معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
.

مرگی،،،
کوچک است،،، عشق



#ابن_عربی

🍏🍎🍃
۰

ابر عاشق دوستت دارد
بر نگاهت، ساده میبارد
ابر عاشق بی تو میمیرد
با تو باشد،،، باده میبارد

در دلش...
فریاد پنهان است
عاشق و دلداده میبارد...

#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
 ○

یک جام شراب
صد دل و دین ارزد
یک جرعه می مملکت چین ارزد

جز باده لعل نیست
در روی زمین
تلخی،،،
که هزار جان شیرین ارزد.....


👤#خیام
🍏🍎🍃
.

موضوع چیست؟

+ موضوع این است:
فرض کن که زن داری
و زنت را هم دوست داری
و عاشق زن دیگری می‌شوی...

معذرت می‌خواهم،
این حرف تو برای من درست به همان اندازه عجیب و نامفهوم است
که فرض کن وقتی اینجا (رستوران) خوب سیر شدیم،
از کنار دکان نانوایی که رد می‌شویم
یک نان قندی بدزدیم ...

📚آنا کارنینا
👤#لئو_تولستوی

🍏🍎🍃
Tombe la neige (Remastered)
Salvatore Adamo
🎼❤️🎼


🍏🍎🍃


به این نتیجه رسیده‌ام که بیشترِ مردم بزرگ نمی‌شوند.
ما جای پارک خودمان را پیدا می‌کنیم و به کارت‌های اعتباری‌مان افتخار می‌کنیم.
ازدواج می‌کنیم و جرات می‌کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می‌گوییم.
اما فکر کنم بیشترین کاری که می‌کنیم پیر شدن است.

ما تراکم سال‌ها را در بدن‌هایمان و روی صورت‌هایمان، این طرف و آن طرف می‌بریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درونمان، هنوز بی‌گناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.
ممکن است که پیچیده و پخته رفتار کنیم اما معتقدم که وقتی به درون خود می‌رویم و خانه را پیدا می‌کنیم،
جایی که به آن تعلق داریم و شاید تنها مکانی که واقعا به آن متعلقیم بیش از همیشه احساس امنیت می‌کنیم.

نامه‌ای به دخترم | #مایا_آنجلو

🍏🍎🍃
.

ای کرده غمت غارت هوش دل ما
درد تو شده خانه فروش دل ما

رمزی که مقدسان ازو محرومند
عشق تو مر او گفت به گوش دل ما

#ابوسعید_ابوالخیر

🍏🍎🍃
.

عاشق،
علی رغم تمامی فشارها...

قلب معشوق را نمی‌رنجاند!


👤#جبران_خلیل_جبران

🍏🍎🍃
اوایل ازدواجمان به چهره همسرم در خواب نگاه می‌کردم.
این تنها چیزی بود که آرامم می‌کرد
و به من احساس امنیت می‌داد.
برای همین مدت زیادی او را در خواب تماشا می‌کردم.

اما یک روز این عادت را ترک کردم.
از کی؟
سعی کردم به خاطر آورم.
شاید از آن روزی که من و مادرشوهرم، سر اسم گذاشتن روی پسرم بحثمان شد.
آن روز دعوای شدیدی بین ما درگرفت، اما همسرم نتوانست چیزی به هیچ کدام‌مان بگوید.
او کنار ایستاده بود و سعی می‌کرد ما را آرام کند.
از آن به بعد، دیگر احساس نکردم همسرم حامی من است.
فکر کنم این تنها چیزی بود که از او خواستم و او نتوانست به من بدهد.
البته همه این ها به سال‌ها پیش برمی‌گردد.
من و مادرشوهرم مدتهاست آشتی کرده‌ایم.
من روی پسرم، اسمی را گذاشتم که دلم می‌خواست.
به علاوه، رابطه‌ی من و همسرم هم خیلی زود به حالت عادی بازگشت.
اما مطمئنم این پایان نگاه کردن‌های من به چهره خوابیده‌ی او بود.

کجا ممکن است پیداش کنم | #هاروکی_موراکامی

🍏🍎🍃
Tanhaei
Ehsan Khajehamiri
🎼🎶🎵



🍏🍎🍃
هر بوسه ات ابریست پرباران
هر لمس دستت ،،،
شعله ای رقصان

هر بازی چشمانِ شب سوزت
گل میکند، در اشک سرگردان

هر تابشِ آزادِ احساست...‌
در جانِ من نوری کند، پنهان

آرامشم،،، در گرمی عشقت
خون میچکاند تا شوم ویران

با قعر آغوشت ،،، رفیقم کن
تا پاک بازم در رکابت جان.....


#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
Yadam Bashad
Naser Abdollahi
🎼❤️🎼


🍏🍎🍃
سلام ... صبح به خیر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


اگر سکوت درونی یا بی ذهنی میخواهید تلاش نکنید که ذهن را خلوت کنید، یا با افکار مقابله کنید؛ برای سکوت ذهن، تنها حضور در لحظه را تمرین کنید و در زمان حال باشید. به این ترتیب، تمام افکار و دغدغه ها خودبخود محو می شوند.

🍏🍎🍃