مگه نه
mahasti
🎶❤️🎶
🗣#مهستی
🎼مگه نه
زندگی یه آرزوی مبهمه،،،
مگه نه؟!
یک طلوعه یک غروبه یک دمه ...
مگه نه؟!
زندگی یه کوره راهه
یه امیده یک نگاهه، مثل یک چراغ روشن
تویِ یک شب سیاهه......
🍏🍎🍃
🗣#مهستی
🎼مگه نه
زندگی یه آرزوی مبهمه،،،
مگه نه؟!
یک طلوعه یک غروبه یک دمه ...
مگه نه؟!
زندگی یه کوره راهه
یه امیده یک نگاهه، مثل یک چراغ روشن
تویِ یک شب سیاهه......
🍏🍎🍃
○
کتاب قهوهی سرد آقای نویسنده یک رمان ایرانی با موضوع عاشقانه است که تمِ معمایی – هیجانی دارد و در مدت زمان تقریبا یک ماهه به چاپ بیستم رسیده و میتوان گفت به نحوی شگفتی ساز است. این رمان تا به امروز بیشتر از پنجاه بار تجدید چاپ شده است.
پشت جلد کتاب قهوهی سرد آقای نویسنده قسمتی از متن کتاب آمده است:
بهم گفت: «تا حالا شکار رفتی؟» گفتم «نه.» گفت: «من قبلا میرفتم، ولی دیگه نمیرم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس میکشید و با چشمهاش التماس میکرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که میتونه دوست خوبی واسهم باشه، میتونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسهش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که اینجوری اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و هروقت من رو ببینه یاد بلایی میافته که سرش آوردم، از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم.» بعدش گفت: «تو هیچوقت نمیتونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.»
🍏🍎🍃
کتاب قهوهی سرد آقای نویسنده یک رمان ایرانی با موضوع عاشقانه است که تمِ معمایی – هیجانی دارد و در مدت زمان تقریبا یک ماهه به چاپ بیستم رسیده و میتوان گفت به نحوی شگفتی ساز است. این رمان تا به امروز بیشتر از پنجاه بار تجدید چاپ شده است.
پشت جلد کتاب قهوهی سرد آقای نویسنده قسمتی از متن کتاب آمده است:
بهم گفت: «تا حالا شکار رفتی؟» گفتم «نه.» گفت: «من قبلا میرفتم، ولی دیگه نمیرم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس میکشید و با چشمهاش التماس میکرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که میتونه دوست خوبی واسهم باشه، میتونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسهش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که اینجوری اون گوزن واسه همیشه لنگ میزنه و هروقت من رو ببینه یاد بلایی میافته که سرش آوردم، از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی که میتونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم.» بعدش گفت: «تو هیچوقت نمیتونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.»
🍏🍎🍃
○
دوست دارم
در اين شب دلپذير
عطر تو
چراغ بينايی من شود
و محبوبهٔ شب راهش را گم كند
دوست دارم
شب لرزان از حضورت
پايش بلغزد
در چالهای از صدف كه ماهش میخوانند
و خندهٔ آفتاب دريا را روشن كند
امّا نه آفتاب است و نه ماه
عصرگاهی غمگين است
و من اينهمه را جمع كردهام
چون دلتنگ توام!
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
دوست دارم
در اين شب دلپذير
عطر تو
چراغ بينايی من شود
و محبوبهٔ شب راهش را گم كند
دوست دارم
شب لرزان از حضورت
پايش بلغزد
در چالهای از صدف كه ماهش میخوانند
و خندهٔ آفتاب دريا را روشن كند
امّا نه آفتاب است و نه ماه
عصرگاهی غمگين است
و من اينهمه را جمع كردهام
چون دلتنگ توام!
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
جای تو خالی ست!
در تنهایی هایی که مرا
تا عمیق ترین دره های بی قراری
می کشانند
جای تو خالی ست
در سردترین؛
شب هایی که لبخند های مهربانی را؛
به تبعید می برند...
جای تو خالی ست
در دریغ نامکرری
که به پایان رسیدن را فریاد می کنند
جای تو خالی ست
در هر آن نا کجایی!
که منم...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
جای تو خالی ست!
در تنهایی هایی که مرا
تا عمیق ترین دره های بی قراری
می کشانند
جای تو خالی ست
در سردترین؛
شب هایی که لبخند های مهربانی را؛
به تبعید می برند...
جای تو خالی ست
در دریغ نامکرری
که به پایان رسیدن را فریاد می کنند
جای تو خالی ست
در هر آن نا کجایی!
که منم...
✍#حمید_مصدق
🍏🍎🍃
Soghati
Hayede
🎼❤️🎼
🗣#هایده
🎼#سوغاتی
دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم، تو، پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو، بار دیگر تو
#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
🗣#هایده
🎼#سوغاتی
دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم، تو، پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو، بار دیگر تو
#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستان بزرگوارم، قدم های فردا به شور و نشاط زندگی💚
○
✨با نام و یاد حضرت دوست🌤
🗓 امروز پنجشنبه 🌈🌧
☀️ ۴ اسفند ۱۴۰۱
🌙 ۲ شعبان ۱۴۴۴
🎄 ۲۳ فوریه ۲۰۲۳
پایان هفته تان بشادی و لبخند
🍏🍎🍃
✨با نام و یاد حضرت دوست🌤
🗓 امروز پنجشنبه 🌈🌧
☀️ ۴ اسفند ۱۴۰۱
🌙 ۲ شعبان ۱۴۴۴
🎄 ۲۳ فوریه ۲۰۲۳
پایان هفته تان بشادی و لبخند
🍏🍎🍃
Audio
💫❤️💫
اگر خداوند فقط لحظه ای از یاد می برد
که عروسکی پارچه ای بیش نیستم ...
و قطعه ای از زندگی به من هدیه می داد
شاید نمی گفتم همه ی آنچه می اندیشیدم
و همه ی گفته هایم....
اگر مرا قلبی بود،
تنفرم را می نوشتم
رویِ یخ و چشم می دوختم
به حضور آفتاب ...
وصیتنامه «گابریل گارسیا مارکز»
🎤# نصرالله مدقالچی
🍏🍎🍃
اگر خداوند فقط لحظه ای از یاد می برد
که عروسکی پارچه ای بیش نیستم ...
و قطعه ای از زندگی به من هدیه می داد
شاید نمی گفتم همه ی آنچه می اندیشیدم
و همه ی گفته هایم....
اگر مرا قلبی بود،
تنفرم را می نوشتم
رویِ یخ و چشم می دوختم
به حضور آفتاب ...
وصیتنامه «گابریل گارسیا مارکز»
🎤# نصرالله مدقالچی
🍏🍎🍃
○
به دیدارم بیا، ای هم گناه،
ای مهربان با من
شب افتاده ست و من تاریک و تنهايم
در ایوان ودر تالاب من دیری ست
در خوابند
پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی ...
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
به دیدارم بیا، ای هم گناه،
ای مهربان با من
شب افتاده ست و من تاریک و تنهايم
در ایوان ودر تالاب من دیری ست
در خوابند
پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی ...
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
Still your love (Māhoor)
Alireza Ghorbani & Hesam Naseri
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی&
🎼حسام_ناصری
خیال آمدنت دیشبم به سر میزد نیامدی ...
نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد
به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت
خیال روی تو نقشی به چشم تر میزد
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_قربانی&
🎼حسام_ناصری
خیال آمدنت دیشبم به سر میزد نیامدی ...
نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد
به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت
خیال روی تو نقشی به چشم تر میزد
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ِ ما خاک ِ ره ِ پیر ِ مغان خواهد بود
حلقهی پیر ِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر ِ تربت ِ ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه ِ رندان ِ جهان خواهد بود
برو ای زاهد ِ خودبین! که ز چشم ِ من و تو
راز ِ این پرده نهان است و نهان خواهد بود
تُرک ِ عاشق کش ِ من مست برون رفت امروز
تا دگر خون ِ که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دَم که ز شوق ِ تو نهد سر به لحد
تا دَم ِ صبح ِ قیامت نگران خواهد بود
بخت ِ حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف ِ معشوقه به دست ِ دگران خواهد بود
✍#حافظ
🎤#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ِ ما خاک ِ ره ِ پیر ِ مغان خواهد بود
حلقهی پیر ِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سر ِ تربت ِ ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه ِ رندان ِ جهان خواهد بود
برو ای زاهد ِ خودبین! که ز چشم ِ من و تو
راز ِ این پرده نهان است و نهان خواهد بود
تُرک ِ عاشق کش ِ من مست برون رفت امروز
تا دگر خون ِ که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دَم که ز شوق ِ تو نهد سر به لحد
تا دَم ِ صبح ِ قیامت نگران خواهد بود
بخت ِ حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف ِ معشوقه به دست ِ دگران خواهد بود
✍#حافظ
🎤#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃