنِ شکوفه ها؛ زخمی ست
چگونه می شود؟!
نفس کشید، عشق را بویید
وقتی که، دل بنفشه
پژمرده است
چگونه می شود، خندید
و با آوازِ خوشِ چکاوکی رقصید؟
وقتی که سفره ها خالی ست
و قلبِ سردِ شاپرک ابری ست
چگونه می شود؟
خوابید و با غمِ غربت
حدیث و رویا دید
درِ قفس باز است
چگونه می شود فهمید؟!
پرنده یِ بی بال به فکر
پرواز است...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
چگونه می شود
بهار را بوسید؟! وقتی
که تنِ شکوفه ها؛ زخمی ست
چگونه می شود؟!
نفس کشید، عشق را بویید
وقتی که، دل بنفشه
پژمرده است
چگونه می شود، خندید
و با آوازِ خوشِ چکاوکی رقصید؟
وقتی که سفره ها خالی ست
و قلبِ سردِ شاپرک ابری ست
چگونه می شود؟
خوابید و با غمِ غربت
حدیث و رویا دید
درِ قفس باز است
چگونه می شود فهمید؟!
پرنده یِ بی بال به فکر
پرواز است...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🔥2
@malake1000
منتظرت بودم - غلامحسین اشرفی
🎼❤️🎼
🗣#غلامحسین_اشرفی
🎼#منتظرت بودم ...
منتظرت می مانم
می مانم تا آفتاب از مغرب معجزه بر آید و
تکلم حیرت از حلول درخت.
✍#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
🗣#غلامحسین_اشرفی
🎼#منتظرت بودم ...
منتظرت می مانم
می مانم تا آفتاب از مغرب معجزه بر آید و
تکلم حیرت از حلول درخت.
✍#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
- چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی.
- چقدر هم تنها!
- خیال میکنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی.
- دچار یعنی
عاشق.
- و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک، دچارِ آبیِ دریایِ بیکران باشد.
- چه فکرِ نازک غمناکی!
- و غم تبسم پوشیدهٔ نگاهِ گیاه است.
و غم اشارهٔ محوی به ردّ وحدتِ اشیاست.
- خوشا به حال گیاهان که عاشقِ نورند
و دست منبسط نور رویِ شانهٔ آنهاست.
- نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصلهای هست.
اگر چه منحنیِ آب بالشِ خوبی است
برای خوابِ دلآویز و تُردِ نیلوفر،
همیشه فاصلهای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمهٔ حیرتِ میانِ دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنیِ اهتزارِ خلوتِ اشیاست.
و عشق
صدایِ فاصلههاست.
صدایِ فاصلههایی که
غرق ابهامند؟
- نه،
صدایِ فاصلههایی که مثلِ نقره تمیزند
و با شنیدنِ یک هیچ میشوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست.
و دستِ عاشق در دستِ تُردِ ثانیههاست...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
- چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی.
- چقدر هم تنها!
- خیال میکنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی.
- دچار یعنی
عاشق.
- و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک، دچارِ آبیِ دریایِ بیکران باشد.
- چه فکرِ نازک غمناکی!
- و غم تبسم پوشیدهٔ نگاهِ گیاه است.
و غم اشارهٔ محوی به ردّ وحدتِ اشیاست.
- خوشا به حال گیاهان که عاشقِ نورند
و دست منبسط نور رویِ شانهٔ آنهاست.
- نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصلهای هست.
اگر چه منحنیِ آب بالشِ خوبی است
برای خوابِ دلآویز و تُردِ نیلوفر،
همیشه فاصلهای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمهٔ حیرتِ میانِ دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنیِ اهتزارِ خلوتِ اشیاست.
و عشق
صدایِ فاصلههاست.
صدایِ فاصلههایی که
غرق ابهامند؟
- نه،
صدایِ فاصلههایی که مثلِ نقره تمیزند
و با شنیدنِ یک هیچ میشوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست.
و دستِ عاشق در دستِ تُردِ ثانیههاست...
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
○
پروانه را شکایتی از جور
شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم
و خوشم
باور مکن که طعنه طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
✍#استاد_شهریار
🍏🍎🍃
پروانه را شکایتی از جور
شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم
و خوشم
باور مکن که طعنه طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
✍#استاد_شهریار
🍏🍎🍃
Emshab Emshab
Omid Nasri
🎼❤️🎼
🗣#امید_نصری
🎼#امشب امشب
امشب به کوی من سفر کن
تنها برای من خطر کن
چشم تو دنیای من است
این قصه رویای من است
این جهان من زندان است
به شهر عاشقت راهی شو
در اب تنگ من ماهی شو ...
🍏🍎🍃
🗣#امید_نصری
🎼#امشب امشب
امشب به کوی من سفر کن
تنها برای من خطر کن
چشم تو دنیای من است
این قصه رویای من است
این جهان من زندان است
به شهر عاشقت راهی شو
در اب تنگ من ماهی شو ...
🍏🍎🍃