○
من کسی نیستم که از ترس خندهیِ
احمقها از کار دلخواهم دست بکشم.
من یک آدم آزادم، در کوچهها پرسه میزنم
و به تو فکر میکنم...
📖 #خانه_خاموش
✍🏻 #اورهان_پاموک
🍏🍎🍃
من کسی نیستم که از ترس خندهیِ
احمقها از کار دلخواهم دست بکشم.
من یک آدم آزادم، در کوچهها پرسه میزنم
و به تو فکر میکنم...
📖 #خانه_خاموش
✍🏻 #اورهان_پاموک
🍏🍎🍃
○
بــه ديدن جسمانی تو،
هيچ نيازی نيست
چنان پُرم از تو،
چنان پُر
که بيشتر شبيه،
شوخی زيبايی هستم...
✍#رضا_براهنی
🍏🍎🍃
بــه ديدن جسمانی تو،
هيچ نيازی نيست
چنان پُرم از تو،
چنان پُر
که بيشتر شبيه،
شوخی زيبايی هستم...
✍#رضا_براهنی
🍏🍎🍃
○
میبینمت هنوز
درین چشم ناشناس
این چشم ناشناس
که رفت از برابرم
گویی تویی؛
که باز چو خورشید شامگاه
میتابی از دریچه روزن
به خاطرم
من مانده بر دریچه
این چشم ناشناس
چون دزد آشنا
که بکاود ز روزنی
شاید چو نور ماه،
درایم به خوابگاه
بینم که در سیاهی شب،
خیره بر منی ...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
میبینمت هنوز
درین چشم ناشناس
این چشم ناشناس
که رفت از برابرم
گویی تویی؛
که باز چو خورشید شامگاه
میتابی از دریچه روزن
به خاطرم
من مانده بر دریچه
این چشم ناشناس
چون دزد آشنا
که بکاود ز روزنی
شاید چو نور ماه،
درایم به خوابگاه
بینم که در سیاهی شب،
خیره بر منی ...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
○
همه شب؛
با دل دیوانه خود
در حرفم
چه کنم،
جز دل خود
نامه بری نیست مرا
می توان رفت؛
چو آتش به رگ و ریشه شمع
به دل آزاری پروانه
سری نیست مرا
گر چه چون سرو، تماشاگه اهل نظرم
از جهان جز گره دل،
ثمری نیست مرا
✍#صائب_تبربزی
🍏🍎🍃
همه شب؛
با دل دیوانه خود
در حرفم
چه کنم،
جز دل خود
نامه بری نیست مرا
می توان رفت؛
چو آتش به رگ و ریشه شمع
به دل آزاری پروانه
سری نیست مرا
گر چه چون سرو، تماشاگه اهل نظرم
از جهان جز گره دل،
ثمری نیست مرا
✍#صائب_تبربزی
🍏🍎🍃