○
ماهیانِ کدامین برکه؟
عاشقِ ماهِ چشمانت شده اند
که هر شب؛
خوابِ دریا را می بینند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ماهیانِ کدامین برکه؟
عاشقِ ماهِ چشمانت شده اند
که هر شب؛
خوابِ دریا را می بینند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم ❤️🤍 نبض تپنده زمان به عشق و خرد و آگاهی
○
الهی آن ده که آن به ...
یاری مان کن،
به هر آنچه که بر ما می گذرد
بردبار و شکیبا باشیم...
همچون فولادی، صبور
در کوره یِ گداخته؛ زندگی؛
صبری نه از روی جبر ،
که از سر رضایت و بردباری
نه تحمل؛ که با عشق و آرامش!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی آن ده که آن به ...
یاری مان کن،
به هر آنچه که بر ما می گذرد
بردبار و شکیبا باشیم...
همچون فولادی، صبور
در کوره یِ گداخته؛ زندگی؛
صبری نه از روی جبر ،
که از سر رضایت و بردباری
نه تحمل؛ که با عشق و آرامش!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
باید که جمله جان شوی تا لایق جانا شوی - شوق وصل
سید خلیل عالی نژاد
🎼❤️🎼
باید که جمله جان شوی، تا لایق جانان شوی...
شعر: #مولانا
خواننده: #خلیل_عالی_نژاد
آلبوم: #شوق_وصل
🍏🍎🍃
باید که جمله جان شوی، تا لایق جانان شوی...
شعر: #مولانا
خواننده: #خلیل_عالی_نژاد
آلبوم: #شوق_وصل
🍏🍎🍃
Tasvire Roya
Dariush
🎼❤️🎼
🗣#داریوش
🎼#تصویر_رویا
شب از مهتاب سر میره...
تمـــــــــام ماه تو آبـــ.........
شبیه عکس یک رویاســـــــت
تو خوابیدی جــــهان خوابـــــــ
زمــــین دور تو مـــــــیگرده
زمان دســــــــت تو افــــتاده ...
🍏🍎🍃
🗣#داریوش
🎼#تصویر_رویا
شب از مهتاب سر میره...
تمـــــــــام ماه تو آبـــ.........
شبیه عکس یک رویاســـــــت
تو خوابیدی جــــهان خوابـــــــ
زمــــین دور تو مـــــــیگرده
زمان دســــــــت تو افــــتاده ...
🍏🍎🍃
○
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ
که با من از فصلهای خشک گذر میکردند
به دستههای کلاغان
که عطر مزرعههای شبانه را
برای من به هدیه میآوردند
به مادرم که در آینه زندگی میکرد ...
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ
که با من از فصلهای خشک گذر میکردند
به دستههای کلاغان
که عطر مزرعههای شبانه را
برای من به هدیه میآوردند
به مادرم که در آینه زندگی میکرد ...
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
نامه
حبیب محبیان
🎼❤️🎼
🎼#نامه
🗣#حبیب محبیان
✍# شفیعی_کدکنی
اگر نامهای مینویسی به باران
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامهای مینویسی به خورشید
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا از دل کاهدود و غباران
سلام مرا زین شب سرد و نومید
اگر نامهای مینویسی به دریا
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا با
« اگر »
« آه »
« آیا » !
به مرغان صحرا
در آن جست و جوها
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامهای مینویسی
سلام مرا نیز بنویس
سلامی پر از شوق پرواز
از روزن آرزوها . . .
🍏🍎🍃
🎼#نامه
🗣#حبیب محبیان
✍# شفیعی_کدکنی
اگر نامهای مینویسی به باران
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامهای مینویسی به خورشید
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا از دل کاهدود و غباران
سلام مرا زین شب سرد و نومید
اگر نامهای مینویسی به دریا
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا با
« اگر »
« آه »
« آیا » !
به مرغان صحرا
در آن جست و جوها
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامهای مینویسی
سلام مرا نیز بنویس
سلامی پر از شوق پرواز
از روزن آرزوها . . .
🍏🍎🍃
○
✍#رومن_رولان
📕 #مهاتما گاندی
🍏🍎🍃
من خواستار آن نیستم
که راه خانهام از هر طرف بسته شود
و پنجرههای آن را کور کنند،
من میخواهم که نسیمِ فرهنگ
و تمدّن همهی کشورها آزادانه
از میان خانهام جریان داشته باشد،
لیکن هرگز نمیگذارم
که این باد مرا با خود ببرد
مذهب من
مذهب حبس و زندان نیست،
در مذهب من برای ناچیزترین
مخلوق خدا نیز جایی پیدا میشود،
امّا مذهب من به روی
تفرعنِ بیشرمانهی "نژاد و
دین و رنگ" بستهاست...✍#رومن_رولان
📕 #مهاتما گاندی
🍏🍎🍃
○
پروانه قشر پیله را دریده
و آماده بیرون پریدن بود.
اما پروانه زیاد درنگ میکرد
و من شتاب داشتم
خشمگین بر آن خم شدم
و با نفسم شروع به گرم کردن آن کردم.
بیتابانه پیله را گرم کردم
و معجزه با آهنگی تندتر از آنچه در طبیعت روی میدهد
در برابر چشمان من روی داد.
پیله باز شد
و پروانه در حالی که خود را میکشید
از آن بیرون خزید،
بالهای پروانه هنوز باز نشده بود
و او با تمام نیروی جسم نحیف و لرزانش، میکوشید که آن ها را از هم بگشاید،
ولی بیهوده بود.
بلوغی صبورانه لازم بود
و باز شدن بالها میبایست
آهسته در پرتو خورشید صورت بگیرد.
اکنون دیگر خیلی دیر شده بود.
مأیوس و بیحال تکانی به خود داد
و چند ثانیه بعد در کف دست من جان سپرد.
ما نباید شتاب کنیم،
نباید بیتابی از خود نشان بدهیم
و باید با اعتماد تمام
از آهنگ ابدی طبیعت پیروی کنیم...
📕#زوربای یونانی #نیکوس_کازانتزاکیس
🍏🍎🍃
پروانه قشر پیله را دریده
و آماده بیرون پریدن بود.
اما پروانه زیاد درنگ میکرد
و من شتاب داشتم
خشمگین بر آن خم شدم
و با نفسم شروع به گرم کردن آن کردم.
بیتابانه پیله را گرم کردم
و معجزه با آهنگی تندتر از آنچه در طبیعت روی میدهد
در برابر چشمان من روی داد.
پیله باز شد
و پروانه در حالی که خود را میکشید
از آن بیرون خزید،
بالهای پروانه هنوز باز نشده بود
و او با تمام نیروی جسم نحیف و لرزانش، میکوشید که آن ها را از هم بگشاید،
ولی بیهوده بود.
بلوغی صبورانه لازم بود
و باز شدن بالها میبایست
آهسته در پرتو خورشید صورت بگیرد.
اکنون دیگر خیلی دیر شده بود.
مأیوس و بیحال تکانی به خود داد
و چند ثانیه بعد در کف دست من جان سپرد.
ما نباید شتاب کنیم،
نباید بیتابی از خود نشان بدهیم
و باید با اعتماد تمام
از آهنگ ابدی طبیعت پیروی کنیم...
📕#زوربای یونانی #نیکوس_کازانتزاکیس
🍏🍎🍃