aramam nakard
reza pirbadian
گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد
روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد
بیتو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد
خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد
سوختم آنگونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمالِ تببُر نمدار آرامم نکرد
ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
گریه هم این بار آرامم نکرد
👤 #نجمه زارع
🎤رضا پیربادیان
🍏🍎🍃
هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد
روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد
بیتو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد
خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد
سوختم آنگونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمالِ تببُر نمدار آرامم نکرد
ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
گریه هم این بار آرامم نکرد
👤 #نجمه زارع
🎤رضا پیربادیان
🍏🍎🍃
.
دلت،، دریاچه یِ زیبایِ من شد
دو چشمم قوی زیبای دلت شد
دلت آیا پناهم میدهد باز ،،،
که قلبم بار دیگر منزلت شد
نگاهت، آتشی زیبا و روشن
صدایت، عطر آرام شکفتن
دو دستت،،، بارگاه مهربانی
بهار خنده هایت ناز سوسن
تو را...
خورشید و دریا میپرستند
نگاهت را به گلها میپرستند
صدایت را به هنگام نیایش
شقایقهای تنها میپرستند....
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
دلت،، دریاچه یِ زیبایِ من شد
دو چشمم قوی زیبای دلت شد
دلت آیا پناهم میدهد باز ،،،
که قلبم بار دیگر منزلت شد
نگاهت، آتشی زیبا و روشن
صدایت، عطر آرام شکفتن
دو دستت،،، بارگاه مهربانی
بهار خنده هایت ناز سوسن
تو را...
خورشید و دریا میپرستند
نگاهت را به گلها میپرستند
صدایت را به هنگام نیایش
شقایقهای تنها میپرستند....
#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
۰
میجویمت به نام و نشانی که نیستی
دیرآشنای من ، تو همانی، که نیستی
میجویمت به باغ خیال و گمان و وهم
در کوچههای دل، به گمانی که نیستی
شبگرد کوچههای خیالم، به جستجو
آیم به آن محل و نشانی، که نیستی
احوال من نپرس، که اقرار میکنم
حالم بد است، مثل زمانی که نیستی.
👤#قیصر_امین_ پور
🍏🍎🍃
میجویمت به نام و نشانی که نیستی
دیرآشنای من ، تو همانی، که نیستی
میجویمت به باغ خیال و گمان و وهم
در کوچههای دل، به گمانی که نیستی
شبگرد کوچههای خیالم، به جستجو
آیم به آن محل و نشانی، که نیستی
احوال من نپرس، که اقرار میکنم
حالم بد است، مثل زمانی که نیستی.
👤#قیصر_امین_ پور
🍏🍎🍃
۰
ابر عاشق دوستت دارد
بر نگاهت، ساده میبارد
ابر عاشق بی تو میمیرد
با تو باشد،،، باده میبارد
در دلش...
فریاد پنهان است
عاشق و دلداده میبارد...
✍#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
ابر عاشق دوستت دارد
بر نگاهت، ساده میبارد
ابر عاشق بی تو میمیرد
با تو باشد،،، باده میبارد
در دلش...
فریاد پنهان است
عاشق و دلداده میبارد...
✍#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
.
موضوع چیست؟
+ موضوع این است:
فرض کن که زن داری
و زنت را هم دوست داری
و عاشق زن دیگری میشوی...
معذرت میخواهم،
این حرف تو برای من درست به همان اندازه عجیب و نامفهوم است
که فرض کن وقتی اینجا (رستوران) خوب سیر شدیم،
از کنار دکان نانوایی که رد میشویم
یک نان قندی بدزدیم ...
📚آنا کارنینا
👤#لئو_تولستوی
🍏🍎🍃
موضوع چیست؟
+ موضوع این است:
فرض کن که زن داری
و زنت را هم دوست داری
و عاشق زن دیگری میشوی...
معذرت میخواهم،
این حرف تو برای من درست به همان اندازه عجیب و نامفهوم است
که فرض کن وقتی اینجا (رستوران) خوب سیر شدیم،
از کنار دکان نانوایی که رد میشویم
یک نان قندی بدزدیم ...
📚آنا کارنینا
👤#لئو_تولستوی
🍏🍎🍃
○
به این نتیجه رسیدهام که بیشترِ مردم بزرگ نمیشوند.
ما جای پارک خودمان را پیدا میکنیم و به کارتهای اعتباریمان افتخار میکنیم.
ازدواج میکنیم و جرات میکنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن میگوییم.
اما فکر کنم بیشترین کاری که میکنیم پیر شدن است.
ما تراکم سالها را در بدنهایمان و روی صورتهایمان، این طرف و آن طرف میبریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درونمان، هنوز بیگناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.
ممکن است که پیچیده و پخته رفتار کنیم اما معتقدم که وقتی به درون خود میرویم و خانه را پیدا میکنیم،
جایی که به آن تعلق داریم و شاید تنها مکانی که واقعا به آن متعلقیم بیش از همیشه احساس امنیت میکنیم.
نامهای به دخترم | #مایا_آنجلو
🍏🍎🍃
به این نتیجه رسیدهام که بیشترِ مردم بزرگ نمیشوند.
ما جای پارک خودمان را پیدا میکنیم و به کارتهای اعتباریمان افتخار میکنیم.
ازدواج میکنیم و جرات میکنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن میگوییم.
اما فکر کنم بیشترین کاری که میکنیم پیر شدن است.
ما تراکم سالها را در بدنهایمان و روی صورتهایمان، این طرف و آن طرف میبریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درونمان، هنوز بیگناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.
ممکن است که پیچیده و پخته رفتار کنیم اما معتقدم که وقتی به درون خود میرویم و خانه را پیدا میکنیم،
جایی که به آن تعلق داریم و شاید تنها مکانی که واقعا به آن متعلقیم بیش از همیشه احساس امنیت میکنیم.
نامهای به دخترم | #مایا_آنجلو
🍏🍎🍃
.
ای کرده غمت غارت هوش دل ما
درد تو شده خانه فروش دل ما
رمزی که مقدسان ازو محرومند
عشق تو مر او گفت به گوش دل ما
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
ای کرده غمت غارت هوش دل ما
درد تو شده خانه فروش دل ما
رمزی که مقدسان ازو محرومند
عشق تو مر او گفت به گوش دل ما
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
اوایل ازدواجمان به چهره همسرم در خواب نگاه میکردم.
این تنها چیزی بود که آرامم میکرد
و به من احساس امنیت میداد.
برای همین مدت زیادی او را در خواب تماشا میکردم.
اما یک روز این عادت را ترک کردم.
از کی؟
سعی کردم به خاطر آورم.
شاید از آن روزی که من و مادرشوهرم، سر اسم گذاشتن روی پسرم بحثمان شد.
آن روز دعوای شدیدی بین ما درگرفت، اما همسرم نتوانست چیزی به هیچ کداممان بگوید.
او کنار ایستاده بود و سعی میکرد ما را آرام کند.
از آن به بعد، دیگر احساس نکردم همسرم حامی من است.
فکر کنم این تنها چیزی بود که از او خواستم و او نتوانست به من بدهد.
البته همه این ها به سالها پیش برمیگردد.
من و مادرشوهرم مدتهاست آشتی کردهایم.
من روی پسرم، اسمی را گذاشتم که دلم میخواست.
به علاوه، رابطهی من و همسرم هم خیلی زود به حالت عادی بازگشت.
اما مطمئنم این پایان نگاه کردنهای من به چهره خوابیدهی او بود.
کجا ممکن است پیداش کنم | #هاروکی_موراکامی
🍏🍎🍃
این تنها چیزی بود که آرامم میکرد
و به من احساس امنیت میداد.
برای همین مدت زیادی او را در خواب تماشا میکردم.
اما یک روز این عادت را ترک کردم.
از کی؟
سعی کردم به خاطر آورم.
شاید از آن روزی که من و مادرشوهرم، سر اسم گذاشتن روی پسرم بحثمان شد.
آن روز دعوای شدیدی بین ما درگرفت، اما همسرم نتوانست چیزی به هیچ کداممان بگوید.
او کنار ایستاده بود و سعی میکرد ما را آرام کند.
از آن به بعد، دیگر احساس نکردم همسرم حامی من است.
فکر کنم این تنها چیزی بود که از او خواستم و او نتوانست به من بدهد.
البته همه این ها به سالها پیش برمیگردد.
من و مادرشوهرم مدتهاست آشتی کردهایم.
من روی پسرم، اسمی را گذاشتم که دلم میخواست.
به علاوه، رابطهی من و همسرم هم خیلی زود به حالت عادی بازگشت.
اما مطمئنم این پایان نگاه کردنهای من به چهره خوابیدهی او بود.
کجا ممکن است پیداش کنم | #هاروکی_موراکامی
🍏🍎🍃