○
الهی!
اگر کسی تو را به طلب یافت
من خود طلب از تو یافتم،
اگر کسی تو را به جُستن یافت
من به گریختن یافتم
خداوندا
چون وجود تو پیش از طلب و طالب است طالب از آن جهت در طلب است
که بیقراری بر او غالب است،
عجب آنست که یافت نقد شد
و طلب برنخواست،
حق دیدهور شد و پردهی عزت به جاست.
#خواجه_عبدالله_انصاری
🍏🍎🍃
الهی!
اگر کسی تو را به طلب یافت
من خود طلب از تو یافتم،
اگر کسی تو را به جُستن یافت
من به گریختن یافتم
خداوندا
چون وجود تو پیش از طلب و طالب است طالب از آن جهت در طلب است
که بیقراری بر او غالب است،
عجب آنست که یافت نقد شد
و طلب برنخواست،
حق دیدهور شد و پردهی عزت به جاست.
#خواجه_عبدالله_انصاری
🍏🍎🍃
❤1
○
هر که عاشق نیست
او را روز نیست
هر که را عشق است و
سودا روز شد
صبح را؛
در کنج این خانه مجوی
رو به بالا کن؛
به بالا روز شد!
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
هر که عاشق نیست
او را روز نیست
هر که را عشق است و
سودا روز شد
صبح را؛
در کنج این خانه مجوی
رو به بالا کن؛
به بالا روز شد!
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
○
دلا چو غنچه شکایت ز کارِ بسته مکن
که بادِ صبح نسیمِ گرهگشا آورد
چه مستیست، ندانم که رو به ما آورد
که؟ بود ساقی و این باده از کجا آورد؟!
مریدِ پیرِ مغانم ز من مرنج ای شیخ..
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد!!!
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
دلا چو غنچه شکایت ز کارِ بسته مکن
که بادِ صبح نسیمِ گرهگشا آورد
چه مستیست، ندانم که رو به ما آورد
که؟ بود ساقی و این باده از کجا آورد؟!
مریدِ پیرِ مغانم ز من مرنج ای شیخ..
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد!!!
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
ملت عشق
روزبه نعمتالهی
🎼❤️🎼
🗣#روزبه_نعمت_الهی
🎼#ملت_عشق
گزیده ای از اشعار پارسی:
من که مست از می جانم،،، تتناهو، یا هو
فارغ از کون و مکانم تتناهو، یا هو
چشم مستش چو بدیدم، دلم از دست برفت،،،
عاشق چشم فلانم تتناهو، یا هو
گاه در صومعه با اهل عبادت همدم
گاه در دیر مغانم تتناهو، یا هو
من به تقدیرم و تقدیر هم از ذات من است
قادر هر دو جهانم تتناهو، یا هو
تن به تن، ذره به ذره همه انوار منند
زآنکه خورشید نهانم، تتناهو، یا هو ...
🍏🍎🍃
🗣#روزبه_نعمت_الهی
🎼#ملت_عشق
گزیده ای از اشعار پارسی:
من که مست از می جانم،،، تتناهو، یا هو
فارغ از کون و مکانم تتناهو، یا هو
چشم مستش چو بدیدم، دلم از دست برفت،،،
عاشق چشم فلانم تتناهو، یا هو
گاه در صومعه با اهل عبادت همدم
گاه در دیر مغانم تتناهو، یا هو
من به تقدیرم و تقدیر هم از ذات من است
قادر هر دو جهانم تتناهو، یا هو
تن به تن، ذره به ذره همه انوار منند
زآنکه خورشید نهانم، تتناهو، یا هو ...
🍏🍎🍃
○
دوست اش می دارم
چرا که می شناسمش
به دوستی و یگانگی؛
شهر
همه بیگانگی و عداوت است
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم
تنهایی غم انگیزش را در می یابم
اندوه اش
غروبی دلگیر است
در غربت و تنهایی
هم چنان که شادی اش
طلوع همه آفتاب هاست
در فراسوی مرزهای تن ام
تو را دوست می دارم ...
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
دوست اش می دارم
چرا که می شناسمش
به دوستی و یگانگی؛
شهر
همه بیگانگی و عداوت است
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم
تنهایی غم انگیزش را در می یابم
اندوه اش
غروبی دلگیر است
در غربت و تنهایی
هم چنان که شادی اش
طلوع همه آفتاب هاست
در فراسوی مرزهای تن ام
تو را دوست می دارم ...
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عاشق شدم من، در زندگانی
بر جان زد آتش، عشق نهانی
یک سو غم او، یک سو دل من، در تار مویی
در این میانه، دل میکشاند، ما را به سویی
زین عشقِ سوزان، بیعقل و هوشام
میسوزم از عشق، اما خموشام.
ای گرمی جان، هر جا که بودی، بی ما نبودی
هر جا که رفتی، من با تو بودم، تنها نبودی
یک سو غم او، یک سو دل من، در تار مویی
در این میانه دل میکشاند ما را به سویی.
فیلم:
Lovers' Concerto | 2002 | Lee Han
هرجا که رفتی ، من با تو بودم ...
🍏🍎🍃
عاشق شدم من، در زندگانی
بر جان زد آتش، عشق نهانی
یک سو غم او، یک سو دل من، در تار مویی
در این میانه، دل میکشاند، ما را به سویی
زین عشقِ سوزان، بیعقل و هوشام
میسوزم از عشق، اما خموشام.
ای گرمی جان، هر جا که بودی، بی ما نبودی
هر جا که رفتی، من با تو بودم، تنها نبودی
یک سو غم او، یک سو دل من، در تار مویی
در این میانه دل میکشاند ما را به سویی.
فیلم:
Lovers' Concerto | 2002 | Lee Han
هرجا که رفتی ، من با تو بودم ...
🍏🍎🍃